فاصله بین دانشگاه و صنعت؛ سد اصلی تبدیل دانش به درآمد در ایران
مسعود مظلوم در گفتگو با ایسنا به چالش عمدهای که کشور ما با آن مواجه است اشاره کرد و گفت: تبدیل علم به ارزش واقعی و تولید درآمد یکی از معضلات کلیدی به شمار میرود. وی ادامه داد: سوال اصلی این است که چرا علم تولید شده در دانشگاه به ارزشهای اقتصادی تبدیل نمیشود و درآمدزایی حاصل نمیآید؟ اگر فرض کنیم که از فردا تعداد مقالات منتشر شده در ایران ۱۰۰ برابر شود، آیا درآمد کشور هم به همین میزان افزایش مییابد؟ پاسخ به این سوال منفی است، بنابراین الزامیست که به دنبال راهحلهایی باشیم تا دانشی که در دانشگاهها تولید میشود، به سمت درآمدزایی و ایجاد ارزش حرکت کند.
وی افزود: زنجیره تبدیل دانش به ارزش به درستی طراحی نشده است. لازم است این سوال مطرح گردد که چرا با وجود این همه تحقیقات و اختراعات در دانشگاه، آنها به محصول یا خدمت تبدیل نمیشوند؟ در ایران دانش، ایده و پژوهشگر به اندازه کافی در دسترس داریم. بنابراین، کمبود دانش یا پژوهشگر مشکل اصلی نیست، بلکه مسئله این است که دانش الزاما از مسائل واقعی نشأت نمیگیرد.
مشاور استاندار خراسان رضوی بر اهمیت ارزش مالی در دنیای صنعت تأکید کرد و گفت: در صنعت، اولویتها شامل بازگشت سرمایه، کاهش هزینه و افزایش سود است و برای ارزیابی این موارد، شاخصهای عملکرد کلیدی (KPI) تعریف میشود. اما در دانشگاه، مسئله بیشتر بر مبنای ارزشهای پژوهشی بوده و سوال این است که کدام روش، متد یا تئوری میتواند به بهبود یک مسئله آزمایشگاهی کمک کند که معمولاً خروجی آن مقالات علمی خواهد بود.
مظلوم خاطرنشان کرد: اگر به دانشگاه از دید صنعتی بنگریم، متوجه میشویم که بسیاری از تحقیقات و اختراعات علیرغم ارزش علمی، به محصول و خدمت تبدیل نمیشوند. راهحل این مسأله در این است که ارزشهای دانشگاه به سمت ارزشهای صنعتی سوق داده شوند؛ یعنی دانشگاه باید تمرکز خود را بر روی مسائلی قرار دهد که حل آنها ارزش واقعی برای صنعت تولید کند و در نتیجه منجر به درآمدزایی شود.
وی به عنوان یکی از چالشهای عمده، وجود دو زبان متفاوت میان دانشگاه و صنعت اشاره کرد و گفت: زبان دانشگاهی بیشتر بر مبنای مقاله، پژوهش، تئوری و نشر علمی میچرخد، در حالی که زبان صنعت شامل مشتری، بازگشت سرمایه، ریسک، سود و زیان است. با نزدیکتر شدن این دو زبان، دانشگاه بهتر میتواند صنعت را درک کند و بالعکس. در نهایت، چالشهای صنعتی به زبان دانشگاهی تبیین میشوند و دانشگاه نیز به حل مسائل به سمتی حرکت میکند که ارزشهای صنعتی را به وجود آورد.
مدیرعامل مرکز نوآوری علم داده و هوش مصنوعی ادامه داد: ممکن است یک تحقیق از لحاظ علمی فوقالعاده ارزشمند باشد، مقالهای برجسته تولید کند یا حتی به اختراعی منجر شود؛ اما سه سوال بدون پاسخ باقی میماند. نخست، این دانش چه مشکلی را حل میکند؟ دوم، چه کسی به این راهحل نیاز دارد؟ و سوم، چه کسی حاضر است برای آن هزینه کند؟ اینجاست که فاصله قابل توجهی بین دانش و محصول به چشم میخورد.

دانش باید به مسئله و مسئله به راهحل، تبدیل شود
مظلوم اشاره کرد: زنجیرهای از دانش به ارزش وجود دارد که باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. دانش باید به مسئله و سپس مسئله به راهحل تبدیل گردد. این راهحلها سپس باید به نمونههای اولیه و محصولاتی که در یک محیط واقعی و بازار مورد آزمایش قرار میگیرند، تبدیل شوند. وقتی محصولی به بازار عرضه میشود، در نتیجه درآمد نیز به دست میآید. در ایران، ما در ابتدای این زنجیره موفق عمل کرده و دانش را به خوبی تولید میکنیم، اما در ادامه این زنجیره با چالشهایی مواجه هستیم.
