کد خبر 712607
۱۴۰۵/۰۷/۰۶ ۱۳:۵۵

مدل‌سازی کلاشنیکف بر اساس این تفنگ انجام شد

ساعت 24 - تفنگ مشهور کلاشنیکف به‌طور مستقیم از شاهکار مهندسی آلمانی به نام StG 44 که در جنگ جهانی دوم طراحی شده بود، الهام گرفته است و از نظر طراحی ظاهری، نسخه‌ای از آن به‌حساب می‌آید که توسط مهندسان روسی تقلید شده است.
کلاشنیکف را از روی این تفنگ کپی کردند

بر اساس گزارشی از خبرآنلاین و به نقل از فارس، طراحان روسی در خلق سلاح کلاشنیکف، الهام خود را از یکی از شاهکارهای مهندسی آلمان در دوران جنگ جهانی دوم با نام StG 44 به دست آوردند. برای درک جایگاه مهم StG 44، لازم است به دکترین نظامی و محدودیت‌های تکنیکی آن زمان در اوایل دهه ۱۹۴۰ نگاهی بیندازیم.

در آن دوران، نیروهای پیاده‌نظام با دو نوع سلاح عمده مجهز شده بودند: تفنگ‌های گلنگدنی یا نیمه‌خودکار با کالیبرهای بزرگ، نظیر موزر 98k که دارای دقت و قدرت بالایی بوده، اما نرخ آتش آنان محدود و لگدشان بسیار سنگین بود و در نقطه مقابل، مسلسل‌های دستی مانند MP40 وجود داشتند که از گلوله‌های تپانچه استفاده می‌کردند و برای نبردهای نزدیک مناسب بودند، اما کارایی‌شان در فاصله‌های بیش از ۱۰۰ متر به شدت کاهش می‌یافت.

مهندسان آلمانی دریافته بودند که جنگ‌های پیاده‌نظام غالباً در فواصل کمتر از ۳۰۰ متر صورت می‌گیرد. بنابراین، راه‌حل فناوری آن‌ها طراحی یک فشنگ متوسط بود. آن‌ها طول پوکه‌ فشنگ‌ها را کاهش داده و مهمات جدیدی با کالیبر 7.92x33mm Kurz تولید کردند. این مهمات نوین، انرژی کافی را برای نفوذ در فواصل متوسط فراهم می‌کرد، در حالی که لگد آن به اندازه‌ای کاهش یافته بود که حرکات شلیک رگباری (تمام‌خودکار) را برای سربازان قابل کنترل می‌کرد.

سلاح StG 44 به‌طور خاص بر مبنای این اصول فیزیکی بالستیک طراحی گردید و با استفاده از سیستم مسلح‌شده با گاز باروت و بدنه‌ای از ورق‌های فولادی، مفهوم نوین تفنگ تهاجمی را به عرصه دفاعی معرفی کرد.

کلاشنیکف را از روی این تفنگ کپی کردند

مواجهه در جبهه شرق و افشاگری طراحی معکوس

زمانی که StG 44 در جبهه‌های شرقی به‌کار گرفته شد، فرماندهان و مهندسان شوروی بلافاصله برتری فنی آن را تشخیص دادند. سربازان آلمانی با این سلاح قادر به ایجاد حجم بی‌نظیری از آتش با دقت عالی در فاصله‌های متوسط بودند. روس‌ها به سرعت نمونه‌های به‌دست‌آمده را به مراکز تحقیق و توسعه در ایژفسک و تولا منتقل کردند تا آن‌ها را از نظر متالورژیک و مکانیک بررسی کنند.

اولین گام روس‌ها، تقلید دقیق از مفهوم فشنگ متوسط بود. در سال ۱۹۴۳، آن‌ها کالیبر 7.62x39mm (که به عنوان M43 معروف شد) را طراحی کردند که به لحاظ بالستیکی، پاسخ مستقیمی از سوی شوروی به مهمات Kurz آلمانی به شمار می‌رفت. به محض آماده شدن این مهمات، رقابت برای طراحی سلاحی که بتواند آن را به کار گیرد آغاز شد و نهایتاً طرح یک گروهبان جوان زرهی به نام میخائیل کلاشنیکف در سال ۱۹۴۷ (دو سال پس از پایان جنگ جهانی) به موفقیت رسید.

