کد خبر 692343
۱۴۰۵/۰۶/۱۶ ۰۰:۱۸

چرا احساس ترس از اشتباه کردن در کودکان مشاهده می‌شود؟

ساعت 24 - یک روانشناس به تحلیل علل بنیادی ترس کودکان از ارتکاب اشتباه و تأثیر واکنش‌های تربیتی والدین بر اعتماد به نفس آن‌ها پرداخته و اظهار داشت: کمال‌گرایی و رفتارهای تند والدین می‌توانند احساس ترس از خطا را در مطالعه و ذهنیات کودکان به‌طور عمیق ایجاد نمایند.
چرا کودکان از اشتباه کردن می‌ترسند؟

شبنم دوستی در مصاحبه‌ای با ایسنا، در مورد دلایل نگرانی کودکان از انجام اشتباهات بیان کرد که این ترس عموماً از تجربیات تربیتی آن‌ها نشأت می‌گیرد. اگر والدین در مواجهه با خطاها، واکنش‌های تند، سرزنش یا تنبیه نشان دهند، کودک این پیام را دریافت می‌کند که «اشتباه کردن خطرناک است». این امر منجر به این می‌شود که او برای دوری از واکنش‌های منفی، از آزمایش کارهای جدید صرف‌نظر کند.

دوستی افزود: انتظارات کمال‌گرایانه و فشار بیش از حد والدین نیز در تقویت این حساسیت نقش دارد. وقتی کودک دائماً احساس کند که باید بدون عیب باشد، ارزش خود را به درستی انجام دادن کارها مربوط می‌سازد و هر خطایی را به عنوان نشانه‌ای از «بد بودن» خویش تلقی می‌کند. همچنین، سطح استقلال کودک نیز بسیار مهم است. زمانی که والدین همواره کارها را به جای او انجام می‌دهند، این فرصت را برای کسب تجربه و تصمیم‌گیری از او می‌گیرند و این مسئله به طبع اعتماد به نفس او را کاهش می‌دهد. در نهایت، کودک باید بفهمد که اشتباه بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری است و این موضوع نباید منجر به از دست رفتن محبت یا پذیرش از سوی والدین شود.

دوستی در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توانیم در کودک شجاعت تجربه کردن را ایجاد کنیم، مطرح کرد: کودک باید بداند برای شروع یک کار جدید نیازی به بی‌نقص بودن ندارد. ما ابتدا کار را آغاز می‌کنیم، تجربه می‌کنیم و در حین اشتباه کردن، پیشرفت می‌کنیم؛ نه اینکه لازم باشد پیش از شروع، کاملاً کامل باشیم.

تغییر رویکرد از سرزنش به یادگیری

به گفته او، هنگامی که کودک دچار اشتباه می‌شود، به جای سرزنش و بزرگ‌نمایی موضوع، بهتر است بپرسیم «فکر می‌کنی از این تجربه چه درسی می‌توانی بگیری؟» یا «دفعه بعد، چه کاری را می‌توانی به گونه‌ای متفاوت انجام دهی؟». این نوع گفت‌وگو باعث می‌شود که تمرکز کودک به جای ترس از قضاوت، بر یادگیری و حل مشکلات باشد. اگر کودک مطمئن باشد که در بیان اشتباهاتش با تحقیر روبه‌رو نخواهد شد، تمایل بیشتری به درخواست کمک از والدین در موقعیت‌های دشوار خواهد داشت. برعکس، ترس از واکنش منفی والدین او را به سوی پنهان‌سازی یا انکار اشتباهات سوق می‌دهد.

وی تأکید کرد که هدف، отсутствی خطا نیست؛ بلکه ایجاد فضایی امن است تا کودک بتواند تجربه کند، احساس مسئولیت کند و از اشتباهات خود درس بگیرد.

