فاجعهای دیگر و افتی در ارزشهایمان!
ناگویا صحنه اتفاقی بود که هر نامی رویش بگذاریم، نمیشود آن را با چند جمله کلیشهای و یک مشت توضیح فنیِ نیمبند جمعوجور کرد. تیم امید ایران در یکی از تلخترین و ناامیدکنندهترین شبهای ممکن برابر کرهشمالی شکست خورد و با همین نتیجه، از دور گروهی بازیهای آسیایی ناگویا کنار رفت؛ آن هم در شرایطی که قرار بود این تیم با فهرستی از چهرههای مطرحتر و با هدفی جدی، راهی ژاپن شود تا بدرخشد.
آغاز بازی برای ایران امیدوارکننده بود؛ حتی توانست به گل برسد و لحظههایی از مسابقه بوی یک جمعبندی خوشایند میداد. اما درست بعد از همان نقطه، ورق به شکل عجیب و یکطرفه برگشت. کرهشمالی چهار بار دروازه تیم حسین عبدی را باز کرد و در عمل تیم امید ایران نتوانست هیچ پاسخی برای تغییر روند بازی پیدا کند. البته موضوع فقط «باخت» نیست؛ مسئله این است که چگونه باختیم، چهقدر سریع فروپاشیدیم و در نهایت با حذف از مرحله گروهی، این مسابقه را به یکی از دردناکترین اتفاقها برای فوتبال ایران تبدیل کرد.
اگرچه ارزش واقعی بازیکنان تنها معیار قطعی قدرت تیمها نیست، اما مقایسه ارزش بازاری دو تیم به شکل روشنی نشان میدهد این نتیجه تا چه حد میتواند غیرمنتظره و نگرانکننده تلقی شود. بر پایه دادههای منتشرشده، ارزش تیم امید ایران حدود ۱۳.۲ میلیون یورو برآورد میشود، در حالی که ارزش تیم امید کرهشمالی نزدیک به ۱.۷۳ میلیون یورو است؛ اختلافی حدود ۱۱.۵ میلیون یورو و در مقیاس بازاری، حدود ۷.۶ برابر بیشتر برای ایران. درست است که ترنسفرمارکت بهتنهایی تعیینکننده بازی نیست، اما وقتی تیمی با چنین فاصلهای در قیمت اسمی، چهار گل دریافت میکند و عملاً از دور مسابقات حذف میشود، طبیعی است که پرسشهای جدی درباره کیفیت فنی، برنامهریزی، نحوه اجرا و عملکرد تیم شکل بگیرد.
این همان تیمی بود که قرار بود برای حضورش در بازیهای آسیایی، لیگ را تحت تأثیر قرار دهیم و بازیکنان را در اختیار کادر فنی بگذاریم. انتظار حداقلی وجود داشت که دستکم خروجیِ این همه هزینه، هماهنگی و برنامهریزی، صعود از مرحله گروهی باشد؛ اما نه تنها اتفاق مورد انتظار رخ نداد، بلکه در حساسترین مسابقه گروه، چهار گل خوردیم و با یک شکست سنگین و دردناک به خانه برگشتیم.
دیگر زمان توجیه گذشته است. نمیشود هر بار با برچسبهایی مثل جوان بودن تیم، دشواری شرایط یا بدشانسی، همه چیز را به پایان رساند. تیم حسین عبدی هم باخت، هم از مسابقات حذف شد و هم در ناگویا نمایشی ارائه کرد که نه از نظر نتیجه، نه از حیث کیفیت، قابل دفاع به نظر نمیرسد. این اتفاق هم «فاجعه» بود، هم «تحقیر»؛ و مهمتر از همه، چیزی از اعتبار و ارزشهایی که به فوتبال پایه و پروژههای امید وابسته است کم کرد. وقتی لیگ را متوقف میکنیم، بازیکن کنار میگذاریم، اردو میچینیم و برای تیم امید هزینه میکنیم، باید در برابر خروجی این پروژه پاسخ روشن وجود داشته باشد.
خوشبختانه (یا شاید بهتر باشد بگوییم خوشاقبالیِ ایران) این بازی را مقابل ژاپن یا یکی از مدعیان اصلی تجربه نکردیم؛ چون با همین سطح از عملکرد، معلوم نبود در برابر رقبای قدرتمند چه تصویری از تیم امید ارائه میشد. فوتبال ایران در ناگویا فقط از دور رقابتها خارج نشد؛ یک فرصت دیگر برای نشان دادن پشتوانه نسل آینده هم از دست رفت. این شکست باید کالبدشکافی شود، نه اینکه با چند توضیح معمول و تکراری، آن را پشت سر گذاشت.
بیشتر بخوانید: واکنش فوری فدراسیون فوتبال به فاجعه امیدها؛ بدون هیچ توجیهی معذرت میخواهیم!