وی افزود: ممکن است دانش ما مسئلهای را تولید کند، به راهحل منجر شود و حتی نمونه اولیهای بسازد، اما هنوز به محصول تبدیل نشده است. حتی اگر به محصولی تبدیل گردد، لزوماً به ایجاد یک کسبوکار موفق و سودآور منجر نخواهد شد. برای تبدیل دانش به محصول، باید مسائل فراوانی در نظر گرفته شود. محصول نیاز دارد که مشتری و بازار مشخصی داشته باشد، مدل کسبوکارش تعریف شود، قابلیت تولید داشته باشد، مالکیت فکریاش مشخص و مسیر ورود به بازار آن تعیین گردد. باید مشخص شود که این دانش کدام مسئله واقعی را حل کرده و چگونه میتوان با حل آن برای کشور ارزش اقتصادی به ارمغان آورد.
مشاور استاندار خراسان رضوی با تأکید بر اینکه مشکل اصلی نه در کمبود تولید دانش بلکه در ضعف زنجیره تبدیل دانش به ارزش است، گفت: بزرگترین مانع تجاریسازی دانش، شکاف موجود بین مسأله و بازار است. حتی اگر منابع مالی نیز در دسترس باشد، اگر مسئله به درستی تعریف نشود، این منابع صرف فناوریهایی خواهد شد که فاقد مشتری هستند. در این زنجیره، سه ضلع مهم وجود دارند: دانشگاه، صنعت و دولت. دولت اظهار میکند که «پول میدهم، صندوق تأسیس شده و حمایت میکنم»، اما باید توجه داشته باشد که علاوه بر ایفای نقشهای رگولاتوری و حمایتی، در بازار کسبوکار نیز باید اقدام کند.
مظلوم همچنین بیان کرد: صنعت باید بتواند مسائل خود را به درستی تعریف کرده و به زبانی قابل فهم برای پژوهشگران دانش ارائه دهد. اگر مسئله به درستی معرفی نشود، راهحل نامتناسبی شکل خواهد گرفت و سرمایهگذاران وارد چرخه نخواهند شد و در نتیجه، محصول به بازار نخواهد رسید. تأمین مالی مهم است اما این منابع مالی بایستی در زمان مناسب و برای فناوریهای مشخص که مشتری و مسیر بازار آنها روشن است، صرف گردد. برای حل مسائل واقعی کشور باید به چگونگی پژوهش و حل مسائل توجه بیشتری داشته باشیم.
وی در ادامه گفت: هر سه ضلع باید با نقشهای مختلف در کل زنجیره مشارکت داشته باشند. تحول دانش به ارزش، کار مشترک این سه ضلع است. دانشگاه باید به تولید علم ادامه دهد و همزمان بیش از پیش به مسائل تمرکز کند و پژوهشهایی را تعریف کند که ذینفعان، محیط آزمایش و ارزش کشور در آن مشخص باشد. صنعت باید در این روند همکاری کند و مسئله واقعی خود را به زبان علمی دانشگاهی بیان کند و دادههای لازم را در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
مدیرعامل مرکز نوآوری علم داده و هوش مصنوعی یادآوری کرد: دولت نیز باید به عنوان طراح و تسهیلکننده این اکوسیستم عمل کند و زیرساختها و قوانین لازم را ایجاد کند، مشوقهایی ارائه دهد و ریسک فناوریهای مورد نیاز کشور را کاهش دهد. دانشگاه باید مسائل را بشناسد و راهحلهای عملی و کارساز ارائه دهد، صنعت باید مسائل خود و بازار واقعی را وارد کند و دولت باید موانع و ریسکهای همکاری را کاهش دهد. نهادهای واسط نظیر پارکهای علم و فناوری، شتابدهندهها و مراکز تخصصی نیز میتوانند به ترجمه زبان دانشگاه و صنعت برای یکدیگر کمک کنند.
مظلوم در پایان به یکی از پارامترهای مهم نظام ارزیابی دانشگاهها اشاره کرد و افزود: تغییر در این نظام میتواند به تقویت زنجیره دانش به ارزش کمک کند. در حال حاضر، پژوهشگران به عملکرد خود بر اساس تعداد مقالات و پروژهها امتیاز میگیرند. اگر شاخصهای علمی با شاخصهای عملیاتی، از جمله تعداد قراردادهای منعقد شده با صنعت، تعداد محصولات و شرکتهای ایجاد شده و میزان درآمد، ترکیب شود، اثرگذاری اقتصادی و اجتماعی پژوهش نیز به درستی سنجیده خواهد شد.
وی تصریح کرد: این رویکرد به معنای زیر سؤال بردن پژوهش بنیادی نیست، بلکه به طراحی پژوهشهای کاربردی میانجامد. در نهایت مسأله اصلی کشور نه کمبود دانش بلکه عدم توانایی در تبدیل دانش به حل مسائل واقعی صنعت و در نتیجه عدم تبدیل آن به ارزش اقتصادی است.
انتهای پیام