اگر به ظاهر StG 44 و AK-47 نگاهی بیندازیم، به سرعت متوجه شباهت‌های مشهودی خواهیم شد که ادعای کپی بودن کلاش را توجیه می‌کند. در زمینه ارگونومی و طراحی رابط کاربری، شباهت‌ها غیرقابل انکارند. هر دو سلاح از یک خشاب خمیده (موزی شکل) با ظرفیت ۳۰ تیر بهره می‌برند. این انحنا هم به‌عنوان یک الزام مهندسی طراحی شده است؛ شکل مخروطی فشنگ‌های متوسط تضمین می‌کند که وقتی روی هم در یک خشاب دو ردیفه قرار می‌گیرند، نیاز به یک قوس طبیعی باشد تا تغذیه سلاح به شکل روان انجام شود.

علاوه بر این، هر دو سلاح از سیستم پیستون گاز برای هدایت نیروی حاصل از احتراق به عقب به سمت مجموعه گلنگدن بهره می‌برند. محل قرارگیری لوله گاز در بالای لوله اصلی، طراحی قبضه تپانچه‌ای برای بهبود کنترل در هنگام شلیک رگباری، و همچنین سایت نشانه‌روی پیشرفته در وسط سلاح، همگی نشان‌دهنده الگوبرداری مستقیم شوروی از طراحی و مکانیزم کار سلاح آلمانی است.

نوآوری کلاشنیکف، پیشرفت به جای تقلید

با وجود تمام این شباهت‌های اساسی و مفهومی، کاهش AK-47 به عنوان یک نسخه ساده از StG 44 نادیده گرفتن ظرایف مهندسی عمیقی است که میخائیل کلاشنیکف در طراحی خود به کار گرفته است. تفاوت اصلی و نوآوری حیاتی کلاشنیکف در مکانیزم قفل گلنگدن نهفته است.

سلاح آلمانی StG 44 از سیستم گلنگدن متمایل استفاده می‌کرد. در این سیستم، پس از شلیک، انتهای گلنگدن به سمت پایین مایل می‌شود تا قفل باز شده و پوکه خارج گردد. این مکانیزم نسبت به سایر روش‌ها از پیچیدگی بیشتری برخوردار بود و به دقت ماشینکاری بالاتری نیاز داشت.

کلاشنیکف را از روی این تفنگ کپی کردند

در مقابل، کلاشنیکف با بررسی تفنگ M1 Garand آمریکایی، از سیستم بسیار کارآمدتری به نام گلنگدن چرخشی استفاده کرد. در این طراحی، سر گلنگدن با چرخش چند درجه‌ای درون شیارهای لوله قفل می‌شود. این روش نه تنها توانایی تحمل فشارهای شدید را بیشتر می‌کرد، بلکه استهلاک قطعات را به شکل قابل‌توجهی کاهش می‌داد.

نوآوری دیگر کلاشنیکف در زمینه مهندسی مواد و تلورانس (فضای مجاز بین قطعات متحرک) بود. مهندسان آلمانی StG 44 را با دقت بالایی و فواصل بسیار کمی بین قطعات متحرک طراحی کرده بودند؛ این موضوع دقت سلاح را افزایش می‌داد اما آن را در برابر شرایط جوی نامناسب آسیب‌پذیر می‌کرد.

کلاشنیکف با درک شرایط دشوار میدان نبرد روسیه، به‌طور عمدی تلورانس بین اجزای داخلی AK-47 را افزایش داد. فضای نسبتاً زیاد بین قطعات متحرک در کلاشنیکف به گونه‌ای طراحی شده بود که گرد و غبار، شن و ماسه، و حتی گل‌ولای به جای ایجاد اصطکاک و گیرکردن، به راحتی از میان این فضاهای خالی به بیرون رانده شوند. این دلیلی است که قابلیت اطمینان نام‌آور AK-47 را شکل می‌دهد و آن را از نمونه آلمانی خود متمایز می‌سازد.

در نهایت، میخائیل کلاشنیکف فرایند تولید را نیز به طرز قابل توجهی تسهیل کرد. تعداد قطعات مورد استفاده در این سلاح نسبت به StG 44 به مراتب کمتر بود و مونتاژ آن نیاز به نیروی کار ماهر نداشت. این تفاوت‌ها باعث گردید تا AK-47 به یک پلتفرم ایده‌آل برای تولید انبوه و ارزان‌قیمت در سراسر بلوک شرق بدل شود.

۵۸۵۸

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.