چرا پلتفرمها در قبال تولید انیمیشن احساس تعهد نمیکنند؟
یادداشت مهمان- گلاویژ نادری، فعال رسانه؛ در خبرها آمده بود که سرویس پخش آنلاین اچبیاو مکس سرانجام ناگزیر شده است در برابر قوانین حمایتی فرانسه از تولیدات داخلی کوتاه بیاید و ۲۰ درصد از درآمد حاصل از نمایش محصولات خود را به تولید انیمیشن و مستند در این کشور اختصاص دهد. این قانون در پایان سال ۲۰۲۵ به مجموعه مقررات موجود فرانسه افزوده شد؛ مقرراتی که پلتفرمهای پخش آنلاین را موظف میکند ۲۰ درصد از درآمد محلی خود را در تولیدات داخلیِ انیمیشن و مستند سرمایهگذاری کنند.
اچبیاو مکس نخستین پلتفرم خارجی است که به این قانون گردن نهاده و سرویسهای دیگری همچون نتفلیکس، پرایم ویدئو و دیزنیپلاس هنوز از پذیرش این الزام خودداری کردهاند. این شرکتها همگی نسبت به این مقررات به عالیترین مرجع اداری فرانسه، یعنی شورای دولتی این کشور، شکایت بردهاند. با این حال، همانگونه که اچبیاو مکس در نهایت نتوانست در برابر این قانون مصوب ایستادگی کند، سایر پلتفرمها نیز بهتدریج ناچار خواهند شد عقبنشینی کرده و از این سیاستهای حمایتیِ تولید داخلی در فرانسه پیروی کنند.
مقررات تازهای که برای پشتیبانی از فیلمهای انیمیشن و مستند وضع شدهاند، ریشه در فرمان سال ۲۰۲۱ فرانسه درباره خدمات رسانهای دیداریشنیداری درخواستی، یعنی فرمان اسمَد، دارند. این مقررات در واقع اجرای داخلیِ دستورالعمل اتحادیه اروپا به شمار میروند؛ دستورالعملی که سرویسهای جهانی پخش آنلاینِ فعال در کشورهای اروپایی را ملزم میکند در تولیدات سینمایی و تلویزیونی ملی و منطقهای سرمایهگذاری کنند.
مقصود از این سهمیههای سرمایهگذاری، حفاظت از صنعت دیداریشنیداری فرانسه و تقویت جایگاه آن است. سهمیه اختصاصی تازه برای انیمیشن نیز در واکنش به تشدید دشواریهای این حوزه طراحی شد. سفارش تولید آثار انیمیشنی کاهش یافته و در عین حال، گسترش کاربرد هوش مصنوعی هم بهعنوان تهدیدی جدی برای کاهش بیشتر فرصتهای شغلی مطرح است.
از همین رو، مدیران فرهنگی فرانسه راهکاری اندیشیدهاند و به جای آنکه دولت را به افزایش حمایت مستقیم از تولیدات انیمیشن و مستند وادار کنند، پلتفرمهای نیرومند خارجی را که سالانه از نمایش آثار خود برای کاربران فرانسوی درآمدهای چند میلیارد یورویی به دست میآورند، مکلف کردهاند بخشی از درآمدشان را به تولیدات داخلی این کشور اختصاص دهند. بنابراین، با وجود این قانون، فرانسویها بدون تحمیل هزینه مستقیم، از تولیدات داخلی خود پشتیبانی میکنند و بخشی از هزینههای ساخت انیمیشن و مستند را از همین مسیر تأمین میسازند.
در کشور ما بدیهی است که چنین سازوکاری وجود ندارد، چراکه دسترسی به بسیاری از پلتفرمهای خارجی فراهم نیست و آنها نیز نمیتوانند محصولاتشان را بهصورت قانونی در ایران عرضه کنند؛ اما در عوض با پلتفرمهای توانمند داخلی روبهرو هستیم که در غیاب قانون کپیرایت، بدون پرداخت هزینهای قابل توجه، بسیاری از آثار پلتفرمهای خارجی و تولیدات بینالمللی را بهآسانی در دسترس قرار میدهند. این پلتفرمها با صرف هزینهای محدود، انیمیشنها و فیلمهای سینمایی و مستند خارجی را دوبله میکنند، ممیزیهای لازم را اعمال میکنند و سپس به نمایش میگذارند، بیآنکه نگران پیگردهای بینالمللی ناشی از نقض کپیرایت باشند یا خود را ملزم به رعایت حقوق تهیهکننده، پخشکننده و سرمایهگذاران اثر بدانند.
روشن است که در نبود الزام به رعایت کپیرایت، چنین روندی اجتنابناپذیر جلوه میکند؛ اما مسئله اصلی از جایی آغاز میشود که همین پلتفرمها هیچ مسئولیتی برای حمایت از تولیدات داخلی در خود احساس نمیکنند. این در حالی است که آنان میتوانند بهسادگی و بیآنکه هزینه سنگینی بر دوششان بیفتد، در ازای هر بار تماشای انیمیشنهای خارجی و نیز اشتراک و هزینه مصرف پهنای باندی که هر مشترک به حساب آنها واریز میکند، مبلغی را به پشتیبانی از تولید انیمیشن ایرانی اختصاص دهند. چنین اقدامی هم برای خود آنها سودآور است و هم برای تولیدات انیمیشن ایرانی پشتوانه مالی ایجاد میکند. در حقیقت، این یک معامله دو سر برد است؛ زیرا انیمیشن ایرانی که با دانش، تخصص و مهارت بالای انیماتورهای ایرانی ساخته شود، در نهایت راه خود را به همین پلتفرمها نیز پیدا خواهد کرد و کودک ایرانی که به تماشای چندباره یک انیمیشن خو گرفته است، با صرف زمان بالای تماشا، این آثار را که با فرهنگ و عرف او هماهنگاند، دنبال میکند؛ هم سرگرم میشود، هم محصولی را بدون ممیزی و دوبله شتابزده و با ترانهها و موسیقیهای اصلی میبیند، و هم میتواند بهراحتی با آن همذاتپنداری کند، با شخصیتهایش همراه شود، از آنها بیاموزد و حتی از آنها الگو بگیرد.
در وضعیت کنونی کشور که دست دولت و نهادهای دولتی از تخصیص بودجه به حوزههایی مانند تولید انیمیشن خالی است و حفظ این صنعت بهسختی امکانپذیر میشود، پلتفرمهای پردرآمد باید چنین حمایتی از تولیدات انیمیشن ایرانی را نوعی وظیفه و تعهد ملی ـ میهنی بدانند. همانگونه که به تولید مجموعههای داستانی دست میزنند؛ مجموعههایی که نه تماشاگر ثابت دارند و نه لزوماً با استقبال چشمگیر مواجه میشوند، میتوانند با حمایت حداقلی از انیمیشن، هم محصولی ایرانی برای عرضه در پلتفرمهای خود تولید کنند و هم به ادامه حیات این صنعت نوپا در کشور یاری رسانند؛ صنعتی که ظرفیت آن را دارد تا بهخوبی با تولیدات بینالمللی رقابت کند و در کنار آنها قد علم کند.