داستان شگفتانگیز زنی سالخورده که از مرگ هراس دارد؛ استاپموشن هنری است که قابلیت لمس دارد
مینا سهیلی، انیمیشنساز و کارگردان انیمیشن استاپموشن «گلهای لبچنگکی»، که در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در بخش پویانمایی به نمایش درمیآید، در گفتوگویی با خبرنگار مهر، به توضیح پیرامون موضوع این فیلم پرداخت و گفت: مفهوم بنیادین «گلهای لبچنگکی» از یک داستان قدیمی ژاپنی نشات گرفته است. شخصیت محوری این اثر، پیرزنی است که به واسطه ترس از مردن، درگیر ماجرایی عجیب میشود.
او ادامه داد: برای من، بسیار حائز اهمیت بود که این اثر دارای هویت ایرانی باشد، نه فقط با بهرهگیری از نشانههای ظاهری و زینتی، بلکه تمایل داشتم که در شخصیتها، پوششها، دیالوگها و فضای داستان، هویت ایرانی حس شود. انتخاب یک زوج پیر عشایر نیز بخشی از همین رویکرد به شمار میرفت.
الهام از زندگی عشایر
این انیماتور اشاره کرد: برای خلق طراحی بصری، از تصاویر واقعی زندگی عشایری، از جمله لباسها، چادرها، گلیمها و قالیچهها الهام گرفتم و آنها را به زبان فانتزی خویش تبدیل کردم. حتی در یکی از صحنهها، تصویر یک زن جوان روی گلیم را به عنوان مرجع استفاده کردم تا از همان ابتدا مفهوم جوانی را به نوعی در ذهن تماشاگران گنجانده باشم.
این هنرمند در مورد منبع علاقهاش به استاپموشن بیان کرد: اولین نشانههای جذابیت من به این تکنیک به دورانی برمیگردد که من و خواهر دوقلویم هنوز در دبستان بودیم و از طرف مدرسه به یک سینما رفتیم و انیمیشن «قصههای بازار» به ویژه قسمت «کوه جواهر» ساخته عبدالله علیمراد را تماشا کردیم. در این اثر، او حتی فرآیند جان بخشیدن به پاپتها را با زبان طنز به نمایش گذاشته بود.
وی اضافه کرد: سالهای زیادی گذشت و به تدریج آن علاقه قدیمی، در زمانی که در مقطع کارشناسی ارشد سینما مشغول به تحصیل بودیم و استاپموشن را فراموش کرده بودیم، دوباره یادآور شد. با دیدن اثر استاپموشنی «آقای گوزن» ساخته سید مجتبی موسوی و تجربه آموزشم نزد استاد، ما نیز امیدوار شدیم که میتوانیم روایتهای داستانی خود را با همین تکنیک انیمیشن که به طرز قابل ملاحظهای پیشرفت کرده است، نمایش دهیم، بدون آنکه نیاز باشد به طور کامل به دنیای دیجیتال پناه ببریم.

این انیمیشنساز درباره اهمیت ملموس بودن دنیای اثر توضیح داد: در فرایند ساخت «گلهای لبچنگکی» برای من بسیار مهم بود که جهان اثر، با وجود فانتزی بودن، همچنان ملموس و فیزیکی باقی بماند. استاپموشن به ما این قابلیت را میداد که شخصیتها، دکور و فضای داستان به حقیقت بپیوندد و به واسطه حرکات فریمبهفریم جان بگیرد. در این تکنیک، احساس میکردیم که کنترل بیشتری بر جهان اثر داریم؛ از طراحی پاپت و دکور تا نورپردازی، میزانسن و حرکت دوربین. البته این کنترل به معنای سهولت کار نیست؛ بلکه در واقع با محدودیتهای فیزیکی بسیاری روبرو هستیم، اما برای من، همین ویژگی بخشی از جذابیت آن محسوب میشود.
چالش با جزئیات فنی کار
سهیلی درباره چالشهای نخستین تجربه کارگردانی استاپموشن گفت: به عقیده من، چیزی که بیشتر از همه مرا غافلگیر کرد، میزان دخالت من به عنوان کارگردان و انیماتور در جزئیات فنی کار بود. قبل از آغاز تولید، فکر میکردم بخش عمده کار، انیمیت کردن پاپتهاست، اما در واقع متوجه شدم تقریباً همهچیز میتواند بر نتیجه نهایی تأثیر بگذارد؛ از کوچکترین تغییر در پاپت و دکور گرفته تا نور، دوربین و حتی حرکات ریز.
وی افزود: یکی از بزرگترین چالشها برای من، حرکت دوربین بود. تقریباً ۹۰ درصد از حرکات دوربین در «گلهای لبچنگکی» بهصورت دستی و فریمبهفریم با استفاده از اسلایدر انجام شد و موشنکنترلی نداشتیم. ما به دنبال چرخش دور پاپتها و تنوع در قابها و زوایا بودیم و نمیخواستیم مطابق شیوههای سنتی استاپموشن عمل کنیم که بیشتر حالت رو به رو نگاه میکنند.
این کارگردان در مورد تغییرات بالقوه در پروژه آیندهاش گفت: «گلهای لبچنگکی» اولین تجربه من در ساخت یک اثر استاپموشن بود و به طور طبیعی، بیشتر مسیر با آزمون و خطا طی شد. اگر بخواهم پروژه بعدی را کلید بزنم، در همان مرحله پیشتولید، جزئیات فنی بیشتری را پیشبینی میکنم؛ به ویژه در زمینه ساخت پاپت، طراحی دکور، تجهیزات و حرکت دوربین. در این پروژه، بخشی از تجهیزات را به تدریج و متناسب با امکانات تهیه کردم و همین مسئله گاهی بر برنامه تولید تاثیر گذاشت.

