کد خبر 682760
۱۴۰۵/۰۶/۰۴ ۲۱:۴۲

اختتام رویاهای هوش مصنوعی مولد؛ دلیل خاتمه این فناوری چیست؟

ساعت 24 - رشد و توسعه هوش مصنوعی مولد هم‌اکنون به‌تنهایی به‌عنوان یک مزیت رقابتی شناخته نمی‌شود و سازمان‌ها برای به‌دست آوردن استفاده واقعی از هوش مصنوعی باید بر روی کیفیت، داده‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری انسانی و ارائه اطلاعات دقیق و مختصر تمرکز کنند.
پایان رویای هوش مصنوعی مولد؛ چرا پرونده این فناوری بسته شد؟

فرارو- با عبور هوش مصنوعی مولدی از مرحله نوآوری و شگفتی آغازین، حالا معیاری به نام بهره‌وری در حال دگرگونی است؛ در حال حاضر، این موضوع فقط به تولید محتوای بیشتر مربوط نمی‌شود، بلکه توانایی استخراج مهم‌ترین اطلاعات و تبدیل آن‌ها به تصمیمات و اقدامات واقعی، اهمیت بیشتری دارد.

به گزارش فرارو به نقل از INC، عصر هوش مصنوعی مولد به سر آمده است! این بدان معنا نیست که فناوری‌هایی نظیر مدل‌های زبانی بزرگ یا ابزارهای تولید محتوا دیگر در دسترس نیستند، بلکه دوره‌ای که استفاده صرف از هوش مصنوعی به‌عنوان یک مزیت انقلابی تلقی می‌شد، در حال افول است. در ماه‌های آتی، شرکت‌ها و افراد بیشتر با واقعیتی روبرو خواهند شد که اتکا بی‌رویه به هوش مصنوعی لزوماً به افزایش بهره‌وری منتهی نمی‌شود.

نباید انتظار داشت که یک گزارش پنج‌صفحه‌ای پر از متن‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی بتواند جانشین یک پاراگراف مختصر و هدفمند شود. ارائه‌های فروش نمی‌توانند با جملات تکراری و کلیشه‌ای پر شوند و یک شرکت نرم‌افزاری نمی‌تواند با افزودن یک چت‌بات به رابط کاربری یا خدمات مشتری، خود را به‌عنوان یک نوآوری معرفی کند.

این دگرگونی، ناشی از افزایش آگاهی عمومی در مورد عملکرد مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) است. اما خبر خوب این است که دلایل حمایت از استفاده از هوش مصنوعی هرگز به این میزان قوی نبوده‌اند.

مشکل، هوش مصنوعی نیست!

در سال‌های اخیر، هشدارهای متعددی درباره شوق بیش از حد به هوش مصنوعی مولد مطرح شده است. نکته کلیدی از ابتدا این بوده که نباید تمام آینده یک کسب‌وکار را به این فناوری وابسته کرد. هوش مصنوعی از قدیم وجود داشته و جذابیت اولیه آن به تدریج کاهش می‌یابد. در عین حال، این فناوری در مراحل ابتدایی تحول خود قرار دارد.

با افزایش استفاده عمومی از ابزارهای مولد، نشانه‌هایی از تولید محتوای ماشینی نیز بروز کرد؛ از جملات کلیشه‌ای گرفته تا متن‌های طولانی، تکراری و فاقد ارزش افزوده.

در گام بعدی، کسب‌وکارهای زیادی حول محور چت‌بات‌های هوش مصنوعی شکل گرفتند و برخی شرکت‌ها حتی کاهش نیروی انسانی خود را به این فناوری نسبت دادند. در عین حال، گروهی از مشاوران هوش مصنوعی اهمیت داده‌ها را در ایجاد مزیت رقابتی نادیده گرفتند.

اما به تدریج دیدگاه بازار تغییر کرد. توجه از ایجاد چت‌بات به سمت داده، تحلیل اطلاعات، پیش‌بینی و اقدام عملی معطوف شد. این تغییر نشان می‌دهد که هوش مصنوعی بیشتر از آنکه یک محصول مستقل باشد، به بخشی از زیرساخت پردازش و تصمیم‌گیری تبدیل شده است.

ورود به عصر «هوش مصنوعی مختصر‌گو»

دوره فعلی هوش مصنوعی شباهت زیادی به نخستین روزهای عرضه فناوری‌های مولدی دارد؛ با این تفاوت که حالا تجربه بیشتری در اختیار کاربران و شرکت‌ها قرار دارد. یک اصل کهن همچنان معتبر است: مهم‌ترین، دقیق‌ترین و قابل‌اقدام‌ترین اطلاعات باید در اولویت قرار گیرند.

