کد خبر 708947
۱۴۰۵/۰۷/۰۲ ۱۵:۲۲

سوءاستفاده ترامپ از سازمان ملل و بدعتی که هیچکس جلوی آن را نگرفت

ساعت 24 - رئیس‌جمهور ایالات متحده با استفاده از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به‌طور علنی به تهدید ایران با «نابودی» پرداخت. این عمل تنها یک اظهار نظر خصمانه نیست، بلکه یک پیشینه خطرناک در تاریخ این نهاد جهانی به شمار می‌رود؛ اقدامی که تریبونی را که به‌منظور «صلح و امنیت جهانی» تأسیس شده، به منصه‌ای برای تمسخر و اولتیماتوم نظامی علیه یکی از اعضای سازمان تبدیل کرده است.
سوءاستفاده ترامپ از سازمان ملل و بدعتی که هیچکس جلوی آن را نگرفت

به نقل از خبرآنلاین، سال ۲۰۲۵ نقطه عطفی به‌نام «عصر کارنامه‌خوانی و تحقیر نهاد» بود، در حالی که ۲۰۲۶ به دورانی از «اولتیماتوم و تهدید به نابودی» تبدیل گشت.

به گزارش ایسنا، در سال ۲۰۲۵، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده در هشتادامین نشست مجمع عمومی، با لفظ «بی‌کفایت» به سازمان ملل اشاره نمود و ادعا کرد که «فقط نامه‌نگاری می‌کند»، اما نگاهش به ایران بیشتر بر «نابودی برنامه هسته‌ای» و اعطای یک «فرصت طلایی» برای رسیدن به توافق متمرکز بود و از تحقیر این نهاد بین‌المللی به‌عنوان ابزاری برای فشار به ایران بهره برد.

اما در سال ۲۰۲۶ (در هشتادویکمین نشست)، او از تهدیدهای خود فراتر رفت و به‌طور صریح یک «انتخاب وجودی» را در مقابل ایران قرار داد: «یا توافق کن، یا به سرعت ایران را نابود می‌کنم». امروز سازمان ملل نه تنها به‌عنوان یک «نهاد ناکارآمد» بلکه به‌مثابه «سکویی برای مشروعیت‌بخشی به تجاوز» در نظر گرفته می‌شود.

نگرانی عمیق از این تحولی که شاهد آن هستیم، سکوت تقریباً محض جامعه بین‌المللی در برابر چنین اظهاراتی است. نه مجمع عمومی به‌عنوان یک نهاد عکس‌العملی نشان داد، نه دبیرکل سازمان ملل اقدام به محکوم کردن کرد، و نه کشورهای اروپایی — که همواره خود را متعهد به حقوق بین‌الملل معرفی کرده‌اند — حتی یک کلمه اعتراض رسمی بیان کردند. این سکوت، خود به نوعی بدعت دومی است که پیامدهای آن فراتر از موضوع ایران خواهد بود.


چرا این اقدام «بدعت» محسوب می‌شود؟

بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد به‌صراحت بیان می‌کند: «همه اعضا در روابط بین‌المللی خود بایستی از تهدید به زور یا استفاده از آن نسبت به تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری خودداری نمایند.»

ترامپ در تریبون رسمی سازمان ملل، این اصل بنیادین را به‌روشنی و بی‌پرده نقض کرد. او نه تنها از یک «گزینه نظامی» به‌عنوان آخرین چاره سخن نگفت، نه از «همه گزینه‌ها روی میز است» — بلکه با صراحت اعلام کرد که در صورت عدم وجود توافق، «ایران به‌طور کامل نابود خواهد شد.»

روزنامه گاردین در گزارشی این موضع را «شوکه‌کننده» عنوان کرد و نوشت که ترامپ با مطرح کردن علنی نابودی یک کشور عضو سازمان ملل، «حتی از رفتارهای دوران جنگ سرد نیز فراتر رفته است.» کارشناسان حقوق بین‌الملل در پایگاه تحلیلی «جاست سکیوریتی» تصریح کردند که سخنان ترامپ «نه تنها تهدید به حمله نظامی، بلکه خطر نابودی کامل یک عضو سازمان ملل به شمار می‌رود» و همچنین «خروج از چهارچوب حقوقی بین‌الملل و نقض مستقیم منشور ملل متحد» محسوب می‌شود.

حتی دنیل دیویس، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، این سخنرانی را «غیراخلاقی‌ترین، شرم‌آورترین و توهین‌آمیزترین اظهارات یک رئیس‌جمهور آمریکایی در تاریخ مجمع عمومی سازمان ملل» نامید و اضافه کرد که ترامپ «کشوری را به نابودی کامل تهدید کرد؛ اقدامی که بر خلاف قوانین ایالات متحده، اصول اخلاقی و قانون اساسی آن کشور است.»

استفاده از تریبون سازمان ملل به‌عنوان ابزار قلدری

دونالد ترامپ نه تنها از تریبون سازمان ملل برای تهدیدات استفاده کرد، بلکه همزمان این نهاد را در همان تریبون به تحقیر و بی‌اعتباری کشید. او سازمان ملل را «بی‌اعتبار و ناکارآمد» توصیف کرد و ادعا کرد که «به هفت جنگ پایان داده که حتی یک تماس نیز از طرف سازمان ملل دریافت نکرد.» همچنین از «آسانسور خراب» و «تله‌پرامپتر معیوب» این نهاد به‌عنوان نماد «ناتوانی» آن یاد کرد.

