آیفون ۱۸ پرو؛ دیافراگم متغیر چه فرقی در عکسها دارد؟
برای کسی که فقط عکس فوری میگیرد، تفاوت دوربینها معمولاً با نتیجه سنجیده میشود: چهره طبیعی است؟ چراغها بیش از اندازه روشن شدهاند؟ موهای سوژه در پسزمینه گم شدهاند؟ عکاس جدیتر میخواهد علاوه بر نتیجه، بر مسیر رسیدن به آن هم کنترل داشته باشد. این نسل از آیفون را باید از هر دو زاویه بررسی کرد.
دوربین اصلی ۴۸ مگاپیکسلی چهار مقدار دیافراگم دارد: f/1.48، f/1.8، f/2.8 و f/4.0. انتخاب دیافراگم، سرعت شاتر و تراز سفیدی در کنترلهای حرفهای دوربین قرار گرفته و هیستوگرام نیز برای بررسی توزیع روشنایی در دسترس است. در کنار آن، دوربین فوقعریض و تلهفوتو هر دو ۴۸ مگاپیکسلیاند.
در مشخصات بزرگنمایی باید به واژهها دقت کرد. تلهفوتوی ۱۰۰ میلیمتری، نمای چهاربرابری میدهد و اپل حالت هشتبرابری را «با کیفیت اپتیکی» توصیف میکند؛ این عبارت با وجود یک لنز مستقل هشتبرابری یکسان نیست. در ویدئو، ضبط 4K Dolby Vision تا ۱۲۰ فریمبرثانیه با دوربین اصلی پیشبینی شده است. ضبط ProRes با همین وضوح و نرخ، به ذخیرهساز خارجی نیاز دارد. این تفاوت برای فیلمبردار مهم است: داشتن گزینه در فهرست امکانات، لزوماً به معنای اجرای همهٔ حالتها بدون تجهیزات جانبی نیست.
دیافراگم در اصل اندازهٔ روزنهای است که نور از آن وارد دوربین میشود. عدد کوچکترِ f، روزنهٔ بازتر را نشان میدهد. باز شدن آن نور بیشتری به حسگر میرساند و، با ثابت بودن شرایط دیگر، محدودهٔ کمتری از فاصلههای صحنه در فوکوس میماند. بستن روزنه معمولاً عمق میدان را بیشتر میکند؛ یعنی بخش بیشتری از پیشزمینه تا پسزمینه واضح دیده میشود.
این انتخاب همیشه معاملهای میان چند عامل است. وقتی نور ورودی کم میشود، ممکن است لازم باشد زمان نوردهی طولانیتر شود یا ISO بالا برود. اولی میتواند حرکت سوژه را تار کند و دومی احتمال نویز را افزایش میدهد. برای همین، دیافراگم متغیر دکمهٔ جادوییِ بهتر کردن تمام عکسها نیست. ارزشش در فراهم کردن یک انتخاب واقعی است: تأکید روی یک چهره، واضح نگه داشتن چند نفر در فاصلههای متفاوت، یا کنترل نور بدون تکیهٔ کامل بر پردازش بعد از ثبت تصویر.
بستن بیش از اندازهٔ دیافراگم هم الزاماً جزئیات را بیشتر نمیکند؛ پراش نور میتواند وضوح را کاهش دهد. انتخاب مناسب، تعادلی میان نور، عمق میدان و محدودیت اپتیکی همان دوربین است.
اپل همزمان بخش نرمافزاری دوربین را گسترش داده است. نسل سوم Photographic Styles امکان تغییر بافت و دانههای تصویر را فراهم میکند و ویرایشهای آن بعداً قابل تغییرند. دنبال کردن هوشمند فوکوس نیز برای نگه داشتن توجه دوربین روی سوژه در نظر گرفته شده است. در بخش ویدئو، میتوان به بعضی فیلمهای ثبتشده جلوهٔ سینمایی اضافه کرد.
پشت این امکانات، تراشهٔ A20 Pro و نسل تازهٔ محفظهٔ بخار قرار دارند. اهمیت خنکسازی زمانی روشن میشود که پردازش چند دقیقه ادامه پیدا کند؛ مثلاً هنگام فیلمبرداری، تدوین یا اجرای بازی. عدد «تا ۴۵ ساعت پخش ویدئو» برای پرو مکس هم ادعای آزمایشگاهی اپل دربارهٔ یک نوع استفاده است و نباید به ۴۵ ساعت کار ترکیبی تعبیر شود. نمایشگرهای ۶٫۳ و ۶٫۹ اینچی دو مدل نیز انتخاب میان دستگاه جمعوجورتر و فضای بیشتر برای مشاهده و ویرایش تصویر را حفظ میکنند.
