اقتصاد ارتباطات در مواجهه با تعرفههای سنتی
در سالهای اخیر، اینترنت به فراتر از یک ابزار ارتباطی ساده رفته و به یکی از الزامات حیاتی زندگی روزمره جامعه و زیرساختهای اساسی فعالیتهای اقتصادی، آموزشی و اجتماعی تبدیل شده است. در چنین فضایی، مباحث پیرامون تعرفههای اینترنت فقط به مقوله قیمت محدود نمیشود، بلکه کیفیت، سرعت، پایداری شبکه و شیوه هزینهکرد منابع ناشی از تعرفهها نیز در کانون توجه افکار عمومی و تصمیمگیران قرار دارد. در شرایطی که اپراتورهای ارتباطی برای تقویت و حفظ شبکه و اجرای پروژههای توسعهای نیاز به سرمایهگذاری قابل توجه دارند، موضوع اصلاح تعرفهها دوباره مطرح شده است. با این حال، تنها در صورتی افزایش قیمت اینترنت برای افکار عمومی قابل قبول خواهد بود که بهبود کیفیت خدمات و نظارت بر عملکرد اپراتورها به وضوح تنظیم شده باشد.
برای بررسی ابعاد اقتصادی و فنی این مساله، تحلیلهای آرش سروری، کارشناس در حوزه نوآوری، فناوری و استارتآپ، روشنایی بیشتری بر جوانب پنهان اقتصاد ارتباطات در ایران میاندازد.
تفاوت بارز «افزایش تعرفه» و «اصلاح تعرفه»
اولین مساله در پیجیده بودن قیمت اینترنت، کاهش مفهوم اصلاح اقتصاد ارتباطات به افزایش قیمت بستهها است. آرش سروری در این خصوص میگوید: «مساله تنها گران شدن یا ارزان شدن اینترنت نیست؛ نکته اصلی این است که آیا مدل اقتصادی کنونی ارتباطات در کشور، امکان توسعه شبکهای را که مردم و کسبوکارها در سالهای آینده به شدت به آن وابسته خواهند بود، فراهم میسازد یا نه؟»
او تاکید دارد که هرگاه تغییری در تعرفهها مطرح باشد، باید یک رابطهی مشهود و علت و معلولی شکل بگیرد و تصریح میکند: «منطق این موضوع به این شکل است که اصلاح تعرفه باید به درآمد بیشتری برای اپراتورها منجر شود و این درآمد باید به بهبود زیرساخت و افزایش ظرفیت شبکه اختصاص یابد، تا در نهایت به ارتقای کیفیت و رضایت کاربران بینجامد. اگر تنها افزایش قیمت انجام پذیرد و در عمل توجهی به سرمایهگذاری و کیفیت نشده باشد، روشن است که افکار عمومی واکنش منفی نشان خواهد داد.»
شبکه فقط دکل و کابل نیست
برای درک بهتری از ضرورت سرمایهگذاری زیرساختی، باید به ساختار هزینههای یک اپراتور موبایل نگاهی بیندازیم. هزینههای حفظ و نگهداری شبکه به سادهترین شکل، به نصب چند دکل محدود نمیشود. اپراتورها هر روز با هزینههای سنگین برای تجهیزات رادیویی و شبکه، خطوط انتقال و فیبر نوری، انرژی، امنیت شبکه، نیروی انسانی متخصص و خدمات فنی مواجه هستند. از همه مهمتر، پیشرفت فناوری و گذر به نسلهای جدید شبکه (همچون 5G) به سرمایهگذاری کلان نیاز دارد.
سروری با بیان این واقعیت فنی میافزاید: «شبکهای که در حال حاضر ساخته میشود، قرار است در آینده حجم بسیار بیشتری از ترافیک را مدیریت کند؛ از این رو، عدم سرمایهگذاری زیرساختی در حال حاضر، خود را در افت کیفیت شدید آینده نمایان میسازد. اگر درآمد اپراتور صرفا هزینههای جاری را پوشش دهد و منابع کافی برای توسعه شبکه باقی نماند، در بلندمدت این کاربران هستند که به شدت آسیب خواهند دید، چرا که نتیجهاش شبکهای فرسوده خواهد بود که قادر به پاسخگویی به رشد سریع مصرف کاربران نیست.»
اقتصاد دیجیتال بدون اینترنت باکیفیت شکل نمیگیرد
امروزه اینترنت دیگر نمیتواند بهعنوان یک کالای لوکس یا فقط ابزاری برای مرور وب و شبکههای اجتماعی تلقی شود. بخش بزرگی از چرخههای اقتصادی، از کسبوکارهای کوچک و بزرگ، آموزش، خدمات بانکی، سیستمهای حمل و نقل، تا اقتصاد دیجیتال، دولت الکترونیک و استارتآپها به شدت به پایداری اینترنت وابستهاند.
