کد خبر 700521
۱۴۰۵/۰۶/۲۴ ۱۰:۴۶

فناوری‌های راهبردی چگونه متولد می شوند

ساعت 24 - در میان همه سرمایه‌گذاری‌هایی که برای ساختن آینده یک کشور انجام می‌دهیم، شاید هیچ‌کدام به اندازه سرمایه‌گذاری بر ذهن نسل آینده سرنوشت‌ساز نباشد. فناوری را می‌توان خرید، اما فرهنگ فناوری را نمی‌توان وارد کرد؛ ابزار را می‌توان وارد کرد، اما ذهنی که ابزار بعدی را طراحی کند باید در همین سرزمین و همین آب وخاک پرورش یافته باشد.
فناوری‌های راهبردی چگونه متولد می شوند

ما معمولاً زمانی به سراغ فناوری می‌رویم که به آن نیاز پیدا کرده‌ایم؛ زمانی که صنعتی با یک خلأ مواجه شده، فناوری دیگری در جهان به بلوغ رسیده یا بازار از محصولی جدید سرشار شده است، یا زمانی که دیگر نیاز های روزمره ما با همان نسبت فناوری قبلی در توازن وتناسب نیست. آنگاه می‌کوشیم با شتاب، نیروی انسانی تربیت کنیم و فاصله خود را با جهان کاهش دهیم.

اما فناوری‌های راهبردی چنین متولد نمی‌شوند.فناوری کودکی نیست که سیزده ساله متولد شود، فناوری‌ها کودکانی شیرخواره اند. آن‌ها حاصل سال‌ها انباشت دانش، تجربه، خطا، کنجکاوی و مهم‌تر از همه، تربیت نسلی هستند که از کودکی با منطق حل مسئله زندگی کرده است.

این ضرورت دیگر یک گزاره نظری نیست. مجمع جهانی اقتصاد در گزارش آینده مشاغل ۲۰۲۵، بر پایه بررسی بیش از هزار کارفرما با پوشش بیش از ۱۴ میلیون شاغل، پیش‌بینی کرده است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۷۰ میلیون شغل جدید ایجاد و ۹۲ میلیون شغل جابه‌جا یا حذف خواهد شد؛ یعنی در مجموع ۷۸ میلیون فرصت شغلی خالص جدید. در همین حال، حدود ۳۹ درصد مهارت‌های کنونی نیروی کار نیز تا آن زمان دستخوش تغییر یا منسوخ‌شدن خواهند شد.

این اعداد بیش از انکه یک تحلیل باشند، یک پیام روشن دارند:  نظام آموزشی نمی‌تواند برای مشاغل دیروز انسان تربیت کند و انتظار داشته باشد صنعت فردا شکوفا شود. اما مسئله فقط آموزش کار با فناوری نیست. مسئله، تربیت «ذهن فناور» است.

در ارزیابی برنامه بین‌المللی ارزیابی دانش‌آموزان (PISA) در سال۲۰۲۲، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) برای نخستین بار «تفکر خلاق» را در مقیاس بین‌المللی سنجید؛ یعنی توانایی تولید ایده‌های متنوع و اصیل و ارزیابی و بهبود آنها را مورد بررسی قرار داد. نکته مهم آن است که بسیاری از نظام‌های آموزشی موفق در تفکر خلاق، در ریاضیات، خواندن و علوم نیز عملکرد بالاتر از میانگین داشتند.این یافته گواه این است که فناوری از حفظ کردن نام ابزارها آغاز نمی‌شود؛ از توانایی دیدن مسئله‌ای که هنوز کسی برای آن راه‌حل نیافته است آغاز می‌شود.

از این رو، اگر قرار است هوش مصنوعی، رباتیک، زیست‌فناوری، مواد پیشرفته، انرژی‌های نو، فناوری کوانتومی و دیگر فناوری‌های نوظهور در آینده به مزیت اقتصادی کشور تبدیل شوند، باید بسیار پیش‌تر از ورود دانش‌آموز به دانشگاه، ریشه‌های آنها در نظام آموزشی شکل گرفته باشد.

