هرمز از کجا به کجا رسید
این تنگه بااهمیت بهمثانه یک آبراه سرنوشتساز برای اقتصاد ایران و نیز انتقال نفت در جای خود بود و ایرانیان نیز هرگز درباره بستهشدن این تنگه چیزی نمیگفتند. بلافاصله پس از شروع جنگ 12روزه، زمزمههایی از سوی کسانی که در اینباره پیشتر هم گفته و نوشته بودند، شنیده شد و پس از جنگ 40روزه این زمزمهها به فریاد رسید.
تصمیمگیرندگان در اینباره آرامآرام به اینسو کشیده شدند که زمان امتیازگیری از این دارایی ارزشمند، میتواند در عقبنشینی دشمنان بسیار موثر باشد. به این ترتیب بود که فرماندهان نظامی و نیز برخی سیاستورزان در مقامهای گوناگون ازجمله استاد اقتصاد و نیز کارشناس مناسبات جهانی و… پای بهمیدان گذاشتند.
اقتصاددانان هوادار اندک استفاده از هرمز بهمثابه یک متغیر نیرومند بازدارنده، اعداد شگفتانگیزی از درآمدهای احتمالی از این تنگه درصورت تسلط برآن را بازگو کرده یا نوشتند. یک استاد دانشگاه حتی تا مرز درآمد ۵۰میلیارد دلاری از بستهشدن هرمز پیش رفت.
آنها حسابکتابهای عجیبی انجام دادند تا به اعداد نجومی رسیدند. بهطور مثال گفته میشد میزان درآمد هرمز تابعی از میزان نفتی است که هر نفتکش میخواهد از تنگه عبور دهد. مخالفت بیشتر کشورهای جهان بهویژه کشورهایی که نفت و گازشان باید حتما از این تنگه رد شود، داستان و روند دیگری بوده و هست که در این مدت ارائه شد.
جمهوری اسلامی سرانجام به این نتیجه محتوم رسید که با بستن تنگههرمز میتواند از آمریکا امتیازهای بزرگ بگیرد. این بازدارندگی البته تا روزی که پیمان اسلامآباد بسته شد بهخوبی کارآمد بود و آمریکا در مذاکره مستقیم به ایران امتیازهایی میداد.
از سوی دیگر آمریکاییها همزمان با چانهزنی درباره شرایط هرمز با ایران راههای دیگری را نیز در دستور کار قرار دادهاند؛ ایجاد یک مسیر تازه برای انتقال نفت کشورهای حاشیه خلیجفارس، محاصره دریایی جمهوری اسلامی و بستن راه آمدوشد کشتیهای نفتکش ایران از هرمز و نیز بستن راه کشتیهای کالابر به بندرهای ایران.
حالا استفاده از هرمز میان ایران و آمریکا به تعادل هرمز در برابر هرمز رسیده و گفته میشود جمهوری اسلامی پیشنهادهایی برای بازکردن هرمز داده که آمریکا آن را قبول نکرده است. واقعیت این است که استفاده از هرمز برای امتیازگیری و حتی کسب درآمد گامهایی بوده و هست که باید پیامدهای درازمدت آن برای ایرانیان مورد توجه قرار گیرد.
اگر جهان به این نتیجه برسد که این تنگه در هر دوره میتواند ریسک تجارت را افزایش دهد، شاید به فکر تازهای بیفتد.