ادغام اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و متاورس به منظور «بهبود مدیریت منابع آبی»
بر اساس گزارش ایسنا، آب تنها یک منبع طبیعی نیست، بلکه رکن اساسی برای رفاه و پیشرفت، و همچنین ثبات اجتماعی و اقتصادی به شمار میرود. افزایش جمعیت، رشد تقاضا، شهرنشینی و فشار ناشی از تغییرات اقلیمی، منابع آبی محدود را به شدت تحت فشار قرار داده است. کشور ایران، با توجه به واقع شدن بخش عمدهای از خاک خود در نواحی خشک و نیمهخشک، به کاهش میزان بارندگیها، افزایش دما و افت سطح منابع آب زیرزمینی دچار شده است. در چنین وضعیتی، تأمین پایدار آب به یک چالش اساسی و ضروری تبدیل شده است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به عواقب فراگیر آن اشاره شود. پایین آمدن سطح آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین، بروز شکافها و فروچالهها، نشتهای آب، اتلاف بیرویه در مصرف و توزیع و عدم تصفیه صحیح، از جمله نشانههای بحرانی شدن وضعیت آبی در کشور محسوب میشوند. بدین ترتیب، محققان تأکید کردهاند که موضوع آب تنها یک مقوله فنی نیست بلکه به عرصههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و زیستمحیطی نیز ارتباط دارد. از منظر آنها، برای گذر از این وضعیت باید به «حکمرانی آب» به جای فقط «مدیریت آب» دست یابیم؛ به این معنا که تمرکز صرف بر تأمین و مصرف کافی نیست و باید به قوانین، نهادها، مشارکت ذینفعان و فرآیند تصمیمگیری نیز توجه جدی شود.
در تحقیقی با همین موضوع، محمد انصاری قوجقار، استادیار گروه مهندسی احیای مناطق خشک و کوهستانی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، به همراه یکی از همکاران خود، در تلاشند تا چارچوبی نو برای تغییر در شیوه حکمرانی آب ارائه دهند. هدف این تلاش تنها استفاده از فناوری نیست، بلکه ادغام اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و متاورس به منظور شکلگیری روش نوین در مدیریت منابع آب کشور میباشد.
محققان برای تحقق این هدف از روش توصیفی-تحلیلی و بررسی منابع کتابخانهای بهره جستهاند. به طور خلاصه، آنها به مطالعه تحقیقات موجود در زمینه حکمرانی آب و فناوریهای نو پرداخته و پس از آن تلاش کردهاند این فناوریها را در یک چارچوب منسجم به هم پیوند دهند. در این چارچوب، اینترنت اشیاء برای جمعآوری دادههای لحظهای از وضعیت منابع آبی، هوش مصنوعی برای تجزیه و تحلیل دادهها و پیشبینی روندها، و متاورس برای شبیهسازی و نمایش وضعیت شبکههای آبی و سناریوهای مختلف به کار برده میشود. هدف این است که تصمیمگیرندگان پیش از اجرای سیاستها، تاثیرات آنها را بهتر درک کرده و بر اساس اطلاعات دقیقتری عمل نمایند.
یافتههای این تحقیق نشان میدهد که این رویکرد میتواند شفافیت را افزایش دهد، کارایی سیستمهای توزیع آب را بهبود بخشد، اتلاف منابع را کاهش دهد و توانایی سازگاری نظام آبی را در شرایط نامشخص بهبود بخشد. در حقیقت، ترکیب این سه فناوری نه تنها تصویر دقیقی از وضعیت موجود ارائه میدهد، بلکه امکان پیشبینی آینده را نیز فراهم میسازد.
با وجود این، محققان بر این نکته تأکید کردهاند که پیادهسازی این چارچوب نیازمند زیرساختهای ارتباطی مناسب، قوانین روشن، امنیت و حریم خصوصی دادهها و همچنین ارتقای توان مدیریتی و فنی نهادهای مربوطه است. نتیجهگیری این تحقیق نشان میدهد که صرفاً داشتن فناوری کافی نیست، بلکه برای ایجاد تغییر واقعی در حکمرانی آب، باید سازمانها، قوانین و مهارتهای اجرایی نیز بهطور همزمان نوسازی شوند.
اهمیت این نتایج در آن است که رویکردی نوین برای بررسی آب ارائه میشود؛ نگاهی که در آن دادههای لحظهای، تحلیلهای هوشمند و شبیهسازیهای مجازی به طور همزمان کنار هم قرار میگیرند. به این ترتیب، پیش از اجرای تصمیمی در مقیاس وسیع، امکان مشاهده اثرات آن در یک محیط شبیهسازی شده فراهم شده و میتوان از بروز خطاهای پرهزینه جلوگیری کرد.
از سویی دیگر، این تحقیق بر اهمیت همکاری میان دولت، بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد نیز تأکید میکند. مجریان این پژوهش در جمعبندی نهایی خود بیان کردهاند که اگر حکمرانی آب از حالت متمرکز خارج شود، فرصت مشارکت بیشتری فراهم خواهد شد و هماهنگی بهتری بین بخشها به وجود خواهد آمد و مدیریت منابع آبی به سوی پویایی و انعطافپذیری بیشتر سوق داده خواهد شد.
این دستاوردهای علمی در «دوفصلنامه نیوار» وابسته به سازمان هواشناسی کشور منتشر شده است؛ نشریهای که به موضوعات مرتبط با آب، اقلیم و مدیریت منابع طبیعی میپردازد.
پایان پیام