معمای هرمز/ آیا توافقی در افق دیده میشود؟
این روزها گفتوگوهای ایران و عمان درباره طراحی و تعیین مسیرهای تازه کشتیرانی در تنگه هرمز به یکی از محورهای پرتلاطم تغییرات منطقه بدل شده است؛ تحولات و رایزنیهایی که میتواند بر الگوی عبور و مرور کشتیها و حتی محاسبات سیاسی طرفها اثر بگذارد.
به نقل از شرق، آنچه از سوی وزیر امور خارجه ایران مطرح شده این است که توافق در آستانههای نهایی شدن قرار دارد؛ با این حال، این روند به معنای بازگشایی صددرصدی و فوری تنگه نیست. در همین چارچوب، الجزیره بهواسطه نقلقول از جیدی ونس گزارش داده که آمریکا در مسیر نزدیکی به یک توافق مرتبط با تنگه هرمز قرار گرفته و احتمال میرود در روزهای آینده نهایی شود.
توافق با عمان؛ نسخهای موقت برای کنترل جریان تردد
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، دیروز در حاشیه برگزاری رویداد وزارت امور خارجه و در توضیح روند گفتوگوها، به مذاکرات فشرده با طرف عمانی اشاره کرد و گفت: «بحث مربوط به تعیین مسیرهای دریایی جدید در تنگه هرمز دنبال میشود و در مراحل پایانی قرار دارد. در واقع مسیرهای قدیمی با مسیرهای جدید جایگزین میشوند و کارشناسان نیز در حال کار بر روی نقشهها هستند».
طبق دادههایی که در دسترس قرار گرفته، چارچوب پیشنهادی از سه بخش محوری تشکیل میشود. نخست، تنظیم همکاری دوطرفه برای مدیریت عبور کشتیها؛ بهاین ترتیب که کشتیهای ورودی از مسیر شمالی عبور میکنند و این مسیر تحت نظارت ایران خواهد بود، و کشتیهای خروجی از مسیر جنوبی راهی میشوند که نظارت آن بر عهده عمان است. دوم، موضوع عوارض دریایی است؛ ایران رقم پنج تا هفت درصد ارزش محموله را مدنظر قرار داده و در مقابل، عمان پیشنهاد سه درصد را مطرح میکند. سوم نیز ماهیت زمانی این توافق است که به گفته برخی منابع مطلع، قرار است بازهای حدود دو تا چهار ماه را پوشش دهد.
با این حال، عراقچی در بیان جزئیات، مرزبندی روشنی انجام داد و تأکید کرد: «توافق با عمان به معنای باز شدن تنگه هرمز نیست. بازگشایی کامل تنها در گرو تحقق مجموعهای از شروطی است که از طریق واسطهها به آمریکا منتقل و اعلام شده است».
شرایط سنگین ایران؛ فراتر از یک جابهجایی در نقشه کشتیرانی
آنچه این توافق را از سطح یک تصمیم صرفا فنی یا مهندسی پایینتر نمیبرد و به سطحی راهبردی میرساند، فهرست شروطی است که تهران برای بازگشایی کامل تنگه مطرح کرده است.
والاستریت ژورنال در گزارشی از پنج شرط کلیدی ایران یاد کرده است؛ شرطهایی که از جمله شامل خروج کامل نیروهای نظامی آمریکا از منطقه و پایان دادن به محاصره دریایی است، سپس برداشته شدن همه تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده، پرداخت میلیاردها دلار به عنوان غرامت جنگی، توقف حملات علیه متحدان ایران در منطقه (لبنان، فلسطین، یمن و عراق) و در نهایت تضمین عدم تکرار نقض تفاهمنامه اسلامآباد (ژوئن ۲۰۲۶) میشود.
محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در ادامه مواضع اعلام کرد: «تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا رفتار خود را اصلاح نکند، بسته خواهد ماند». این نوع نگاه نشان میدهد ایران موضوع تنگه را صرفا بهعنوان یک موضوع عبور و مرور تلقی نمیکند، بلکه آن را به یک اهرم فشار مؤثر در راستای تغییر معادلات سیاسی و اقتصادی تبدیل کرده است.
واشینگتن بین دو راهی؛ انتخابی سخت در میدان محدودیتها
در نقطه مقابل، کاخ سفید با یک دوگانه پرهزینه روبهرو است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، از نزدیک شدن واشینگتن به توافق سخن گفته و گفته واشینگتن منتظر ارائه پیشنهادی تازه از سوی ایران است. با این حال، همزمان هشدارهایی هم از سوی مقاماتی نظیر مارکو روبیو مطرح شده که بر اساس آن، واشینگتن نمیتواند نظارت ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد.
از نگاه برخی کارشناسان اقتصادی، موضوع تنها به ملاحظات امنیتی محدود نمیشود. آنها به قیمت بنزین در آمریکا (حدود چهار دلار برای هر گالن) و همچنین نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای اشاره میکنند؛ عواملی که میتواند انگیزههای دونالد ترامپ برای رساندن مذاکرات به نتیجه را افزایش دهد. با وجود این، قبول کردن شروط مطرحشده از سوی ایران ممکن است در عمل به معنای عقبنشینی راهبردی واشینگتن در سطح منطقه تعبیر شود؛ تصمیمی که میتواند هزینههای سیاسی قابل توجهی برای دولت آمریکا به همراه آورد.
چشمانداز نظم تازه در خلیج فارس
بخش راهبردی ماجرا در این است که توافق فنی با عمان، از بازگشایی سیاسی و همهجانبه تنگه جدا دیده میشود. حتی اگر این تفاهم امضا شود، مسیر تنگه هرمز به وضعیت و دوران پیش از جنگ بازنخواهد گشت؛ بلکه احتمال میرود نظمی نو با نقشآفرینی رسمی ایران در اداره و مدیریت آبراه شکل بگیرد. این دگرگونی، میتواند بیانگر تغییر در موازنه قدرت منطقه باشد و نشان دهد تهران توانسته است «ظرفیت جغرافیایی» را به یک ابزار چانهزنی در بالاترین سطح سیاسی تبدیل کند. با وجود این، عملیاتی شدن بازگشایی کامل نیازمند آن است که واشینگتن هزینههای سنگین سیاسی-اقتصادی را پذیرا شود. در شرایط فعلی، به نظر میرسد دستاورد کوتاهمدت محتمل، همان توافق موقت و فنی باشد؛ توافقی که هم به مدیریت بحران جاری کمک میکند و هم مسیر را برای مذاکره در سطحی گستردهتر درباره معادلات کلانتر، هموار خواهد ساخت.
توافق فنی یا آغاز یک دگرگونی؟
مذاکرات میان ایران و عمان را اگر از زاویه نگاه سیاسی ببینیم، شاید نتوان آن را فقط یک قرارداد ساده دریایی دانست. این گفتوگوها بیشتر از آنکه صرفا درباره جریان کشتیها باشد، بازتابی از تغییر در ساختار قدرت در خلیج فارس است؛ تهران با رویکردی راهبردی، مدیریت آبراه را به ابزاری برای بازتعریف روابطش با آمریکا بدل کرده و واشینگتن نیز در سایه فشارهای ناشی از نزدیک شدن به انتخابات و بالا رفتن هزینههای داخلی مانند قیمت بنزین، ناچار است با واقعیت تازه تعامل کند. در نهایت، آنچه از دل این روند بیرون میآید این است که تنگه هرمز دیگر به نظم پیشین برنمیگردد.