براساس گزارشهای خبری، ارتش آمریکا چندین سناریوی مختلف به منظور نمایش قدرت بازدارندگی خود تدارک دیده است. این سلاح متعارف به دلیل ایجاد امواج انفجاری بسیار شدید، منجر به جلب توجه کارشناسان و تحلیلگران شده است، اما ابعاد حقوقی و میدانی آن به چالشهای زیادی منجر میشود. متخصصان حقوق بینالملل به دقت هرگونه هدفگیری زیرساختهای غیرنظامی و هستهای را مورد بررسی قرار دادهاند.
ویژگیهای فنی و تاریخچه بمب بزرگ

این جنگافزار عظیم به نام رسمی "مهمات انفجاری عظیم هوایی" یا MOAB (مخفف Massive Ordnance Air Blast) شناخته میشود. فرایند طراحی این سلاح در زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ در آزمایشگاه تحقیقاتی نیروی هوایی آمریکا شتاب گرفت و نخستین آزمایش عمومی آن در مارس همان سال در ایالت فلوریدا به ثبت رسید.
وزن این بمب به حدود ۹،۸۰۰ کیلوگرم میرسد و طول آن بیش از ۹ متر است. سامانه هدایت ماهوارهای این سلاح به آن این امکان را میدهد که پس از رها شدن از هواپیماهای باری، بهطور دقیق به سمت مختصات مشخص هدایت شود. کلاهک متعارف آن توان تخریبی برابر با ۱۱ تن تیانتی را آزاد میکند و از نظر ایجاد شدیدترین موج انفجار سطحی در بین تسلیحات غیراتمی، مقام اول را داراست.
تفاوت با بمب سنگرشکن و جوانب حقوقی آن

این سلاح با سامانههای سنگرشکن مانند GBU-57 که برای نفوذ به بتنهای فشرده و لایههای زیرزمینی طراحی شدهاند، کاملاً متفاوت است؛ زیرا این سلاح فقط بر روی سطح زمین تأثیر میگذارد و از segregate بمب هستهای B61 نیز تفاوتهای ساختاری دارد. نخستین استفاده عملیاتی آن در آوریل ۲۰۱۷ بر ضد مواضع داعش در ننگرهار افغانستان انجام شد.
براساس پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو، مشروعیت هر حمله نظامی باید با توجه به خسارات وارده و تفکیک اهداف غیرنظامی بررسی شود. هرگونه حمله احتمالی به تأسیسات انرژی یا هستهای با استفاده از چنین سلاحهای قدرتمندی به علت خطر آلودگی رادیواکتیو و فلج شدن خدمات عمومی، به عنوان جنایت جنگی محسوب خواهد شد.