اختتامیه دومین همایش ملی انجمن زبانشناسی ایران
بر اساس گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دیپلماسی عمومی و ارتباطات بنیاد ایرانشناسی، این همایش که در روز سهشنبه ۲۴ شهریورماه آغاز گردید، با حضور محققانی از ۳۲ دانشگاه کشور به مدت دو روز به بررسی موضوعات متنوعی در حوزه زبانشناسی اختصاص یافت.
در روز دوم همایش، محمد عموزاده، استاد تمام دانشگاه اصفهان، در سخنرانی محوری خود با عنوان کاربردشناسی زبان در گذر زمان: از معنای گوینده تا معنای تعاملی به بررسی تغییرات نگرش زبانشناسان نسبت به مفهوم معنا و اهمیت تعامل در شکلگیری آن پرداخت.
عموزاده با ذکر تحولات در مطالعات کاربردشناسی زبان بیان کرد: تحلیل زبان صرفاً به ساختارهای واژگانی و نحوی یا معنای ظاهری جملات محدود نمیشود، بلکه برای درک درست معنا باید به نیّت گوینده، بافت، شرایط مکالمه و شیوه تعامل میان گوینده و شنونده نیز توجه داشت.
وی با اشاره به نظرات متفکرانی همچون رودلف کارناپ، جان آستین و پل گرایس بیان داشت: تحقیقهای زبانشناختی به تدریج از دیدگاه صرفاً توصیفی فاصله گرفته و به بررسی کارکردهای مختلف زبان در تعاملات انسانی اهمیت بیشتری داده است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: زبان تنها ابزاری برای توصیف واقعیت یا انتقال اطلاعات نیست؛ انسانها با استفاده از زبان کنشهای اجتماعی متنوعی را به انجام میرسانند، که از وعده و تشویق فراتر میرود و به ابراز محبت و تغییر در روابط اجتماعی نیز میانجامد.
عموزاده تأکید کرد که معنای یک عبارت همیشه از جنبه ظاهری آن قابل فهم نیست و موقعیت، بافت، فرهنگ و دانش مشترک میان گوینده و مخاطب میتواند تأثیر گستردهای بر برداشت نهایی از سخن بگذارد. عبارتی که در زمینههای متفاوت مطرح میشود میتواند معانی متفاوتی داشته باشد.
وی به نقش عرف اجتماعی و فرهنگ در فرایند ارتباط اشاره کرد و گفت: برخی از معانی بهطور مستقیم بیان نمیشوند و مخاطب آنها را با اتکا به زمینه، عرف اجتماعی و اطلاعات مشترک استنباط میکند. بنابراین، نمیتوان تمامی استنباطهای معنایی را در جوامع مختلف با یک فرایند یکسان توجیه کرد.
این استاد زبانشناسی با ذکر پدیده تعارف در زبان فارسی تصریح کرد: برخی رفتارهای زبانی تنها با شناخت زمینه فرهنگی جامعه ایرانی قابل درک میباشند و تفاوتهای فرهنگی در شیوه خطاب، فاصله میان فرد و دیگری، رویکرد تعامل و انتقال معنا، نشان میدهد که زبان را نمیتوان مستقل از نظام فرهنگی و اجتماعی در نظر گرفت.
عموزاده در ادامه به رویکردهای نوین در کاربردشناسی اشاره کرد و گفت: در نگرشهای جدید، توجه تنها بر کنش گفتاری گوینده متمرکز نیست، بلکه نقش مخاطب و فرایند شکلگیری معنا در تعامل نیز بسیار مهم تلقی میشود. در تعامل واقعی، معنای سخن از طریق یک فرآیند مشترک بین گوینده و مخاطب شکل میگیرد و واکنشهای شنونده، بافت و اطلاعات داد و ستد شده نیز بر مفهوم نهایی تأثیرگذار هستند.
وی همچنین به گسترش سریع هوش مصنوعی اشاره کرد و آن را یکی از چالشهای اصلی پیش روی زبانشناسان دانست و گفت: هوش مصنوعی امروز در برخی حوزهها قادر است متن را از نظر ساختاری، روششناسی، تجزیه و تحلیل و انسجام با دقت بسیار بالا ارزیابی کند.
عموزاده با طرح این پرسش که آیا در صورتی که هوش مصنوعی بتواند برخی وظایف استادان و محققان را سریعتر و بهتر انجام دهد، نقش انسان در آینده چه خواهد بود، تأکید کرد: نوآوری و خلاقیت واقعی همچنان از مهمترین ویژگیهای متمایزکننده انسان به شمار میآید و جامعه زبانشناسی باید بهصورت جدی درباره جایگاه خود در برابر هوش مصنوعی و تأثیر آن بر آموزش، تحقیق و ارزیابی علمی گفتگو کند.
وی پیشنهاد داد که انجمن زبانشناسی ایران نشستی تخصصی درباره زبانشناسی و هوش مصنوعی برگزار کند.
در ادامه، دکتر محمد راسخ مهند، استاد تمام گروه زبانشناسی دانشگاه بوعلی سینا، در سخنرانی خود با عنوان ردهشناسی پیکرهبنیاد و توالی کلمات در زبان فارسی به تحلیل الگوهای ترتیب واژهها و روابط میان سازههای زبانی در زبان فارسی پرداخت.
راسخ مهند با اشاره به مطالعات ردهشناختی زبانها بیان کرد که زبانها در تحقیقات گوناگون بر اساس ترتیب هسته و وابسته و موقعیت فعل نسبت به سایر سازهها طبقهبندی شدهاند. با این حال، زبان فارسی در بسیاری از ابعاد رفتاری آمیخته است و نمیتوان آن را به سادگی در یکی از الگوهای ثابت فعلآغاز یا فعلپایان قرار داد.