او ادامه داد: هدف ما در ادامه مسیر تولید، ساخت یک اثر داستانی بلند با قصهای پیچیده و پاپتهای حرفهای و امکانات تکنیکی پیشرفتهتر است و ما همچنان به دنبالهروی روایتگری با هویت ایرانی هستیم. به گمانم، مهمترین چیزی که نمیخواهم تغییر دهم، پذیرفتن چالشهای بزرگ است. یکی از درسهایی که فیلم «گلهای لبچنگکی» به ما داد، این است که نباید به دلیل دشواری تکنیک، خود را پیش از شروع محدود کنیم.
استاپموشن نیاز به پول بیشتری ندارد، بلکه به زمان و انرژی بیشتری احتیاج دارد
سهیلی درباره توجیه اقتصادی استاپموشن به عنوان تکنیکی زمانبر و هزینهبر اظهار داشت: اینکه گفته میشود «استاپموشن همیشه گرانتر از 2D و 3D است» یک گزاره دقیق نیست. هزینه به مقیاس، سبک، تعداد شخصیتها و لوکیشنها، مدت اثر، و میزان جزئیات و شیوه تولید بستگی دارد. استاپموشن الزاماً نیاز به هزینه بیشتر ندارد؛ بلکه به زمان و در برخی موارد به نیروی انسانی بیشتری احتیاج دارد. ممکن است استاپموشن مستقل از یک پروژه 3D با همان زمان، بسیار کمهزینهتر باشد.
او درباره تجربه خود در این پروژه بیان کرد: کارهایی که من به همراه تیم خانوادگیام در «گلهای لبچنگکی» انجام دادییم، دقیقاً نمایانگر یک مدل تولید مستقل و مقیاس کوچک استاپموشن است. این تجربه نکته مهمی را نشان میدهد که استاپموشن برای ورود یک فیلمساز مستقل به طور ضروری غیرممکن نیست. شاید زمان زیادی ببرد، اما نیازی نیست که حتماً یک استودیوی چند ده نفره در اختیار داشته باشید.
سهیلی با اشاره به تفاوتهای مقیاس تولیدات بزرگ گفت: اگر بخواهیم یک اثر همچون Coraline به سبک استودیوی معروف لایکا بسازیم، داستان به کلی متفاوت خواهد بود؛ زیرا در آنجا با یک صنعت بزرگ، تعداد زیادی دکور، پاپت، نیروی متخصص و سالها تولید مواجه هستیم. بنابراین این نیست که «استاپموشن گران است یا ارزان». سوال درستتر این است که «این استاپموشن با چه مقیاس و چه سطحی از جاهطلبی تولید میشود؟» به همین دلیل است که Aardman میتواند با بودجه کمتری کار کند. در اینجا تفاوت زبان بصری دو استودیو مطرح میشود. ما باید در تولیدات انیمیشنیمان، جدیدا با هر تکنیکی، الگوهای اقتصادی استودیوهایی که مقرون به صرفهتر کار میکنند و کوچکتر هستند، را دنبال کنیم.

مخاطب وارد جهان فیزیکی انیمیشن میشود
وی درباره مزیت استاپموشن در مقایسه با سایر تکنیکها اظهار داشت: هر تکنیک مسلماً ویژگیهای خاص خود را دارد. امتیاز منحصر به فرد استاپموشن این است که بخش عمده هزینهای که در صحنه میبینید، واقعاً وجود فیزیکی دارد. میتوانید دکور و پاپت را ببینید و لباسها را لمس کنید. حتی بعداً میتوانید پاپتها و دکورها را در نمایشگاهها، موزهها یا رویدادهای مرتبط با فیلم به نمایش بگذارید؛ چیزی که سازندگان معروف استاپموشن در سراسر جهان به عنوان یکی از ویژگیهای بارز این مدیوم بیان میکنند.
سهیلی در پایان در مورد آینده استاپموشن با وجود پیشرفت هوش مصنوعی تاکید کرد: مزیت ما چیزی است که AI نمیتواند به تنهایی ارائه دهد؛ یعنی یک اثر سینمایی که نه تنها به تصویر محدود میشود، بلکه دارای یک شیء فیزیکی و یک فرآیند واقعی در پس آن است. این رویکرد، استاپموشن را از یک محدودیت تولیدی به یک ارزش هنری و تجربهای بینظیر تبدیل میکند. مخاطب نه تنها فیلم را میبیند، بلکه میتواند بعد از پایان فیلم با پاپتها، دکورها، ماکتها و طراحیهای واقعی رو به رو شود و به دنیای فیزیکی اثر همان چیزی که بر پرده دیده، راه پیدا کند.
انیمیشن «گلهای لبچنگکی»، ساخته مینا سهیلی، در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در بخش پویانمایی به نمایش در میآید.