کارشناس فناوری و نوآوری نگاهی تازه به این موضوع دارد: «ما به طور همزمان در کشور در حال صحبت درباره توسعه هوش مصنوعی، خدمات ابری، اینترنت اشیا و دیجیتالی شدن کسبوکارها هستیم. همه این فناوریها بر بستر زیرساختی متکی هستند که همان ارتباطات است. بنابراین، نمیتوانیم از رشد اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی سخن بگوییم و در عین حال زیرساختهای ارتباطی را نادیده بگیریم.» در این زمینه، کیفیت اینترنت بخشی جداییناپذیر از زیربنای اقتصادی کشور به شمار میرود.
در مبحث اقتصاد اینترنت، طرف دیگر این معادله کاربران هستند که در شرایطی اقتصادی، هزینه خدمات را از بودجه خانوار خود پرداخت میکنند. در این وضعیت حق کاربر باید به رسمیت شناخته شود.
سروری از حقوق مصرفکننده دفاع میکند: «اگر قرار باشد که کاربر هزینه بیشتری را پرداخت کند، حق کاربر است که بداند چه خدماتی دریافت میکند. درخواست منطقی این است که افزایش تعرفه همراه با شفافیت بیشتر، ارائه شاخصهای قابل اندازهگیری و تعهد واضح به توسعه شبکه باشد. کاربران نباید تنها به افزایش عدد روی بستههای اینترنتی توجه کنند، بلکه باید اثر این پرداخت را در افزایش سرعت، ظرفیت و پایداری خدمات خود احساس کنند.»
گذر از قیمتگذاری دستوری به تعرفههای هوشمند
آیا واقعاً موضوع این است که اینترنت باید برای مردم گران شود، یا این که باید درباره ارزش اینترنت باکیفیت و پایدار و شیوه قیمتگذاری آن بحث کنیم؟ اقتصاددانان حوزه فناوری بر این باورند که اصلاح تعرفه لزوماً به معنی یک افزایش یکنواخت و عمومی برای همه قشرها نیست. سروری در این راستا ادامه میدهد:
«راهحل اساسی حرکت به سمت مدلهای تعرفهای هوشمندتر و متنوعتر است. سبد محصولات اپراتورها باید شامل بستههای اقتصادی برای کاربران عادی، بستههای حرفهای برای کاربران پرمصرف، سرویسهای سازمانی با کیفیت بالا برای کسبوکارها و مشوقهایی برای الگوهای مصرف مشخص باشد. این تنوع بخشی کمک میکند تا بهجای فشار یکنواخت بر همه قشرها، هزینهها بر اساس میزان و نوع مصرف بهشیوهای عادلانه توزیع شود.»
کیفیت، معلولی با چندین علت
با وجود تمامی استدلالهای اقتصادی برای اصلاح تعرفه، نباید در دام سادگی و یکجانبهگرایی گرفت. سروری هشدار میدهد که نباید تصور کرد که تنها پایین بودن تعرفهها دلیل تمامی مشکلات کیفیت اینترنت در کشور است: «کیفیت شبکه تحت تأثیر عواملی متعدد پیدا و پنهان قرار دارد، از سیاستگذاریهای عمومی، فیلترینگ و محدودیتهای دسترسی گرفته تا نحوه تخصیص فرکانس، ضعف زیرساخت انتقال شرکت ارتباطات، تحریمها برای تأمین تجهیزات و وضعیت کلی اقتصادی. بنابراین، اصلاح تعرفه فقط شرط لازم برای بهبود کیفیت است، اما به تنهایی کافی نمیباشد.»
جستجوی نقطه تعادل
در نهایت، نگرش به اقتصاد ارتباطات باید کلینگر باشد. آرش سروری به عنوان یک کارشناس و همزمان یکی از کاربران این شبکهها، نتیجهگیری خود را به این شکل ارائه میدهد: «من موضوع را در تبادل نظر صفر و صدی نسبت به افزایش قیمت نمیبینم. اگر هزینههای واقعی توسعه شبکه تغییر کرده، به تبع آن باید مدل اقتصادی این صنعت نیز مورد بازنگری قرار گیرد. اما این اصلاح باید متوازن باشد؛ بهطوری که هم فرصت سرمایهگذاری برای اپراتور فراهم باشد و هم با ارائه کیفیت سنجشپذیر، حق کاربر محفوظ بماند.»
در نهایت باید این را بپذیریم که فرسودگی شبکه ارتباطات کشور، تهدیدی جدی برای توسعه ملی است. همانطور که این کارشناس فناوری بهدرستی اشاره میکند: «اینترنت ارزان اما بدون امکان رشد، در نهایت به ضرر کاربر است؛ اینترنت گران نیز بدون بهبود کیفیت نمیتواند توجیهپذیر باشد. نقطه تعادل جایی است که اصلاح تعرفه به سرمایهگذاری واقعی و کیفیت تبدیل گردد.
۳۳۳