کد خبر 691642
۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۱۲:۰۷

بررسی وضعیت کنونی و افق‌های پیش‌روی صنعت فولاد در سطح جهانی، منطقه خاورمیانه و کشور ایران

ساعت 24 - در این نوشتار، تحلیلی جامع درباره وضعیت کنونی و چشم‌اندازهای آینده صنعت فولاد در جهان، خاورمیانه و ایران به قلم امین ابراهیمی، مدیرعامل شرکت فولاد خوزستان و نایب‌رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران ارائه شده است.
تحلیلی بر حال و آینده صنعت فولاد در جهان، خاورمیانه و ایران

به نقل از خبرگزاری مهر و براساس اظهارات مدیریت شرکت فولاد خوزستان، دورانی که شاهد رشد کمّی تولید فولاد بودیم به پایان رسیده و اکنون دوره‌ای جدید از رقابت‌ها حول محورهای «کیفیت، کربن و دسترسی به بازار» آغاز گشته است. درک صحیح این تحولات، تمایزی است میان شرکت‌هایی که در سال‌های آتی خواهند درخشید و آن‌هایی که به خاطره‌ها خواهد پیوست. یادداشت زیر توسط امین ابراهیمی، مدیرعامل شرکت فولاد خوزستان و نایب‌رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران نوشته شده است.

پایان یک عصر

صنعت فولاد در جهان به نقطه عطفی تاریخی نزدیک می‌شود؛ نقطه‌ای که شاید با تغییرات دهه ۱۹۷۰ — زمانی که مرکز تولید فولاد از غرب به شرق آسیا منتقل شد — قابل مقایسه باشد. بعد از دو دهه که «رشد چین» سوژه اصلی این صنعت به حساب می‌آمد، اکنون آمارهای انجمن جهانی فولاد (worldsteel) تصویر متفاوتی را به نمایش می‌گذارد: تولید فولاد خام جهانی در سال ۲۰۲۵ با کاهشی معنادار به یک میلیارد و ۸۴۹ میلیون تن می‌رسد و نخستین بار در ۲۵ سال اخیر متوسط رشد سالانه این صنعت در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ به منفی ۰.۴ درصد خواهد رسید [۱].

به بیان دیگر، دوران رشد کمی محصول فولاد به خاتمه رسیده و عصر رقابت بر سر «کیفیت، میزان کربن و بازار» آغاز گردیده است. به عنوان فردی که بیش از دو دهه در زمینه زنجیره فولاد، معدن و متالورژی در این کشور فعال بوده‌ام، اعتقاد دارم که درک صحیح این دگرگونی، مرز باریکی است میان بنگاه‌هایی که در آینده به موفقیت می‌رسند و آن‌هایی که فقط به یادها سپرده خواهند شد.

بخش اول: وقوع سه زلزله در جهان

۱. زلزله در چین: از موتور تقاضا به موج صادراتی

تغییر بنیادی و ساختاری در بازار جهانی به دگردیسی نقش چین مربوط می‌شود. پیش‌بینی می‌شود که تولید فولاد در چین در سال ۲۰۲۵ به ۹۶۰.۸ میلیون تن برسد و پس از سال‌ها دوباره به زیر یک میلیارد تن کاهش یابد. نقطه کلیدی در این بین، طرف تقاضا است: مصرف ظاهری فولاد در چین از ۹۵۴ میلیون تن در سال ۲۰۲۱ به ۷۹۶ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است — که معادل یک کاهش ۱۵۸ میلیون تنی در عرض چهار سال به شمار می‌آید و ریشه آن به مشکلات ساختاری در بخش املاک و تغییر مدل توسعه چین برمی‌گردد [۱].

پیامد این فاصله بین تولید و مصرف، بزرگ‌ترین موج صادراتی تاریخ فولاد خواهد بود: چین در سال ۲۰۲۵ معادل ۱۳۳.۶ میلیون تن فولاد صادر خواهد کرد؛ رقمی که به تنهایی از مجموع تولید سالانه کشورهای آلمان، ترکیه، برزیل و ایران بیشتر است [۱]. این حجم فراوان صادرات، تأثیر گسترده‌ای بر قیمت‌های جهانی می‌گذارد و تمامی زنجیره‌های تامین — از بیلت و اسلب تا محصولات مسطح — را تحت فشار قرار می‌دهد و حاشیه سود فولادسازان در چهار قاره را محدود می‌سازد.

شرکت‌های بزرگ چینی نیز به فشارهای مداوم این دوره معتقد هستند و از آن خبر می‌دهند [۲].