وی در ادامه به گسترش مطالعات پیکرهبنیاد از حدود سال ۲۰۱۵ اشاره کرد و گفت: استفاده از مجموعههای بزرگ زبانی و پیکرههایی مانند Universal Dependencies نشان داده است که تصویر حاصل از مطالعات دستوربنیاد در تمامی موارد با کاربرد واقعی زبانها همخوانی ندارد.
این استاد دانشگاه افزود: دادههای پیکرهای نشان میدهند که زبان فارسی به اندازهای که در برخی توصیفهای اولیه تصور میشد بینظم نیست و در برخی ویژگیهای نحوی، از جمله روابط فاعل و مفعول، نظم قابل توجهی دارد.
راسخ مهند به منشأ آمیخته بودن ترتیب واژهها در فارسی اشاره کرد و گفت: فرضیههایی چون تحول تاریخی از الگوی فعلپایان به فعلآغاز یا آزادی نسبی در ترتیب واژهها نمیتواند توضیحات کاملی ارائه دهد.
وی تماس زبانی و تاریخی در منطقه غرب آسیا را یکی از عوامل کلیدی در این زمینۀ پیچیده دانست و افزود: زبان فارسی و دیگر زبانهای ایرانی در طی صدها و حتی هزاران سال با زبانهای مختلف ایرانی، سامی، ترکی و ارمنی در ارتباط بودهاند و این تماس درازمدت میتواند تأثیر بسزایی بر نحو و ترتیب واژهها گذارد.
این استاد زبانشناسی، غرب آسیا را یک منطقه انتقالی زبانی توصیف کرد و بیان داشت که زبانهای ایرانی میان حوزههای زبانی سامی و زبانهای با الگوهای متفاوت ترتیب واژهها قرار دارند و این واقعیت ممکن است بر شکلگیری ویژگیهای مختلط زبان فارسی تأثیر گذاشته باشد.
راسخ مهند به تفاوتهای میان زبان فارسی رسمی و غیررسمی در دادههای پیکرهای اشاره کرد و گفت که در برخی معیارهای بررسی شده، رفتار نحوی این دو نوع زبانی متفاوت است و زبان غیررسمی در برخی ویژگیها به الگوهای مطلوبتر و نزدیکتر به نظم پردازشی تمایل دارد.
وی سپس با طرح مسئله کمینهسازی طول وابستگی توضیح داد که یکی از معیارهای کارآیی زبان، میزان فاصله میان هسته و وابستههای آن است و دادههای زبانهای متفاوت نشان میدهند که زبانهای طبیعی معمولاً نه کاملاً تصادفی هستند و نه کاملاً ثابت، بلکه در یک دامنهای میان این دو حالت عمل میکنند.
راسخ مهند تأکید ورزید که بررسی دادههای زبان فارسی نیز نشان میدهد که این زبان با وجود آمیخته شدن ترتیب واژهها، از نظر کارآمدی پردازشی در موقعیت مناسبی قرار دارد و در بسیاری موارد به الگوهای بهینه نزدیک است.
وی یکی از یافتههای کلیدی پژوهش را رفتار متفاوت سازهها پیش و پس از فعل معرفی کرد و افزود که در بخش سازههای قبل از فعل، زبان فارسی تمایل دارد که سازههای بلندتر را دورتر و سازههای کوتاهتر را نزدیکتر به فعل قرار دهد، در حالی که در بخش پس از فعل الگوی معکوس در رفتار سازهها دیده میشود.
این استاد دانشگاه در نتیجهگیری گفت که آمیخته بودن ترتیب واژهها در فارسی به معنای بیقاعدگی نیست؛ بلکه دادههای پیکرهای نشان میدهند که علیرغم تنوع ظاهری، نوعی نظم و تطابق با فرآیندهای پردازشی زبان نهفته است و تماس تاریخی با زبانهای مختلف منطقه نیز میتواند بخش مهمی از این ویژگی را تبیین کند.
در پنلهای تخصصی روز دوم همایش نیز مباحث متنوعی همچون ریتم شعر کلاسیک فارسی، تغییرات زبرزنجیری در زبان فارسی، فرایندهای واجی در گویش بلوچی سرحدی، آگاهی واجشناختی و نحوی و درک خواندن در کودکان مبتلا به اختلال بیشفعالی و نقص توجه، ترجمه چندوجهی، فرهنگهای زبانآموز، ساخت فعلهای غیرساده فارسی و نشانههای نکره در فارسی معاصر مورد تحلیل قرار گرفت.
علاوه بر این، پژوهشهایی درباره نظام گفتمان رخدادی در کلام سعدی، ارتباط واژه و ساخت در ساختهای دومفعولی فارسی، رویکرد شناختی به فعل کشیدن، معناشناسی اصطلاحات و ضربالمثلها، نارساخوانی در زبان فارسی، دوزبانگی و پردازش استعارهها در زبان دوم و نواخت گفتار بهعنوان نشانگر زیستی در شناسایی اوتیسم در کودکان فارسیزبان ارائه شد.
دومین همایش ملی انجمن زبانشناسی ایران پس از دو روز برگزاری نشستهای تخصصی و ارائه یافتههای پژوهشی، با حضور استادان، محققان و دانشجویانی از ۳۲ دانشگاه کشور، در بنیاد ایرانشناسی به پایان رسید.
در این همایش، مباحث مختلفی همچون زبانشناسی کاربردی و اجتماعی، زبانشناسی شناختی، واجشناسی، گویشپژوهی، معناشناسی، کاربردشناسی، زبان و فناوری و پردازش زبان مورد توجه قرار گرفت و فضایی برای تبادل نظرات و تقویت ارتباط بین نسلهای متفاوت جامعه زبانشناسی ایران فراهم شد.