کد خبر 683278
۱۴۰۵/۰۶/۰۵ ۱۴:۱۰

تهران، واشنگتن و میانجیگری دوحه؛ آیا قطر قادر به باز کردن گره مذاکرات خواهد بود؟

ساعت 24 - سفر نخست‌وزیر قطر به پایتخت ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که گفت‌وگوهای میان ایران و ایالات متحده به بن‌بست رسیده و تنش‌ها در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد؛ در حال حاضر دوحه در تلاش است تا از این دو مسأله به‌عنوان فرصتی برای فراهم کردن یک بستر جدید به منظور کاهش تنش‌ها و بازگرداندن تهران و واشنگتن به روند مذاکرات بهره‌برداری کند.
تهران، واشنگتن و میانجیگری دوحه؛ آیا قطر می‌تواند قفل مذاکرات را باز کند؟

به نقل از ایلنا، سفر محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر به تهران در اوضاعی صورت می‌گیرد که تلاش‌های منطقه‌ای برای کاهش تنش‌ها میان ایران و آمریکا به مرحله جدیدی رسیده است؛ تلاشی که این بار درصدد احیای راه‌های گفت‌وگو و نیز موضوع حیاتی آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز می‌باشد.

در ماه‌های اخیر، دوحه تلاش کرده است تا از پتانسیل روابط خود با تهران و واشنگتن برای نقش‌آفرینی به‌عنوان میانجی بهره‌برداری کند. پس از فعال شدن مسیرهای میانجیگری عمان و پاکستان، اکنون قطر در صدد است تا نقشی مستقیم‌تر در نزدیک کردن نظرات دو طرف ایفا کند، هرچند که همچنان اختلافات قابل توجهی وجود دارد.

مسئله‌ی کلیدی در حال حاضر این است که تهران و واشنگتن با دیدگاه‌های متفاوتی به موضوع کاهش تنش می‌نگرند. ایران بر لزوم پایان محاصره بنادر، لغو تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده و اجرای تعهدات مرتبط با کاهش تنش تأکید دارد، در حالی که واشنگتن پس از کاهش عملیات نظامی، توجه خود را به فشار اقتصادی و تشدید تحریم‌ها معطوف کرده است.

در این شرایط، تنگه هرمز به یک گره کلیدی در بحران تبدیل شده است. کاهش ناگزیر انتقال نفت از این آبراه استراتژیک نه تنها تبعات مستقیمی بر بازار انرژی دارد، بلکه فشار زیادی بر زنجیره تأمین جهانی وارد می‌کند. از این رو، بازگشت به وضعیت پیشین کشتیرانی برای قطر تنها یک موضوع سیاسی به شمار نمی‌آید، بلکه به‌طور مستقیم با امنیت انرژی و ثبات اقتصادی در منطقه و سطح جهانی مرتبط است.

سفر نخست‌وزیر قطر به تهران را می‌توان در این چارچوب تحلیل کرد. دوحه می‌کوشد که نخست زمینه‌های لازم برای کاهش تنش و حل مسائل مربوط به تنگه هرمز را فراهم آورد و سپس با این رویکرد، فضای مناسب‌تری برای از سرگیری مذاکرات تهران و واشنگتن ایجاد کند.

با این حال، موفقیت این میانجیگری بستگی به آمادگی دو طرف برای ارائه امتیازها و پذیرش یک چارچوب مرحله‌ای دارد. اگر ایران پایان فشار اقتصادی و خاتمه محاصره را شرط هر گونه گشایش بداند و آمریکا به تشدید فشارها ادامه دهد، حتی راه‌اندازی کانال‌های میانجیگری قطر نیز لزوماً به ازسرگیری مذاکرات نخواهد انجامید.

علاوه بر این، قطر از یک مزیت کلیدی برای ایفای این نقش بهره‌مند است: این کشور هم با ایران روابط سیاسی و اقتصادی دارد و هم کانال‌های نزدیکی با ایالات متحده. این موقعیت به دوحه این امکان را می‌دهد که پیام‌های دو طرف را منتقل کند و در صورت شکل‌گیری حداقل اشتراکات، شرایطی را برای توافق‌های موقت ایجاد کند.

بدین ترتیب، سفر محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی را نباید تنها به‌عنوان یک سفر دوجانبه میان تهران و دوحه تلقی کرد. اهمیت اصلی این سفر در تلاش قطر برای بازگشایی گره‌ای است که از یک سو به تنش‌ها میان ایران و آمریکا و از سوی دیگر به امنیت تنگه هرمز و بازار جهانی انرژی مرتبط می‌شود.

در نهایت، اگر دوحه بتواند ابتدا در زمینه کاهش تنش و آزادی کشتیرانی در هرمز میانجیگری کند، این موضوع می‌تواند به نقطه‌ی شروعی برای بازگشت تهران و واشنگتن به مسیر مذاکرات تبدیل گردد؛ اما در شرایط کنونی، فاصله میان خواسته‌های دو طرف به‌قدری زیاد است که نمی‌توان موفقیت میانجیگری قطر را قطعی دانست.

زیبا اکبرزاده

انتهای پیام/

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.