۲. زلزله جغرافیایی: هند به عنوان موتور اصلی رشد

در همین حین، هند با تولید ۱۶۴.۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ و رشد سالانه بیش از ده درصد، به تنها موتور حقیقی رشد تقاضای جهانی تبدیل شده است. مصرف فولاد در هند به ۱۶۰ میلیون تن رسیده است و این کشور در تولید ۵۸.۹ میلیون تن آهن اسفنجی به مقام اول جهانی از آن خود کرده است [۱]. این تحولات به روشنی نشان می‌دهد که جغرافیای تقاضا در سطح جهان به سمت جنوب آسیا، جنوب شرق آسیا و خاورمیانه در حال حرکت است.

۳. زلزله کربن و حمایت‌گرایی: بازار به سمت «منطقه‌ای» شدن

سومین نیروی تغییردهنده، ادغام دو روند «کربن‌زدایی» و «حمایت‌گرایی تجاری» است. مکانیزم تعدیل مرزی کربن در اروپا (CBAM) به مرحله اجرایی راه یافته، بریتانیا سیستم‌های قیمت‌گذاری کربن ۱۶ کشور را برای معافیت به رسمیت می‌شناسد و ژاپن ۱.۲۶ تریلیون ین را برای گذار به فولاد سبز و کوره قوس الکتریکی اختصاص داده است [۲]. در این سوی قضیه، موج تعرفه‌ها و تحقیقات ضد دامپینگ نسبت به فولاد چین — از آمریکا و اروپا گرفته تا آفریقای جنوبی که عوارض تا ۲۸ درصد را شامل می‌شود — بازار جهانی را به سمت شکل‌گیری «بلوک‌های منطقه‌ای» سوق می‌دهد [۲]. تعطیلی تولید فولاد آرسلورمیتال در دویسبورگ آلمان و تخصیص یارانه‌ای بالغ بر ۵.۵ میلیارد یورو از سوی دولت آلمان به صنایع، عمیق بودن بحران رقابت‌پذیری اروپا را به تصویر می‌کشد [۲].

ترکیب این سه زلزله به یک نتیجه مشخص می‌رسد: در دهه پیش رو، قیمت فولاد بر اساس «تن کمتر از کربن، به‌علاوه دسترسی به بازار» تعیین خواهد شد.

بخش دوم: خاورمیانه — الگویی درخشان در دنیاست
در جهانی که در حال کوچک شدن است، خاورمیانه در خلاف مسیر حرکت می‌کند و به گمان من، به یک «آزمایشگاه آینده فولاد جهان» تبدیل شده است.
آمارها حاکی از آن است که مصرف ظاهری فولاد در منطقه از ۵۱.۶ میلیون تن در سال ۲۰۲۱ به ۶۱.۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته — رشدی معادل ۲۰ درصد در مدت چهار سال، در حالی که مصرف جهانی کاهش یافته است. تولید فولاد منطقه نیز به سطح ۵۷.۳ میلیون تن رسیده و تولید آهن اسفنجی به رکورد ۵۳.۲ میلیون تن دست یافته است [۱].

با این حال، ویژگی بارز تولید فولاد در خاورمیانه، نوع و شیوه تولید آن است: ۹۵.۵ درصد فولاد این منطقه با روش کوره قوس الکتریکی (EAF) تولید می‌شود — که این امر از نظر زیست‌محیطی، پاک‌ترین فرآیند تولید در میان تمامی مناطق جهان به شمار می‌رود [۱].

در دورانی که شرایط کربنی مدنظر است، این یک مزیت راهبردی بی‌همتا محسوب می‌شود؛ منطقه‌ای که غرب برای دهه‌ها تنها به چشم یک منبع انرژی به آن نگاه می‌کرد، حالا توانایی تبدیل شدن به «قطب فولاد سبز جهان» را دارد.

ترکیب بازار منطقه‌ نیز برای فعالان این صنعت درس‌آموز است:

عربستان سعودی با تولید ۱۰.۸ میلیون تن، به رتبه هجدهم جهان صعود کرده، اما همچنان با ۷.۶ میلیون تن واردات خالص، بازاری تشنه است که برنامه‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰ آن به شدت نیاز آن را افزایش می‌دهد [۱].

امارات با ۱۱ میلیون تن واردات خالص، به عنوان نهمین واردکننده بزرگ جهانی شناخته می‌شود [۱].

عراق با ۴.۷ میلیون تن واردات خالص، به عنوان بازار طبیعی همسایگان خود عمل می‌کند [۱].

ترکیه با تولید ۳۸.۱ میلیون تن، به مقام هفتمین فولادساز جهان دست یافته و همزمان یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان شمش و قراضه محسوب می‌شود [۱].