بر این اساس، چهار اصل جدید اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

اصل اول: هوش مصنوعی ابزار است، نه جایگزین انسان

ادغام هوش مصنوعی در یک فرایند بدون نظارت و راهنمایی افراد متخصص می‌تواند نتایج معکوس به بار آورد. شاید افزایش بهره‌وری در یک بخش زنجیره کاری به دست آید، اما این امر لزوماً به قدرت بخشیدن به کل زنجیره منجر نمی‌شود. هوش مصنوعی می‌تواند سرعت تولید و پردازش اطلاعات را افزایش دهد، اما قضاوت درباره اهمیت و نحوه استفاده از این اطلاعات هنوز به نظر انسانی وابسته است.

اصل دوم: خلاقیت و تجربه انسانی، ماده اولیه هوش مصنوعی است

هر فرایندی که در دنیای واقعی آزمون نشده باشد، حتی اگر به بهترین ابزارهای خودکار مجهز شود، ممکن است در نهایت با شکست مواجه شده و کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد. نمونه‌هایی از قبیل آمازون نشان می‌دهند که مزیت واقعی فقط به مقدار استفاده از هوش مصنوعی ارتباط ندارد. این شرکت‌ها از هوش مصنوعی به‌طور گسترده‌ای بهره می‌برند، اما در کنار آن صدها هزار کارمند با تجربه مستقیم در شناسایی مشکلات و یافتن راه‌حل‌ها دارند. همین دانش انسانی است که امکان بهره‌وری مؤثر از فناوری را فراهم می‌آورد.

اصل سوم: داده، سنگر رقابتی شرکت‌هاست

زمانی که تقریباً همه شرکت‌ها به ابزارها و قدرت پردازشی مشابه دسترسی دارند، صرف داشتن فناوری دیگر مزیت بزرگی به‌حساب نمی‌آید. مزیت رقابتی واقعی در داده‌های منحصر به فرد و فرایندهایی قرار دارد که این داده‌ها را تولید می‌کنند؛ اطلاعاتی که رقبا به آن‌ها دسترسی ندارند و نمی‌توانند به سادگی آن‌ها را بازتولید کنند.

بنابراین شرکت‌ها باید به جای تأکید صرف بر اینکه «چه ابزاری از هوش مصنوعی داریم»، به این سؤال پاسخ دهند که «چه داده‌ها و چه فرایندهای منحصر به‌فردی در اختیار داریم؟»

اصل چهارم: عصر هوش مصنوعی مختصر‌گو آغاز شده است

قاعده جدید ساده است: کمتر، مؤثرتر است.

دیگر کاربران صرفاً تحت تأثیر متن‌های طولانی یا پاسخ‌های مفصل قرار نمی‌گیرند. چت‌بات‌هایی که بی‌وقفه توضیحات طولانی ارائه می‌دهند، قابلیت‌های غیرضروری و انبوه اطلاعاتی که خوانده نمی‌شوند، دیگر نشانه‌هایی از بهره‌وری نیستند.

اگر خروجی هوش مصنوعی بدون واسطه انسانی مستقیماً به مخاطب عرضه شود، در واقع کاری انجام شده که تقریباً هر کسی می‌تواند انجام دهد. ارزش واقعی زمانی شکل می‌گیرد که انسان بتواند این خروجی عظیم هوش مصنوعی را بررسی کند، اطلاعات غیرضروری را حذف کند و در نهایت، داده‌ای محدود، دقیق، قابل‌اعتماد و قابل‌قابل اجرا ارائه دهد.

پایان هیجان، آغاز بلوغ

بنابراین زمانی که گفته می‌شود «دوران هوش مصنوعی مولد به پایان رسیده است»، منظور این نیست که به پایان فناوری رسیده‌ایم؛ بلکه به معنای به پایان رسیدن یک مرحله از چرخه توسعه آن است. دوران استفاده صرف از هوش مصنوعی به‌عنوان نماد نوآوری تدریجاً جایش را به مرحله‌ای می‌دهد که در آن کیفیت بهره‌برداری از این فناوری در کانون توجه قرار دارد.

در این مرحله، کامیاب‌ترین شرکت‌ها و کاربران کسانی نخواهند بود که بیشترین مقدار متن، تصویر یا کد را با کمک هوش مصنوعی تولید می‌کنند؛ بلکه آن‌هایی که قادرند از میان انبوه خروجی‌های تولید شده، اطلاعات واقعاً مهم را شناسایی کنند، به راستی صحت آن‌ها را مورد بررسی قرار دهند و چطور به تصمیمات و اقدامات تبدیل شوند.

به طور خلاصه، آینده هوش مصنوعی احتمالاً به افرادی تعلق خواهد داشت که با دقت بیشتری انتخاب می‌کنند، نه کسانی که صرفاً بیشتر تولید می‌کنند.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.