کد خبر 712559
۱۴۰۵/۰۷/۰۶ ۱۳:۱۵

سرگذشت خانه واقع در خیابان سعدی چگونه است؟

ساعت 24 - ساختمانی در خیابان سعدی که پیشتر از سوی میراث فرهنگی تهران به‌عنوان «واجد ارزش» شناخته شده بود، اکنون در نامه‌ای از اداره‌ کل ثبت و حریم وزارت میراث «فاقد ارزش» اعلام گردیده است. در این نامه به موضوع «ایجاد حقوق مکتسبه برای مالک» اشاره شده، اما مدارک پروانه ساختمانی و رأی دیوان عدالت که به ایسنا رسیده، سوالاتی را به‌وجود آورده است؛ از جمله اینکه «حقوق مکتسبه» بر چه مبنایی تعیین شده و چه ارتباطی بین حقوق ساختمانی مالک و «ارزش تاریخی» وجود دارد؟
ماجرای خانه خیابان سعدی چیست؟

بر اساس گزارشی از ایسنا، داستان این ساختمان واقع در خیابان سعدی تهران با انتشار خبری مبنی بر احتمال نابودی آن آغاز شد و سریعاً توجه‌ها را به خود جلب کرد. اداره‌کل میراث فرهنگی استان تهران در واکنش به این خبر اعلام کرد: «هیچ مجوزی برای تخریب این بنا یا ساخت ساختمان ۱۲ طبقه از سوی این اداره‌کل صادر نشده و طرح معماری و نمای ساخت جدید نیز تأیید نشده است». با این حال، انتشار نامه‌ای از سوی اداره‌کل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی، نکات جدیدی را درباره این پرونده روشن ساخت. در این نامه، ساختمان مذکور به‌عنوان «فاقد ارزش تاریخی ـ فرهنگی» توصیف شده و با اشاره به «ایجاد حقوق مکتسبه برای مالک»، تمدید پروانه شهرسازی و تخریب و نوسازی از نظر این اداره‌کل بلامانع اعلام گردیده است. این نامه اکنون دو سؤال اصلی را برای پرونده مطرح کرده است؛ چرا بنایی که در گذشته به‌عنوان دارای ارزش تاریخی ـ فرهنگی شناخته شده بود، اکنون فاقد ارزش اعلام شده و اساساً «حقوق مکتسبه» استناد شده در این تصمیم چگونه تعیین گردیده است؟

دو نظر متضاد درباره یک بنای تاریخی؛ «واجد ارزش» یا «فاقد ارزش»؟

وحید شهاب، پژوهشگر و فعال حوزه میراث فرهنگی تهران در مصاحبه‌ای با ایسنا بیان می‌کند: «اگر فقط به این نکته بپردازیم که آیا مجوز تخریب صادر شده یا خیر، از موضوع اصلی دور می‌شویم. اداره‌کل میراث فرهنگی استان تهران این بنا را به‌عنوان «واجد ارزش تاریخی–فرهنگی» شناسایی کرده، در حالی که اداره‌کل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، آن را «فاقد ارزش تاریخی– فرهنگی» توصیف کرده است. سؤال اساسی این است که کدام عناصر ارزش‌گذاری مورد ارزیابی قرار گرفته و چه مدارکی موجب تغییر نظر قبلی شده است؟ آیا معیارهای مشخص و غیرقابل تفسیر و قانونی برای این ارزیابی وجود دارد؟ در صورت وجود، کدام نهاد تشخیص نادرست داده است؟»

او تاکید می‌کند: «بر اساس قانون مرمت و احیا، تمام معیارها و شناسایی بناهای دارای ارزش باید به‌صورت شفاف برای عموم عرضه شود.»

چه کسی از آثار تاریخی تهران حفاظت می‌کند؟



پروانه‌ای از سال ۱۳۹۲؛ «حقوق مکتسبه» چگونه پس از ۱۳ سال احراز شد؟

بخش دیگر پرونده به عبارت «ایجاد حقوق مکتسبه برای مالک» مرتبط می‌شود. پروانه ساختمانی این ملک در سال ۱۳۹۲ صادر شده و مدت اعتبار آن برای آغاز عملیات ساختمانی ۲۴ ماه تعیین شده است. همچنین بر اساس رأی قطعی دیوان عدالت اداری در سال ۱۴۰۲، درخواست مالک برای تمدید پروانه قبلی، در مرجع قضایی رد شده است.

