کد خبر 694619
۱۴۰۵/۰۶/۱۸ ۰۶:۱۱

هوش مصنوعی کدام مهارت‌های کارمندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

ساعت 24 - هر سازمانی که در جهت گسترش استفاده از هوش مصنوعی در فعالیت‌های خود اقدام می‌کند، به دقت بررسی می‌نماید که کارکنان چقدر از این فناوری بهره می‌برند. داشبوردهای مدیریتی قابلیت نمایش تعداد کارمندانی که از این ابزارها استفاده می‌کنند، تعداد دفعات ورود به آن‌ها و میزان صرفه‌جویی زمانی را دارند، با این حال، تقریبا هیچکدام از این شرکت‌ها از اثرات واقعی این ابزارها بر روی کاربران آگاه نیستند.
هوش مصنوعی کدام مهارت کارمندان را تضعیف می‌کند؟

طبق گزارش ایسنا، گروه مشاوره بوستون (BCG) به تازگی از ۷۰ مدیر ارشد اجرایی نظرخواهی کرده است تا تاثیر هوش مصنوعی بر تمامیت نیروی کار در سازمان‌ها را بررسی کند. نیمی از این مدیران ابراز کرده‌اند که در حال حاضر شاهد کاهش مهارت‌های قضاوت و حل مسئله در سازمان‌های خود هستند و بیش از ۶۰ درصد آن‌ها بر این باورند که فقدان این مهارت‌ها در طی سه تا پنج سال آینده می‌تواند به کسب‌وکار آسیب جدی وارد کند.

قضاوت صحیح، شناسایی درست مسائل و تفکر خلاق از مهارت‌های کلیدی هستند که برای عملکرد پایدار شرکت‌ها بسیار حیاتی محسوب می‌شوند. با این حال، مدیران عنوان می‌کنند که این مهارت‌ها به دلیل به‌کارگیری هوش مصنوعی در کارکنان‌شان، بیش از سایر مهارت‌ها تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

تقریباً ۹۰ درصد از مدیران حاضر در این نظرسنجی اذعان کردند که کارکنان سازمان‌های آن‌ها دیگر تلاش نمی‌کنند که خروجی‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی را بررسی کنند. پیش‌نویس‌ها به صورت منظم و حرفه‌ای به نظر می‌رسند و تحلیل‌ها نیز نتیجه‌گیری‌های قاطعی را به نمایش می‌گذارند، اما دیگر هیچ یک از اعضا نمی‌پرسد که آیا استدلال‌های ارائه‌شده به‌واقع درست هستند یا خیر.

زمانی که افراد دیگر جوابی که تولید شده را به چالش نمی‌کشند، به تدریج مسئولیت آن را نیز به‌طور کمتری برعهده خواهند گرفت. بیش از نیمی از مدیران خاطرنشان کردند که کارکنان نسبت به قبل تمایل کمتری به پذیرش مسئولیت تصمیمات خود دارند. نزدیک به نیمی از آن‌ها نیز اظهار داشتند که اعضای تیم‌ها به طور فزاینده‌ای مشابه یکدیگر فکر می‌کنند، زیرا همه یک مسئله را با استفاده از ابزارهای مشابه بررسی کرده و به یک پاسخ مشترک دست می‌یابند. ۴۳ درصد از مدیران نیز تصریح کردند که کارکنان در مورد درستی یا نادرستی این پاسخ‌ها کمتر تبادل نظر می‌کنند و وقتی که هیچ‌کس نظری مخالف ارائه نمی‌دهد، خطاهای موجود نیز شناسایی نمی‌شوند.

در پژوهشی دیگر از گروه مشاوره بوستون درباره برنامه‌های آموزشی هوش مصنوعی، مشاهده شد که شرکت‌هایی که تنها بر پیگیری تعداد کارکنانی که دوره‌های آموزشی را به پایان رسانده‌اند تمرکز دارند، اغلب تکمیل دوره را با کسب مهارت واقعی اشتباه می‌گیرند. کارکنان در آزمون‌ها موفق عمل می‌کنند و در کلاس‌ها نشان می‌دهند که به درک لازم رسیده‌اند؛ اما پس از بازگشت به محیط کار، یا به عادت‌های اولیه خود بازمی‌گردند یا بیش از پیش به هوش مصنوعی اجازه می‌دهند به جای آنان تصمیم‌گیری کند.

کارکنان جدید نیز به دلیل این که هوش مصنوعی اکنون مسئول انجام وظایفی چون تحقیق، نگارش پیش‌نویس، اشکال‌زدایی و حل مسائل بوده که پیش‌تر وظایف یادگیری آنان محسوب می‌شد، به طور کندتری مهارت کسب می‌کنند.

