تغییر اقلیم در بلندمدت ممکن است ذخایر ژنی دریای خزر را تحت فشار قرار دهد
به گزارش ایسنا و به نقل از سازمان محیط زیست، بهروز ابطحی—استاد دانشکده علوم و فناوری زیستی—در گفتوگویی با اشاره به اثرگذاری دگرگونیهای محیطی بر گونههای دریای خزر گفت: اگر مقصود از این تغییرات، دگرگونی در ذخایر ژنتیکی باشد، لازم است میان «تغییر در ذخایر ژنتیکی» و «تغییرات ژنتیکی» تمایز قائل شویم. با این حال، هنگامی که محیط دستخوش دگرگونی میشود، در گذر زمان، تغییرات ژنتیکی نیز در راستای انطباق با شرایط تازه شکل میگیرد.
ابطحی سپس توضیح داد: در چنین روندی، معمولاً افراد یا گونههایی که سازگاری بیشتری با شرایط دارند، شانس بیشتری برای افزایش جمعیت پیدا میکنند؛ در مقابل، جمعیت گونههای حساستر ممکن است رو به کاهش بگذارد یا حتی در مواردی کاملاً از میان برود. از این منظر، تغییرات محیطی میتواند بر ذخایر ژنتیکی گونههای گوناگون اثرگذار باشد.
وی ادامه داد: گونههای گیاهی و جانوری ساکن در دریای خزر و نیز ذخایر ژنتیکی آنها، از تغییرات اقلیمی و دگرگونی در شرایط زیستمحیطی تأثیر میپذیرند. این تحول میتواند به شکل طبیعی در طبیعت رخ دهد و الزاماً نیازمند دخالت انسان نیست، اما در وضعیت کنونی، فعالیتهای انسانی در کنار عوامل طبیعی عمل میکند و میتواند این فرآیند را سرعت دهد یا مسیر آن را تحت تأثیر قرار دهد.
این استاد دانشکده علوم و فناوری زیستی خاطرنشان کرد: بخشی از این تغییرات ذاتاً یک روند طبیعی است که از گذشتههای دور و همزمان با شکلگیری حیات و اکوسیستمها وجود داشته است. با این وجود، حضور و نقش انسان در محیط طبیعی قادر است روند را تشدید کند یا حتی جهت حرکت آن را تغییر دهد. بنابراین، با توجه به تحولات زیستمحیطی و اقلیمی، احتمال تغییر در گونههای دریای خزر وجود دارد.
ابطحی در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است شدت تغییرات در دریای خزر به جایی برسد که نظام مدیریتی موجود دیگر نتواند با شرایط تازه همراه شود، گفت: برداشتها و پیشبینیها درباره آینده یکدست نیستند و در یک طیف از وضعیتهای خوشبینانه تا بدبینانه قرار میگیرند. در نتیجه، امکان دارد شرایط آنقدر تغییر کند که نظام مدیریتی فعلی دیگر کارایی لازم را نداشته باشد و حتی خسارتهایی ایجاد شود که بازگشت آنها به حالت پیشین دشوار یا غیرممکن باشد.
وی افزود: در سناریوهای خوشبینانهتر، ممکن است میزان تغییرات در حدی باشد که همچنان بتوان آن را مدیریت کرد و تا اندازهای هم امکان بازگشت فراهم باشد. از همین رو، صحبت درباره آینده با قطعیت ممکن نیست؛ زیرا پیشبینیها در حوزه محیط زیست و تغییرات اقلیمی همواره همراه با میزان قابل توجهی از عدمقطعیت و خطا هستند.
این پژوهشگر با اشاره به تفاوت سناریوهای مطرحشده درباره آینده دریای خزر ادامه داد: همانطور که در مورد تراز آب دریای خزر پیشبینیهای مختلفی ارائه میشود، درباره آینده این اکوسیستم نیز نمیتوان تنها یک سناریو را به عنوان نسخه قطعی در نظر گرفت. برخی پیشبینیها تصویری کاملاً نگرانکننده ارائه میکنند، در حالی که برخی دیگر احتمال میدهند روند تغییرات در سطحی باشد که همچنان در چارچوبهای قابل کنترل قرار بگیرد.
ابطحی درباره جایگاه نهادهای علمی در تصمیمگیریهای مدیریتی بیان کرد: اینطور نیست که مدیریت به پیشبینیها و دیدگاههای نهادهای علمی بیتوجه باشد. در جلسات و در موقعیتهای گوناگون مشاهده شده که مدیریت از نهادهای علمی، پیشبینیهای آنها را درخواست میکند و طبیعی است که در نتیجه، مدیران با مجموعهای از پیشبینیهای متفاوت روبهرو شوند. سپس بر اساس همان دادهها، سناریوهای مدیریتی طراحی و تدوین میشود.
وی تصریح کرد: البته چالش اصلی این است که پیشبینیها همواره دقیق و قطعی نیستند. زمانی که یک پیشبینی بیش از سایر گزینهها مطرح میشود و احتمال وقوع آن بالاتر ارزیابی میگردد، بدیهی است که توجه بیشتری روی همان گزینه متمرکز شود. بنابراین، باید انتظاری واقعبینانه از پیشبینیهای علمی و همچنین از تصمیمات مدیریتی برگرفته از این پیشبینیها داشت.
وی درباره نقش اجلاسهای منطقهای در مسائل مرتبط با دریای خزر گفت: این اجلاسها در ذات خود سودمندند؛ چون سبب میشوند افراد و متخصصان در کنار یکدیگر قرار بگیرند، با هم آشنا شوند و زمینه شکلگیری شبکهسازی علمی و تخصصی فراهم شود. این نوع ارتباطات میتواند به شبیهسازی بهتر شرایط و هماهنگیهای اجرایی کمک کند و در نهایت، روند مدیریت را روانتر سازد.
استاد دانشکده علوم و فناوری زیستی اضافه کرد: نباید از این اجلاسها انتظار داشت که حتماً پیشبینیهای کاملاً دقیق و صددرصد قطعی درباره آینده ارائه دهند، اما ایجاد ارتباط میان متخصصان، افزایش تعامل و رسیدن به نوعی تفاهم میان افراد و مجموعههای مختلف، از مهمترین دستاوردهای چنین نشستهایی است و میتواند در آینده به مدیریت کارآمدتر مسائل دریای خزر یاری برساند.
انتهای پیام