بررسی جان گروبر در دارینگ فایربال، منتشرشده در ۱۷ سپتامبر، نکتهٔ جالبی دربارهٔ ظاهر عکسها دارد. او بافت Film را امتحان کرده و از امکان بازگرداندن یا تغییر دادن انتخابها بعد از عکاسی استقبال میکند. اما نتیجه را در همهٔ تنظیمات یکسان نمیپسندد: در بعضی نمونهها، شدت پیشفرض افکت هالهٔ دور نواحی روشن را بیش از اندازه نشان داده و کاهش آن، تصویر مطلوبتری ساخته است.
گروبر همچنین نمونهای را توضیح میدهد که دانههای تصویر، ظاهر صاف بدنهٔ یک خودرو را خوب منتقل نمیکنند. این مشاهده یادآوری مفیدی است که یک سبک واحد برای همهٔ عکسها مناسب نیست. چیزی که به پرتره شخصیت میدهد، ممکن است جزئیات سطح یک محصول را مخدوش کند. این ارزیابی متعلق به اوست، نه آزمایشی که ما انجام داده باشیم. ارزش چنین بررسیای در همین جزئیات است؛ جایی که نمونهٔ واقعی، حرف بیشتری از فهرست امکانات دارد.
اپل برای نشان دادن توان دوربین، نمایشگاه «آنچه ما را به هم پیوند میدهد» را نیز تدارک دیده که از ۱۸ تا ۲۰ سپتامبر در نیویورک برگزار میشود. سه عکاس با نگاههای متفاوت در آن حضور دارند. جیمی چین در کوهستانهای کانادا از منظره و کوهنوردان عکس گرفته، جک دیویسن در یک انبار قدیمی شکر در لندن سراغ بدن، دست و گل رس رفته و الکس پراگر صحنههای پرجمعیت و رنگی ساخته است.
کنار هم قرار گرفتن این مجموعهها، کاربردهای متفاوت یک دوربین را نشان میدهد: وسیلهای سبک در مسیر دشوار، ابزار ارتباط نزدیک با سوژه و دوربینی در یک صحنهٔ کاملاً طراحیشده. بااینحال، نمایشگاه به ابتکار خود اپل برگزار شده و جای آزمون مستقل را نمیگیرد. عکس حرفهای حاصل نور، طراحی صحنه، تجربه و انتخاب عکاس هم هست؛ نمیتوان تمام کیفیت آن را به تلفنی نسبت داد که در دست داشته است.
کیوریتوری مجموعه را کتی رایان، مدیر پیشین عکاسی مجلهٔ نیویورکتایمز، بر عهده دارد. قرار است نمایشگاه در ماههای بعد به لندن و شانگهای هم برود و مجموعهها در شهرهای دیگری دیده شوند.
برای کاربری که از نتیجهٔ فعلی دوربینش راضی است، وجود کنترلهای بیشتر بهخودیخود دلیل تعویض گوشی نیست. پرسش عملی این است که کدام محدودیت امروز آزارش میدهد. اگر مشکل، انتخاب لحظه یا کادربندی باشد، سختافزار جدید آن را برطرف نمیکند. اگر محدودیت، کمبود کنترل هنگام ثبت یا افت عملکرد در یک کار طولانی باشد، بررسی نمونههای همین شرایط ارزش بیشتری خواهد داشت.
آزمون تعیینکننده هم عکس گرفتن از یک منظرهٔ آسان در روز روشن نیست. چهرهٔ متحرک در نور اتاق، چراغهای پرنور در خیابان تاریک، رنگ پوست زیر نورهای مختلف و انتقال فوکوس میان دو نفر، تفاوتها را بهتر آشکار میکنند. برای سنجش دوربین باید فایل اصلی و شرایط ثبت را دید، نه فقط نسخهای کوچکشده در شبکهٔ اجتماعی. آیفون تازه ابزارهای بیشتری در اختیار عکاس میگذارد؛ قضاوت دربارهٔ ارزش آنها از جایی آغاز میشود که شرایط از نمونههای تبلیغاتی دشوارتر باشد.