مدیری که تصمیم می‌گیرد کدام وظایف را به هوش مصنوعی واگذار کند، در واقع درباره اینکه نسل آینده کارکنان چه مهارت‌هایی را هرگز نخواهند آموخت، تصمیم‌گیری می‌کند.

با خودکارسازی وظایف تحلیلی ساده‌تر، انتظارات از کارکنان تازه‌وارد به صورتی تعیین می‌شود که پیش‌تر به پنج تا ۱۰ سال تجربه نیاز داشت. شرکت‌ها، وظایف سطح ابتدایی را که به کارکنان تازه‌وارد آموزش می‌دادند چگونه کار خود را انجام دهند، حذف کرده‌اند و تاکنون هیچ جایگزینی برای این روش آموزشی یافت نشده است.

کارکنان با تجربه نیز از این وضعیت در امان نیستند. متخصصان با سابقه وقتی با حجم گسترده‌ای از کار روبرو می‌شوند، به تدریج اجازه می‌دهند که هوش مصنوعی تصمیماتی را که پیش‌تر خودشان می‌گرفتند، اتخاذ کند. یکی از مدیران این وضعیت را به عنوان الگوی «خلبان خودکار» توصیف کرده است. زیرا نتیجه کار همچنان حرفه‌ای به نظر می‌آید، کسی متوجه نمی‌شود که این افراد در حقیقت صحنه‌هایی از تصمیم‌گیری را کاهش داده‌اند.

یک‌سوم مدیران شرکت‌کننده در تحقیق گروه مشاوره بوستون اظهار داشتند که کارکنان ارشد به نسبت گذشته کمتر به آموزش دیگران می‌پردازند. به جای این‌که از همکارانی که دانش و تجربه لازم را دارند، سوال کنند، به‌طور مستقیم به مدل‌های زبانی مراجعه می‌کنند. کارکنان ارشد در گذشته نه تنها روش انجام کار را توضیح می‌دادند، بلکه دلیل انجام آن را نیز تشریح می‌کردند. حالا این گونه گفتگوها کمتر به وقوع می‌پیوندد.

زمانی که هوش مصنوعی جایگزین تفکر انسانی می‌شود، افراد کمتر و به صورت عمیق‌تری فکر می‌کنند و پژوهشگران توانسته‌اند این تفاوت را حتی در اسکن مغز شناسایی کنند. نتایج تحقیق موسسه فناوری ماساچوست (MIT) در سال ۲۰۲۵ نشان داده است که افرادی که از چت‌جی‌پی‌تی برای نوشتن استفاده کرده‌اند، فعالیت مغزی کمتری نسبت به افرادی که از جست‌وجوی اینترنتی بهره گرفته‌اند یا خودشان کار را انجام داده‌اند، داشتند. آن‌ها همچنین بخش کمتری از مطالب نوشته‌شده را در آینده به یاد می‌آورند. هر مهارتی که تمرین نشود، به تدریج تحلیل می‌رود و مهارت قضاوت نیز از این قاعده مستثنی نیست.

با این وجود، برخی از شرکت‌های تحت بررسی در پژوهش گروه مشاوره بوستون، آغاز به بازطراحی شیوه‌های انجام کار کرده‌اند تا از تضعیف مهارت‌های فکری کارکنان جلوگیری نمایند. به عنوان مثال، در شرکت شِل، کارکنان جوان ابتدا مسائل را بدون کمک از ابزارهای هوش مصنوعی حل می‌کنند. آن‌ها ابتدا به طور دقیق مسئله را تعریف می‌کنند، فرضیات خود را آزمایش کرده و قبل از استفاده از هوش مصنوعی برای اصلاح کار خود، تحلیل اولیه را به‌صورت دستی انجام می‌دهند.

وب‌سایت کوارتز گزارش داده است که نتایج اولیه این رویکرد تا حدی امیدوارکننده بوده‌اند. کارکنان جوان اکنون قادرند استدلال‌های خود را با وضوح بیشتری توضیح دهند و به کمک کمتری از مدیران نیاز دارند. با این وجود، اکثر شرکت‌ها هنوز هم به موضوع تعداد کارکنانی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، بیشتر از هر چیز دیگر اهمیت می‌دهند. به موازات کاهش هزینه‌های مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی، وسوسه شرکت‌ها به واگذاری بخش بیشتری از کارها به این فناوری نیز افزایش می‌یابد. در نهایت، آن شرکت‌هایی موفق‌تر خواهند بود که کارکنانشان حتی بدون حمایت هوش مصنوعی نیز قادر به تفکر مستقل باشند.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.