دوستی با اشاره به اینکه زمانی که کودک نگران از دست دادن تأیید والدین است، چگونه می‌توان فرزندی پرورش داد که از اشتباه نکردن نترسد، اظهار داشت: یکی از نیازهای بنیادین کودک این است که بفهمد دوست‌ داشتنی بودن او به عملکرد بی‌نقصش وابسته نیست. کودک باید درک کند که موفقیت یا شکست تأثیری بر محبت والدین ندارد. اگر کودک احساس کند تنها با عملکرد برجسته‌اش مورد توجه واقع می‌شود، ارزش خود را به موفقیت و تأیید دیگران مرتبط می‌سازد. تحقیقات نشان می‌دهند که «محبت و تأیید مشروط والدین» عزت نفس کودک را به عملکرد گره می‌زند.

او ادامه داد: البته ابراز عشق بدون قید و شرط به معنای تأیید هرگونه رفتار کودک نیست. والد می‌تواند همزمان بیان کند «من تو را دوست دارم، اما این رفتار تو صحیح نبود و باید درباره آن بحث کنیم». در واقع، ضروری است که ما پذیرش خود کودک را از تأیید رفتار او تفکیک کنیم. کودکی که از امنیت روانی برخوردار است، با اعتماد به نفس بیشتری تجربه می‌کند، سوال می‌پرسد و مسئولیت اشتباهات خود را به عهده می‌گیرد.

تأثیر فضای مجازی بر اعتماد به نفس

دوستی در مورد تأثیر فضای مجازی بر ترس کودکان از اشتباه توضیح داد: فضای مجازی معمولاً تنها «نتایج نهایی» و جنبه‌های انتخابی زندگی دیگران را به نمایش می‌گذارد و مسیر پر از تلاش و شکست آنان را نادیده می‌گیرد. به همین دلیل، کودک ممکن است زندگی واقعی خود را با «ویترین» زندگی دیگران مقایسه کند و به‌ دلیل این تصور نادرست که «همه بهتر از منند و تنها من نمی‌توانم»، به احساس بی‌کفایتی دچار شود.

او افزود: با پیشرفت هوش مصنوعی و ابزارهای ویرایش، آنچه در فضای آنلاین مشاهده می‌شود لزوماً واقعی نیست. بنابراین ما موظف هستیم به کودکان آموزش دهیم که این تصاویر، نمای کاملی از زندگی افراد را ارائه نمی‌دهند. به جای مقایسه کودک با دیگران، والدین باید پیشرفت او را نسبت به گذشته‌اش بسنجند. پرسیدن این سؤال که «نسبت به قبل چقدر پیشرفت کرده‌ای؟»، به کودک کمک می‌کند تا به جای رقابت با دیگران، بر مسیر رشد فردی خود تمرکز کند.

دوستی در خصوص مداخله والدین برای رفع خطاهای کودک (والدگری هلیکوپتری) توضیح داد که این رفتار مانع توسعه مهارت‌های او می‌شود. کودک برای رشد نیازمند تنها موفقیت نیست؛ بلکه مواجهه با چالش‌ها، شکست‌ها و حل مسائل بخشی از فرایند یادگیری به شمار می‌رود. وقتی کودک با مشکلات روبرو می‌شود و راه‌حل‌های گوناگونی را آزمایش می‌کند، مهارت‌های حل مسئله و احساس توانمندی در او شکل می‌گیرد.

تفاوت میان «حمایت» و «حل کردن مشکل»

دوستی اظهار داشت که در والدگری هلیکوپتری، والدین به خاطر نگرانی، مشکلات را قبل از اینکه کودک با آن‌ها مواجه شود، حل می‌کنند. این الگو ممکن است منجر به مشکلات سازگاری و اضطراب در کودکان گردد. البته هدف، رها کردن کودک در مشکلات نیست؛ بلکه والد باید نقش «راهنما» را ایفا کند و نه «حل‌کننده دائم». به جای ورود سریع به مسائل، بهتر است از کودک پرسیده شود «به نظرت خودت چطور می‌توانی این مشکل را حل کنی؟». هدف این است که کودک با این اطمینان بزرگ شود که: «اگر مشکلی پیش بیاید، من توانایی تلاش برای رفع آن را دارم». این احساس از طریق تجربیات به دست می‌آید، نه با از بین بردن تمام موانع از مقابل او.

انتهای پیام 

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.