البته مضمون کلام این نیست که مدرسه را به آزمایشگاه فناوری‌های مد روز تبدیل کنیم یا هر چند سال یک‌بار، با تغییر یک فناوری و ظهور آن، کتاب درسی جدیدی هم ظهور یابد. فناوری با «افزودن چند درس»  و صحبت های رسانه ای وارد فرهنگ آموزشی نمی‌شود. باید منطق فناوری وارد آموزش شود: پرسیدن، آزمودن، ساختن، شکست خوردن، اصلاح کردن و دوباره ساخت و بالاخره ساختن.

دانش‌آموز باید به جای آنکه همیشه منتظر پاسخ صحیح باشد، یاد بگیرد چگونه سؤال درست طرح کند. باید تجربه کند که شکست در یک آزمایش، الزاماً شکست انسان نیست؛ گاهی نخستین گام برای رسیدن به یک ایده بهتر است. گام برداشتن به مراتب مهمتر از به مقصد رسیدن است.
یونسکو نیز در گزارش جهانی پایش آموزش (Global Education Monitoring Report) در سال ۲۰۲۳ تأکید می‌کند که فناوری آموزشی نباید جایگزین تعامل انسانی شود و اثربخشی فناوری در آموزش، به عواملی همچون آمادگی معلم، دسترسی عادلانه و حکمرانی مناسب وابسته است. یونسکو گزارش می‌دهد که تنها حدود نیمی از نظام‌های آموزشی جهان، استانداردهایی برای شایستگی‌های فناورانه معلمان در چارچوب‌های شایستگی، آموزش معلم یا برنامه‌های توسعه حرفه‌ای دارند.

پس مسئله، صرفاً آوردن رایانه و هوش مصنوعی به کلاس درس نیست. فناوری زمانی به فرهنگ تبدیل می‌شود که  چارچوب آموزشی به چیدمان تجربه یادگیری تبدیل شود.

اگر این مهم به وقوع بپیوندد، اثر آن در بلندمدت بسیار فراتر از مدرسه خواهد رفت. نسلی که با ذهن فناور تربیت شده، هنگامی که وارد دانشگاه و صنعت می‌شود، الزاماً منتظر نمی‌ماند تا صنعت مسئله را به او تحویل دهد؛ خودش مسئله را کشف می‌کندیابه بیانی عمیق تر، خودش مسئله خلق نماید

آن روز، دانش‌آموخته‌ای که وارد کارخانه می‌شود،فقط به دنبال یک شغل نیست؛ به دنبال یک مسئله برای حل کردن است و آن زمان است کهیک دانش آموخته به لوغ رسیده است. در کشاورزی، مسئله آب را می‌بیند؛ در انرژی، اتلاف را؛ در صنعت، ناکارآمدی را؛ در حمل‌ونقل، زمان و هزینه را؛ و در محیط‌زیست، منابعی را که بی‌دلیل از دست می‌روند.

سپس دانش و فناوری را برای حل آنها به کار می‌گیرد.اینجاست که نوآوری دیگر صرفاً محصول سیاست‌های دولتی نیست؛ به یک فرایند خودجوش اجتماعی تبدیل می‌شود.

شاید این همان حلقه مفقوده‌ای باشد که باید به جد در مورد آن بیندیشیم. ما اغلب از صنعت می‌خواهیم فناوری تولید کند، از دانشگاه می‌خواهیم نیاز صنعت را پاسخ دهد و از دولت می‌خواهیم این دو را به یکدیگر متصل کند؛ اما پیش از همه اینها باید انسانی تربیت شود که بتواند میان «دانش» و «مسئله» پل بزند. ذهن های پل ساز همان دهن های فناور هستند.

اگر می‌خواهیم روزی فناوری به‌صورت طبیعی خلأهای صنعت کشور را پر کند، اگر می‌خواهیم کارآفرینی فناورانه از دل جامعه بجوشد و اگر می‌خواهیم در مواجهه با فناوری‌های نوظهور، مصرف‌کننده محصولات دیگران نباشیم، نقطه آغاز را نباید فقط در کارخانه، دانشگاه یا پارک فناوری جست‌وجو کنیم.

نقطه آغاز، کلاس درس است و شاید آینده فناوری ایران، همین حالا، در ذهن دانش‌آموزی نشسته باشد که هنوز زنگ آخر مدرسه‌اش نخورده است.

فناوری، پیش از آنکه صنعت باشد، فرهنگ است؛ و فرهنگ، پیش از آنکه در کارخانه ساخته شود، در ذهن انسان شکل می‌گیرد.


* پژوهشگر حوزه فناوری و سیاست

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.