شهاب می‌گوید: «حقوق مکتسبه در آرای قضایی یک مفهوم مشخص دارد. در مورد این پروانه با توجه به عدم تمدید و پایان زمان اعتبار پروانه و حکم دیوان عدالت مبنی بر عدم امکان تمدید آن، موضوع حقوق مکتسبه مالک نیازمند بررسی عمیق‌تر است؛ اما پرسش اصلی این است که اداره‌کل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی بر چه مبنای حقوقی، وجود حقوق مکتسبه را تأیید کرده است؟»

چه کسی از آثار تاریخی تهران حفاظت می‌کند؟
تصویر رأی بدوی
این رأی براساس مستندات موجود، در نهایت در شعبه ۳ دادگاه تجدید نظر دیوان عدالت اداری به تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۹ قطعی شده است.

آیا «حقوق مکتسبه» می‌تواند ارزش تاریخی یک بنا را دگرگون کند؟

این پژوهشگر میراث فرهنگی تصریح می‌کند که حتی اگر در نهایت مشخص شود مالک دارای حقوق مکتسبه است، باز هم پرسش دیگری باقی‌ است؛ این حق چه ارتباطی با تعیین ارزش تاریخی ـ فرهنگی بنا دارد؟

شهاب به ایسنا می‌گوید: «حقوق مالکانه یک موضوع قانونی است و باید مورداحترام قرار گیرد، اما ارزیابی ارزش تاریخی–فرهنگی یک بنا اساساً موضوعی تخصصی است. سنجه‌هایی مانند قدمت، اصالت، ویژگی‌های معماری، اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارتباط بنا با محیط اطراف ازجمله معیارهایی هستند که باید در ارزیابی آن لحاظ شوند. از این رو، حتی اگر مالک دارای حقوقی برای ساخت‌وساز باشد، صرف وجود این حق به تنهایی نمی‌تواند یک بنا را از لحاظ کارشناسی از «واجد ارزش» به «فاقد ارزش» تبدیل کند. اگر حفاظت از یک اثر تاریخی منجر به محدودیت‌هایی برای حقوق مالک می‌شود، باید از طریق راهکارهای قانونی، حمایتی و جبرانی به آن پرداخته شود، نه اینکه مسئله حقوق مالکانه با ارزیابی ارزش تاریخی بنا درهم آمیخته گردد.»

هر بنای ثبت‌نشده‌ای، «فاقد ارزش» نیست

شهاب به قانون حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی ـ فرهنگی مصوب سال ۱۳۹۸ اشاره کرده و می‌گوید: «قانون‌گذار بین آثار ثبت‌شده در فهرست آثار ملی و بناهای واجد ارزش تاریخی– فرهنگی تفکیک قائل شده است. ماده ۱۳ این قانون هر دو دسته را به رسمیت شناخته و ماده ۱۵ نیز وزارت میراث فرهنگی را موظف کرده است تا با بررسی و پایش، بناهای واجد ارزش را شناسایی و به‌طور رسمی اعلام نماید. بنابراین عدم ثبت ملی یک بنا به معنای عدم برخورداری از ارزش تاریخی–فرهنگی آن نیست. موضوع مهمی که مطرح است این است که بناهای واجد ارزش با چه سازوکاری شناسایی و حفاظت می‌شوند و در صورت تغییر ارزیابی کارشناسی یک بنا، این تغییر بر مبنای چه معیارها و مستنداتی انجام می‌شود و چگونه می‌توان بر آن نظارت کرد؟


«مینیون»؛ اثر ثبت ملی در همسایگی بنای درگیر در مناقشه

این ملک همچنین هم‌جوار قنادی تاریخی مینیون است که به‌عنوان اثر ثبت‌شده در فهرست آثار ملی شناخته می‌شود. شهاب در این خصوص می‌گوید: «حتی اگر فرض کنیم ساختمان مدنظر فاقد ارزش تاریخی–فرهنگی باشد، ساخت‌و‌ساز جدید و تأثیر آن بر اثر ثبت ملی مجاور، یک موضوع مستقل به حساب می‌آید. ارتفاع، نما و شیوه مداخله در این ملک باید تحت نظر ضوابط حفاظتی اثر تاریخی نزدیکی بررسی گردد. از این رو، اعلام «فاقد ارزش» درباره ساختمان موجود، به تنهایی نمی‌تواند تمام ملاحظات میراثی مربوط به این ملک را پوشش دهد.»