این اعداد واقعیتی دوگانه را نمایان می‌کنند: خاورمیانه در حال حاضر فرصت‌های صادراتی بی‌نظیری برای تولیدکنندگان منطقه‌ای فراهم کرده است، اما سرمایه‌گذاری‌های قابل توجه کشورهای خلیج فارس در ظرفیت‌های جدید ممکن است در آینده این فرصت‌ها را به تدریج کاهش دهد. پیام من به فعالان صنعت کاملاً روشن است: این فرصت باید اکنون در اختیار گرفته شود، نه در آینده.

بخش سوم: ایران — قدرتی که کمتر از ظرفیت‌های واقعی‌اش دیده شده است

اجازه دهید به‌طور صریح بگویم: جایگاه واقعی فولاد ایران در معادلات جهانی بسیار فراتر از تصوری است که حتی بسیاری از فعالان داخلی از آن دارند.

آمارهای رسمی انجمن جهانی فولاد برای سال ۲۰۲۵ نشان‌دهنده این واقعیت هستند:

ایران با تولید ۳۲ میلیون تن دهمین فولادساز بزرگ جهان به شمار می‌آید و با وجود کلیه محدودیت‌های انرژی و فشار تحریم‌ها، تولید خود را نسبت به سال قبل افزایش داده است [۱].

ایران همچنین با تولید ۳۷.۲ میلیون تن آهن اسفنجی، به عنوان دومین تولیدکننده بزرگ DRI در جهان شناخته می‌شود و به تنهایی ۷۰ درصد DRI در خاورمیانه را تأمین می‌کند [۱].
ایران با صادرات ۱۳.۵ میلیون تن بعنوان دهمین صادرکننده فولاد جهان و با ۱۲ میلیون تن صادرات خالص، چهارمین صادرکننده خالص فولاد جهان بعد از چین، ژاپن و کره جنوبی است [۱].
۹۲ درصد فولاد ایران با روش احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی تولید می‌شود که به کم‌کربن‌ترین ساختار تولید در میان ده فولادساز برتر جهان بدل شده است [۱].

این نکته آخر بسیار مهم است و باید به‌دقت مورد توجه قرار گیرد. در جهانی که میانگین انتشار کربن در صنعت فولاد ۱.۹۲ تن دی‌اکسید کربن به ازای هر تن فولاد است [۱] و اروپا برای هر تن کربن مبلغی را مطالبه می‌کند، مسیر تولید DRI-EAF ایران — که روزگاری به عنوان «اجبار ناشی از گاز ارزان» شناخته می‌شد — اکنون به یک سرمایه استراتژیک ملی تبدیل شده است. ما به لحاظ زیرساختی، سال‌ها قبل از آنکه «فولاد سبز» به ژانر گفتار صنعت جهانی تبدیل شود، این زیرساخت را تأسیس کرده‌ایم.

با این حال، صداقت تحلیلی ایجاب می‌کند که چالش‌ها را نیز به همان میزان شفاف بیان کنیم:

نخست، عدم توازن انرژی. بزرگ‌ترین تهدید برای صنعت فولاد ایران نه در سطح بین‌المللی، بلکه در شبکه برق و گاز داخلی است. صنعتی که می‌تواند در جمع پنج قدرت برتر فولاد جهان قرار گیرد، نباید در تابستان‌ها با قطعی برق و در زمستان‌ها با قطع گاز مواجه شود. در حال حاضر، سرمایه‌گذاری فولادسازان در نیروگاه‌های اختصاصی و تجدیدپذیر آغاز شده، اما بدون ایجاد یک پیمان ملی میان زیرساخت انرژی و صنعت، این مسیر به نتیجه نخواهد رسید.

دوم، چالش‌های اقتصادی ناشی از تحریم. فروش با تخفیف در مقایسه با قیمت‌های منطقه‌ای، سالانه میلیاردها تومان به ارزش واقعی صادرات ما لطمه می‌زند. ما باید بهبود سبد محصولات خود را به سمت تولیدات با ارزش افزوده بالاتر، تنوع در بازارها و ساخت برند با کیفیت و کربنی برای فولاد ایران ملزم کنیم.

سوم، رقابت مستقیم با چین. موج صادرات ۱۳۳ میلیون تنی فولاد چین، به‌صورت مستقیم در بازارهای هدف ما، یعنی جنوب شرق آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا تأثیر می‌گذارد. در رقابت قیمتی با چین، هیچ‌کس پیروز نخواهد شد؛ بنابراین میدان رقابت ما باید با توجه به کیفیت، سرعت تحویل، مزیت جغرافیایی و سطح کربن باشد.

