متهم به قتل در دادگاه: وقتی پیکر پیدا نشده، چرا من را قاتل معرفی میکنید؟/اگر حکم قصاص اجرا شود و بعد روشن شود که بیگناهم، تکلیف زن و فرزندانم چه میشود؟
به نقل از روزنامه «ایران» و بر اساس گزارش خبرآنلاین، مأموران پس از آغاز تحقیقات، تمام تلاش خود را به کار گرفتند اما در همان مراحل ابتدایی هیچ سرنخ معناداری از خشایار یا سرنوشتش به دست نیاوردند. با این حال، حدود یک ماه از آغاز ماجرا گذشته بود که خانواده خشایار بار دیگر با مراجعه به پلیس خبر دادند صبح همان روز، از طریق تلفن پسرشان با او تماس گرفتهاند. برخلاف دفعات پیش که تماسها بیپاسخ میماند و گوشی خاموش بود، این بار زنی پاسخ داده و گفته بود تلفن را در محدوده دماوند پیدا کرده است؛ اما به محض اینکه به او توضیح دادهاند این شماره مربوط به پسر گمشده خانواده است، زن بدون فوت وقت تماس را قطع کرده و گوشی را هم خاموش کرده است.
پس از شنیدن این اطلاعات، مأموران با ردیابی تلفن و نیز بررسی خط، توانستند سرانجام به زوج جوانی برسند که گوشی را در اختیار داشتند.
بعد از دستگیری، هرچند هر دو نفر ادعا کردند هیچ اطلاعی درباره سرنوشت پسر جوان ندارند، اما در جریان بازرسی از منزلشان، پلیس کیف پول خشایار را پیدا کرد. به همین دلیل زوج جوان بازداشت شدند. چند روز بعد، مرد جوان در اعترافات خود به قتل خشایار دست زد و گفت: «من خشایار را به عنوان مسافر سوار کردم و برای اینکه کیف پول و تلفن همراهش را سرقت کنم، او را کشتم و جسدش را در حوالی گرمسار رها کردم.» با این حال، وقتی مأموران برای بررسی محل اعلامشده از سوی متهم به آن منطقه رفتند، موفق نشدند جسد را پیدا کنند.
پس از تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در نخستین بخش جلسه، اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و درخواست قصاص خود را مطرح کردند.
سپس متهم وارد جایگاه شد و گفت: «من اتهام قتل را قبول ندارم. وقتی دستگیر شدیم، به خاطر اینکه میخواستم همسر و دو فرزندم از آسیب و گرفتاری رهایی پیدا کنند، ناچار به اعتراف شدم؛ اما بدانید که من هیچ نقشی در قتل نداشتم. من کیف و تلفن همراه خشایار را برداشتم؛ آن هم کنار جاده و از کنار یک جسد که چهرهاش برایم قابل تشخیص نبود.»
در ادامه، قاضی پرسید: «با توجه به رد خونهایی که روی صندلی، کف و فرمان خودرو مشاهده شده و در آزمایشها مشخص شده که متعلق به شما نیست، چه پاسخی دارید؟»
متهم پاسخ داد: «چند روز قبل از دستگیری با یک نفر درگیر شده بودم و شاید همان خون مربوط به همان شخص باشد که با او اختلاف و درگیری پیدا کردم.»
پس از گفتههای متهم، وکیل او پشت تریبون قرار گرفت و گفت: «بر اساس بررسیها و تحقیقات، خشایار با افراد مختلفی اختلافات مالی داشته و ممکن است یکی از همان افراد بلایی بر سرش آورده باشد. همچنین طبق اطلاعات به دست آمده، خشایار سابقه مصرف مواد داشته و حتی سابقه خودکشی هم در پروندهاش وجود دارد؛ بنابراین احتمال میرود او بر اثر مصرف مواد یا به دلیل خودکشی جانش را از دست داده باشد.»
در این زمان، مادر مقتول رو به قضات کرد و افزود: «پسر من نه سابقه خودکشی داشته و نه چنین مواردی که مطرح میکنند درست است. این حرفها و اشارهها فقط برای تبرئه متهم مطرح شده. من هم تنها خواستهام قصاص است.»
سپس متهم در آخرین دفاعیات خود ادامه داد: «وقتی جسدی پیدا نشده، چطور میخواهید من را به قصاص محکوم کنید؟ اصلاً اگر شما من را قصاص کنید و بعد مشخص شود خشایار زنده بوده یا خودش را مخفی کرده، چه کسی باید پاسخ بدهد؟ چه کسی جواب خانوادهام را خواهد داد؟»
قاضی در پاسخ گفت: «اگر برای ما محرز شود که شما قاتل هستید و حکم قصاص صادر کنیم، در آن صورت خودمان پاسخگو خواهیم بود. خانواده شما هم میتوانند خواستهشان را از ما مطالبه کنند.»
با پایان یافتن جلسه، قضات وارد مرحله شور برای صدور رأی شدند.
17302