از سعدی تا امین‌لشکر؛ چرا حفاظت همیشه یک گام عقب‌تر است؟

این پژوهشگر و فعال حوزه میراث فرهنگی تهران بر این باور است که باید پرونده سعدی را در بستر وسیع‌تری بررسی کرد. او می‌گوید: «در ماه‌های اخیر، حوادثی رخ داده که سؤالات جدی درباره کارایی سازوکارهای جلوگری از تخریب بناهای تاریخی را در بر می‌گیرد. بنای تاریخی معروف به پادگان روس‌ها در سبزوار، با اینکه دارای ارزش شناخته شده بود، نابود شد؛ بخش‌هایی از عمارت ثبت ملی امین‌لشکر در تهران تخریب گردید و در حریم درجه یک کاخ گلستان، اثر ثبت جهانی یونسکو، گاراژ شمس‌العماره که پیش‌تر به‌عنوان واجد ارزش تاریخی ـ فرهنگی شناخته شده بود، نابود شد و هم‌اکنون پروژه مروی‌سنتر (خان عالی) در محل آن در حال احداث است.»

شهاب بر این نکته تاکید دارد: «این پرونده‌ها از لحاظ حقوقی و اداری با یکدیگر متفاوتند، اما همه آن‌ها یک پرسش مشترک را مطرح می‌کنند؛ زمانی که ارزش تاریخی–فرهنگی یک بنا به‌طور رسمی شناسایی شده و آن بنا بخشی از هویت تاریخی شهر است، کدام سازوکار مؤثر برای حفاظت از آن قبل از تخریب وجود دارد؟»

او می‌گوید: «در حوزه میراث فرهنگی، اقدام پس از تخریب معمولاً دیرهنگام است. می‌توان اقامه دعوا کرد، پرونده تشکیل داد و حتی حکم بازسازی اخذ کرد، اما اصالت تاریخی یک اثر هرگز قابل بازآفرینی نیست. حفاظت باید پیش از وارد آمدن ماشین‌آلات آغاز گردد، نه پس از تخریب.»

پیش از آنکه دیر شود، اقدامی کنید

در پی این اتفاقات، کارزاری با عنوان «میراث ایران در خطر است؛ پیش از آنکه دیر شود، اقدامی کنید» به مقامات کشور ارائه گردیده که شهاب درباره این کارزار می‌گوید: «این درخواست فقط به نجات یک ساختمان در خیابان سعدی محدود نمی‌شود. پرونده سعدی دوباره زنگ خطری درباره وضعیت بسیاری از بناهایی در سراسر کشور است که ممکن است هرگز در فهرست آثار ملی ثبت نشده باشند اما به‌واقع واجد ارزش تاریخی ـ فرهنگی‌اند و بخش‌هایی از هویت شهرها و محله‌های ما را تشکیل می‌دهند.»

او اضافه می‌کند: «در این کارزار از مقامات خواسته‌ایم تا تعیین تکلیف کارشناسی و حقوقی پرونده، از هرگونه اقدام غیرقابل بازگشت نسبت به بنای سعدی جلوگیری شود؛ مستندات و دلایل تغییر ارزیابی از «واجد ارزش» به «فاقد ارزش» و همچنین مبنای حقوقی استناد به «حقوق مکتسبه» به‌صورت شفاف اعلام شود. فرایند کارشناسی و اداری این پرونده باید مورد بررسی قرار گیرد و در نهایت، سازوکاری شفاف و در دسترس برای شناسایی و حفاظت از بناهای واجد ارزش تاریخی ـ فرهنگی در سرتاسر کشور ایجاد گردد.»

این فعال حوزه میراث فرهنگی تهران در پایان خاطرنشان می‌کند: «میراث فرهنگی تنها متعلق به متخصصان این حوزه نیست؛ بلکه بخشی از حافظه مشترک همه ماست. حفاظت از میراث ایران نیازمند همیاری عمومی است؛ زیرا پس از تخریب، حتی اگر بنایی مجدداً ساخته شود، آنچه هرگز بازنمی‌گردد، اصالت اثر است.»

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.