این تناقض بارز — استفاده از تریبون نهادی که هم‌زمان به آن توهین می‌شود — نشان می‌دهد که ترامپ هدفش نه انتقاد سازنده، بلکه بی‌اعتبار کردن نهادی است که در موارد متعددی در برابر اقدامات یکجانبه آمریکا ایستادگی کرده است.

سکوت جامعه بین‌المللی: هیچ معترضی یافت نشد

واقعیت تلخی که وجود دارد، عدم وجود هرگونه واکنش رسمی و مؤثر از سوی جامعه بین‌المللی است.

مجمع عمومی، به‌عنوان نهادی که تریبون خود را در اختیار ترامپ قرار داده بود، هیچگونه واکنشی نشان نداد. نه بیانیه‌ای صادر کرد، و نه جلسه فوق‌العاده‌ای تشکیل داد، و حتی دبیرکل سازمان ملل آنتونیو گوترش — که معمولاً در چنین موقعیتی «نگرانی خود را ابراز می‌کند» — هیچگونه محکومیتی را بر زبان نیاورد. این در حالی است که گوترش پیش از این در مناسبت‌های گوناگون بر «احترام به قطعنامه‌های دیوان بین‌المللی دادگستری» و «پیشگیری از نسل‌کشی» تأکید کرده بود.

کشورهای اروپایی — که خود را مدافعان حقوق بین‌الملل و چندجانبه‌گرایی قلمداد می‌کنند — در برابر این نقض واضح منشور سازمان ملل سکوت کردند. خبرگزاری فرانسه در گزارشی بیان داشت که «حمله بسیار شدید ترامپ به این سازمان جهانی و متحدان آمریکا تقریباً با سکوت محض مواجه شد.»

این سکوت در حالی است که رسانه‌های غربی خودشان به نقض حقوقی اعتراف کردند. گاردین اشاره کرد که این تهدیدها «اعتبار نهادهای بین‌المللی را تضعیف می‌کند». اما هیچ دولت اروپایی — نه فرانسه، نه آلمان، نه انگلیس — حتی یک بیانیه رسمی اعتراض نکرد.

تنها واکنش‌های موجود از جانب ایران، چین و روسیه بود. ایران نامه‌ای رسمی به شورای امنیت ارسال کرد و خواستار «محکومیت صریح تهدید به استفاده از زور» شد. چین و روسیه نیز در شورای امنیت، پیش‌نویس قطعنامه ضدایرانی آمریکا را وتو کردند و نمایندگان آن‌ها «همه اشکال مداخله خارجی، تحریک به خشونت و تهدید به توسل به زور علیه ایران» را محکوم کردند.

اما این واکنش‌ها نمی‌توانند جایگزین محکومیت جهانی شوند. وقتی اکثریت قاطع اعضای سازمان ملل در برابر تهدید به نابودی یک کشور سکوت می‌کنند، این سکوت خود یک پیام است: «قدرت‌های بزرگ می‌توانند از تریبون سازمان ملل برای قلدری استفاده کنند، بدون آنکه عواقبی برای آن متحمل شوند.»

چرا این «بدعت» خطرناک است؟

این عمل ایجاد یک «پیش‌نمونه» می‌کند. اگر یک کشور دائمی در شورای امنیت بتواند از تریبون مجمع عمومی برای تهدید علنی به نابودی یک کشور دیگر بهره بگیرد، چه چیز مانع تکرار این الگو توسط دیگران می‌شود؟ سفیر ایران در سازمان ملل هشدار داد که «عادی‌سازی چنین تهدیدهای زور، اقدامات تجاوزکارانه و لفاظی‌های تحریک‌آمیز از سوی یک کشور دائمی شورای امنیت، بدعت خطرناک و ناامیدکننده‌ای می‌سازد.»

دوم، این عمل باعث تضعیف «اصل برابری حاکمیت‌ها» می‌شود. سازوکار سازمان ملل بر مبنای اصل «برابری حاکمیت همه اعضا» استوار است. ولی زمانی که یک ابرقدرت از تریبون مشترک برای تهدید یک کشور کوچک‌تر به نابودی استفاده می‌کند، این اصل به سخره گرفته می‌شود.

سوم، این اقدام «کارکرد بنیادی سازمان ملل» را بی‌معنا می‌سازد. سازمان ملل برای «محافظت از نسل‌های آینده از مصیبت جنگ» تأسیس گردیده است. اگر تریبون اصلی این سازمان به محلی برای اعلام آمادگی برای نابودی یک ملت تبدیل شود، چه فرقی میان این نهاد و میدان جنگ باقی خواهد ماند؟

سازمان ملل در آزمون تاریخی خود

آنچه در سپتامبر ۲۰۲۶ اتفاق افتاد، یک آزمون برای سازمان ملل و جامعه بین‌المللی بود. ترامپ از تریبون این سازمان برای تهدید به نابودی یک کشور عضو بهره برد. سازمان ملل خاموش ماند. اروپا سکوت کرد. جهان نیز سکوت کرد.

این سکوت بی‌طرفی نیست، بلکه نوعی همدستی با قلدری است. هنگامی که نهادی که برای «صلح‌سازی» تأسیس شده، به ابزاری برای تهدید به جنگ بدل می‌شود و هیچ‌کس اعتراض نمی‌کند، چنین نهادی کارکرد اصلی خویش را ازدست می‌دهد.

بدعت ترامپ تنها یک اظهار نظر نبود؛ بلکه پیامی به جهانیان بود: «قدرت‌های بزرگ امکان دارند از تریبون مشترک بشریت برای تهدید استفاده کنند، بدون آنکه قیمت آن را بپردازند. اگر این بدعت تثبیت شود، سازمان ملل به باشگاهی برای قلدرها بدل خواهد شد، نه نهادی برای صلح.»

310310

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.