روزنامه اصولگرا به هواداران رسایی: حامیان عباس عبدی و زیباکلام که قابلیت ایجاد کمپین علیه قوه قضائیه را داشتند، به سکوت روی آوردند
بر اساس گزارش خبرآنلاین، روزنامه فرهیختگان به نقل از منابع خود نوشت:
1. پس از صدور رأی قاضی، تعدادی از سیاسیون و فعالان مرتبط با آقای رسایی در شبکههای اجتماعی مانند توییتر و ایتا به اعتراض پرداختند؛ محتوای این اعتراضات عمدتاً نه به متن حکم و اثبات بیگناهی ایشان بلکه به نقد سیاسی شاکی و همچنین نقد قوه قضائیه مربوط میشد.
2. آیا انتقاد از احکام صادره اشکالی دارد؟ قطعاً نه. هر کنشگری حق دارد با دلایل منطقی و بر اساس علم خود نسبت به محتوای یک پرونده سیاسی معترض باشد و نظر خود را بیان کند. با این حال، تبدیل اعتراض به یک کمپین که هدفش تخریب اعتبار قوه قضائیه است، در شرایطی که این نهاد در حال رسیدگی به پروندههای حساسی از جمله جرایم متهمان امنیتی دیماه و برخی موارد مالی است که به حقوق مردم لطمه زدهاند، جای سوال دارد.
3. همزمان با صدور حکم برای حمید رسایی، قوه قضائیه دو حکم دیگر نیز صادر کرد؛ یکی برای عباس عبدی و دیگری برای صادق زیباکلام که هر دو به عنوان فعالان سیاسی اصلاحطلب شناخته میشوند. احتمالاً این دو نیز به احکام صادر شده علیه خود اعتراض دارند و به اندازه کافی از پشتیبانی رسانهای و توانایی در کمپینسازی برخوردارند؛ اما تا به حال نه قوه قضائیه را به کودتا متهم کردهاند و نه به آن صفتهای غرضورز و کینهتوز نسبت دادهاند.
6. اما در این ماجرا نکتهای اساسی وجود دارد؛ ایران نزدیک به دو سال است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با دو نیروی شرور درگیر نبردی تمامعیار است. به گفته دوستان و دشمنان، آنچه در این میدان جنگ کشور را حفظ کرده، نیروی خودجوشی است که بر اساس اعتماد مردم بوجود آمده و برای جمهوری اسلامی قدرت به ارمغان آورده است. دشمن، که در برابر ملت ایران شکست خورده، به منظور جلوگیری از تثبیت پیروزیها، طرحی نو در دست دارد که ترکیبی از عملیات نظامی، محاصره و جنگ شناختی است. در این راستا، خراب کردن اتحاد ملی ایجاد شده در شرایط جنگ، مهمترین اقدام دشمن است. آنها به خوبی آگاهند که ایرانیان در زمان بحرانها به یکدیگر نزدیک میشوند و این وحدت، نیروی مقاومتشان در مقابل دشمن را به طرز چشمگیری افزایش میدهد. ممکن است اگر آمریکا برای شروع عملیات جدید خود منتظر لحظهای باشد، آن لحظه زمانی است که انسجام ملی دچار تزلزل شود. در این دو سال، ایرانیان با وجود اختلافنظرها توانستهاند یک هسته محکم و بزرگ 90 میلیونی علیه جریانهای مستکبر و مرتجع بسازند؛ هستهای که تحت هر شرایطی پروژه اصلی ترامپ – نتانیاهو، یعنی براندازی را به شکست میکشاند.
اکنون چه تبعاتی کمپین تخریب اعتبار دستگاه قضا و دیگر مسئولان بر چنین هسته سخت 90 میلیونی خواهد داشت؟ آن جوانمردی که در پای لانچر ایستاده است، آن دلیرمردی که از هرمز در گرمای 50 درجه محافظت میکند، آن نانوایی که در جنگ هیچگاه کار را تعطیل نکرد، آن کارگر راهداری که پلهای آسیبدیده را ظرف چند روز تعمیر میکند، آن معلمی که چراغ علم را روشن نگاه میدارد، آن استادی که هرگز دانشگاه را ترک نمیکند، آن بانویی که بیش از دوصد شب در میدان حاضر است، آن بسیجی که در سختترین شرایط امنیتی ایستگاههای بازرسی را ترک نمیکند و دهها و صدها تیپ جانفدای دیگر، اگر بر این تصور گمراه کننده که مسئولان کینهورز، غرضدار و خائناند، سرگردان شوند، با چه انگیزهای به ادامه کار ادامه خواهند داد؟ چرا باید یک جمع محدود و تلخ به خود اجازه دهد که به این شکل به اعتماد و اعتقاد عمومی، به عنوان هسته مرکزی 90 میلیونی و ملت راسخ ایران آسیب بزند؟