بخش چهارم: آینده — پنج روند کلیدی تا ۲۰۳۰

۱. تثبیت تقاضای جهانی در محدوده ۱.۷ تا ۱.۸ میلیارد تن، با تغییر مداوم سهم از چین به هند، آسه‌آن، خاورمیانه و آفریقا. تولیدکنندگان موفق، آن‌هایی خواهند بود که در مناطقی که در حال رشد هستند، حاضر باشند — و ایران در قلب این تحولات ایستاده است.
۲. غالب شدن اقتصاد کربن در تجارت فولاد. تا پایان این دهه، گواهی ردپای کربن به همان اندازه که گواهی کیفیت (Mill Test Certificate) در معاملات بین‌المللی تعیین‌کننده خواهد بود. فولادسازانی که در حال حاضر سیستم‌های اندازه‌گیری، ممیزی و گواهی‌سازی کربن را ایجاد نکنند، در آینده از بازارهای ممتاز حذف خواهند شد.
۳. رشد آهن اسفنجی و متالیک‌ها. با افزایش توجه به EAF جهانی، تقاضا برای DRI/HBI و گندله احیایی به طرز قابل توجهی افزایش خواهد یافت؛ تولید جهانی DRI از ۱۱۸ به ۱۵۳ میلیون تن در عرض چهار سال خواهد رسید [۱]. ایران به عنوان قدرت دوم DRI جهانی می‌تواند از یک صادرکننده شمش به تأمین‌کننده راهبردی متالیک سبز برای فولادسازان جهانی تبدیل شود — که در نتیجه منجر به حاشیه سود و پایداری بالاتری خواهد شد.

۴. پیشرفت دیجیتال و هوش مصنوعی به عنوان مزیت رقابتی اصلی.

در صنعتی که حاشیه سودها تحت فشار قرار دارد، برنده کسی است که با استفاده از هوش مصنوعی، مصرف انرژی را بهینه و نگهداری را پیش‌بینانه و فروش را مبتنی بر داده‌ها انجام دهد. من بارها تاکید کرده‌ام که تحول دیجیتال برای صنعت فولاد ایران انتخاب نیست؛ بلکه شرط بقای آن است.
۵. منطقه‌ای‌ شدن زنجیره‌های تأمین. دنیای پساتعرفه، دنیای بلوک‌های تجاری است. این تحول برای ایران به معنای اولویت استراتژیک در بازارهای همسایه — عراق، افغانستان، آسیای مرکزی، خلیج فارس — و تشکیل پیوند‌های بلندمدت با هند و جنوب شرق آسیا خواهد بود.

سخن پایانی: دعوت به همبستگی ملی

صنعت فولاد ایران در یکی از معدود سرفصل‌های تاریخی قرار دارد که «مزیت‌های تاریخی» و «روندهای جهانی» به‌طور همزمان به نفع ما قرار گرفته‌اند: جهان به سمت فولاد کم‌کربن پیش می‌رود و ما کم‌کربن‌ترین ساختار تولید را در میان قدرت‌های بزرگ فولادی داریم؛ تقاضای جهانی به سمت جنوب و غرب آسیا سوق می‌یابد و ما در مرکز این جغرافیا قرار داریم؛ عصر DRI در حال آغاز است و ما مقام دوم جهانی این صنعت را داریم.
آن چیزی که بین این فرصت تاریخی و تحقق آن فاصله ایجاد می‌کند، سه عامل است: انرژی پایدار، دیپلماسی اقتصادی فعال و تسریع در تحول دیجیتال. این‌ها نه فقط وظیفه یک بنگاه، بلکه نیازی است که به همکاری مشترک دولت، انجمن‌های صنفی و بنگاه‌های پیشرو نیاز دارد.
نسل ما مسئولیت تاریخی برعهده دارد: تحویل صنعتی به نسل آینده که نه تنها بزرگ، بلکه هوشمند، سبز و جهانی باشند. تجربیات گذشته نشان داده است که هر بار که این صنعت را دست‌کم گرفته‌اند، فولادمردان ایران در میدان پاسخ داده‌اند. این بار نیز چنین خواهد بود.

منابع
۱. World Steel Association (worldsteel), World Steel in Figures ۲۰۲۶ — آمار رسمی تولید، مصرف، تجارت و DRI سال ۲۰۲۵ | worldsteel.org
۲. SteelOrbis, Latest Steel News, September ۲۰۲۶ — گزارش‌های بازار، سیاست‌های تجاری و کربنی | steelorbis.com

۳. World Steel Association, Sustainability Indicators Report ۲۰۲۵

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.