سوءاستفاده قلعهنویی از تیم آیندهدار امید، غیرمجاز است!
ناکامی تیم امید در ناگویا صرفاً یک حذف تلخ از رقابتهای آسیایی نیست؛ پیامدهای این شکست میتواند فراتر از یک نتیجه ضعیف باشد. بزرگترین نگرانی این است که این باخت سنگین مقابل کرهشمالی بهانهای جدید برای ادامه همان رویهای باشد که سالهاست مانع از ورود جدی نسل جدید به ترکیب تیم ملی شده است. اگر قرار باشد این نتایج ناگوار توجیهی برای ادعای «نداشتن جوانان خوب» گردد، بهتر است اعلام کنیم که واقعیت به شکلی کاملاً متفاوت از این ادعاست.
تیم تحت هدایت حسین عبدی واقعاً عملکرد ضعیفی داشت؛ نه تنها از لحاظ نتیجه، بلکه در جنبههای مهم فنی و فوتبالی نیز. در برابر کرهشمالی، تیمی را مشاهده کردیم که حتی در مقایسه با تیم امید حاضر در دوره قبلی جام ملتها، نمایش قابل قبولتری نداشت. آن تیم در عربستان با وجود حواشی و چالشهای خاص آن زمان، حداقل فوتبال نسبتا خوبی ارائه میداد، اما در ناگویا با وجود ترکیب کاملتر، نتیجهای سنگینتر نصیب شد.
برای این نارسایی میتوان عوامل و تصمیمهای متعددی را مقصر دانست؛ از فدراسیون و انتخابهای سالها بحثبرانگیز در تیم امید گرفته تا عملکرد حسین عبدی و گزینههای کادر فنی. اما نکتهای که نباید فراموش شود، این است که جوانان کمترین مسئولیت را در این فاجعه به دوش دارند. یک شکست نمیتواند آینده تمام بازیکنانی که در آن حضور یافتند را نابود سازد.
درواقع این تیم، مجمعی از استعدادهای باارزش فوتبال ایران را شامل میشود؛ بازیکنانی که بسیاری از آنها در لیگ عملکرد قابل قبولی از خود نشان دادهاند و اگر نفرات جا مانده از ناگویا را نیز به این گروه اضافه کنیم، با یکی از برجستهترین نسلهای جوان فوتبال کشور مواجه خواهیم بود.
محمد خلیفه در دروازه، امین حزباوی، دانیال ایری، جرجانی در خط دفاع، رزاقینیا، لطیفی، سحرخیزان، اسماعیلقلیزاده، کهریزی، محمدمهدی محبی، صحرایی، کسری طاهری، شهرآبادی، مزرعه، زارع، محمودی، بهرام گودرزی و چندین بازیکن جوان دیگر سرمایههایی هستند که فوتبال ایران نمیتواند به سادگی از کنار آنها بگذرد. در واقع هماکنون چندین بازیکن با کیفیت و توانمندتر از بازیکنان باتجربه تیم ملی موجود هستند و به طور قطع بهمراتب بهتر از آنها عمل خواهند کرد.
شاید نه همه آنها در آینده به ستاره تبدیل شوند، اما این نسل مستحق فرصت رشد و شکوفایی است. چهار سال فرصت برای ایجاد تغییرات اساسی و جوانگرایی از دست رفته و دیگر زمان آزمون و خطا و به تعویق انداختن این فرآیند نیست. این بازیکنان باید به تدریج و با یک برنامه منطقی به تیم بزرگسالان اضافه شوند؛ نه اینکه پس از یک ناکامی در رده امید برچسب ناکارآمدی بزنند و کنار گذاشته شوند.
واقعاً هنر یک سرمربی در همین است؛ اینکه بتواند بازیکن خام را شناسایی کند، به او اعتماد نماید و شجاعت داشته باشد، اشتباهات او را بپذیرد، بر نقاط ضعفش کار کند و از دل یک استعداد خام، بازیکنی در سطح بینالمللی بسازد. در فوتبال ایران جوانان خوب کم نیستند؛ آنچه که کمتر داریم، جسارت برای دادن میدان به این جوانان و برنامهای برای تقویت و پرورش این استعدادهاست.
ناکامی ناگویا یک فاجعه بود و باید درباره علل آن به بحث پرداخته شود، اما نباید اجازه داد که این شکست، سبب نادیده گرفتن آینده یک نسل شود و همچنین تیم امید، دستمایه توجیهات بعدی کادر تیم ملی بزرگسالان گردد. اگر فوتبال ایران میخواهد در سالهای آتی تیم ملی قویتری داشته باشد، باید همین حالا مسیر جوانان را به تیم بزرگسالان هموار کند؛ نه اینکه ناکامیها را به دلیلی برای ادامه اعتماد به نسل قدیمی تبدیل کند. این نسل، چه خوب و چه بد، بخش مهمی از آینده فوتبال ایران به شمار میرود و اکنون بیشتر از هر زمان دیگری به فرصت نیاز دارد، نه حذف شدن.
بیشتر بخوانید: قلعهنویی: مسی یا رونالدو در بهترین فرم خود بودند/ تیم ملی بزرگسالان جای جوانگرایی نیست و باید مصرفکننده باشد/ من نباید این سوال را جواب بدهم!