دانشکار با نگاهی نو به بازار کار ایران، در حال دگرگونی رویکرد خود است. این تغییر در واقع تمرکز را بر مهارتآموزی و ارتقاء توانمندیها در کنار یافتن فرصتهای شغلی قرار داده است.
مهارتهایی که مرز بین انسان و فناوری را تعیین میکنند
فناوری قرار نیست تنها جانشین بخشی از فعالیتهای انسانی شود. در بسیاری از مشاغل، ارزش حقیقی در توانایی بهکارگیری صحیح فناوری نهفته است.
به عنوان مثال، نمیتوان توانایی یک برنامهنویس را تنها به تعداد زبانهای برنامهنویسی که میداند محدود کرد. مهارت کار با ابزارهای هوش مصنوعی، ارزیابی خروجیهای آن، شناسایی خطاها و تصمیمگیری در مورد اینکه کدام بخش از یک چالش به این ابزار محول شود، به همان اندازه حائز اهمیت است.
این روند در زمینههای دیگر نیز مشهود است. یک تحلیلگر داده باید قادر باشد علاوه بر کار با ابزارهای تحلیلی، مسائل مربوط به کسبوکار را درک کند. یک متخصص بازاریابی باید بتواند از داده و فناوری در فرآیند تصمیمگیری بهرهبرداری کند. طراح محصول نیز باید علاوه بر تسلط بر ابزارهای طراحی، رفتار کاربر و مسالهای که قرار است حل کند را بشناسد.
از اینرو، مهارتهای آینده به یک ابزار یا نرمافزار خاص محدود نمیشوند. مهمترین نکته، توانایی ترکیب تخصص و فناوری است.
از «دانستن» به «حل مسئله»
یکی دیگر از تحولات کلیدی در بازار کار، افزایش اهمیت توانایی حل مسائل است.
گرچه دانش تئوری همچنان به عنوان پایه و اساس یادگیری به شمار میآید، اما شرکتها در نهایت به افرادی نیاز دارند که توانستهاند این دانش را در حل مشکلات واقعی به کار برند. اینکه فرد یک مفهوم را یاد گرفته باشد با توانایی بهکارگیری آن در یک پروژه واقعی، دو مقوله کاملاً متفاوت است.
به همین دلیل، تجربه عملی و پروژههای واقعی اهمیتی بیشتر پیدا میکنند. فردی که در دوران یادگیری خود فرصت آزمایش، اصلاح و درک چالشهای واقعی را داشته باشد، برای ورود به محیط حرفهای آمادگی بیشتری خواهد داشت.
بدین ترتیب، یک تغییر اساسی روی میدهد: هدف آموزش دیگر صرفاً انتقال اطلاعات نیست، بلکه باید بخشی از تجربه کار واقعی را شبیهسازی کند.
مهارت یادگیری؛ مزیتی که هیچگاه منقضی نمیشود

شاید یک فناوری در حال حاضر اهمیت بالایی داشته باشد و چند سال بعد به فناوری دیگری واگذار شود. ممکن است یک ابزار کاری تغییر کند یا حتی بخشهایی از وظایف یک شغل به شکلی کاملاً متمایز انجام گیرد.
اما توانایی یادگیری در مواجهه با این تغییرات، همواره ارزشمند خواهد بود.
به همین دلیل، یکی از مهمترین ویژگیهای نیروی کار آینده، آمادگی برای یادگیری مجدد است. فرد باید بیاموزد چه چیزهایی در حال دگرگونی هستند، کدام مهارتها در حال اهمیت بیشتر هستند و چه طور میتواند در زمان مناسب آنها را فرا بگیرد.
این رویکرد همچنین مفهوم «مسیر شغلی» را بازتعریف میکند. مسیر حرفهای دیگر الزاماً از تحصیل آغاز نشده و به یک شغل ثابت ختم نمیشود؛ ممکن است افراد در طول دوران حرفهای خود چندین بار مهارتهای جدید یاد بگیرند و مسیر خود را گسترش دهند.
بازار کار آینده و نیاز به ترکیب مهارتها
اگر بخواهیم تصویری از نیروی کار آینده ترسیم کنیم، احتمالاً نمیتوان آن را تنها با یک عنوان شغلی توصیف کرد.
فردی که دارای مهارتهای فنی است و میتواند به خوبی با ابزارهای هوش مصنوعی کار کند، مسائل را تحلیل نماید، با تیم همکاری موثر داشته باشد و در صورت نیاز مهارتهای جدیدی فراگیرد، برای بازار پویا و متغیر امروز بهتر آماده شده است.
به این ترتیب، آینده متعلق به یک مهارت خاص نیست؛ بلکه به ترکیبی از مهارتها تعلق دارد.
این دگرگونی همچنین مسئولیتها را برای افراد و موسسات آموزشی تغییر میدهد. افراد باید بتوانند نیازهای واقعی بازار را بهتر درک کرده و آموزش خود را بر اساس آن شکل دهند. موسسات آموزشی نیز باید از انتقال صرف دانش فاصله گرفته و به سمت آموزش مهارتهای کاربردی گام بردارند.
از پاسخ به یک نیاز تا بازتعریف مسیری جدید
معرفی دانشکار در ابتدا با تمرکز بر یک مساله خاص آغاز شد: نزدیکتر کردن افراد به بازار کار. کارآموزی و کاریابی دو راهکاری بودند که این نهاد برای پاسخ به این نیاز در نظر گرفته بود.
اما تجربه سالهای گذشته نشان داد ارتباط بین افراد و بازار کار همیشه از یک فرصت شغلی آغاز نمیشود. گاهاً یک فرد باید ابتدا تخصص جدیدی یاد بگیرد، بعضی اوقات نیاز به بهروز کردن مهارتهای خود دارد و در موارد دیگر باید تجربه عملی بیشتری بدست آورد.
این تجارب منجر به آن شد که آموزش در سالهای اخیر به یک جایگاه بارزتری در فعالیتهای دانشکار دست یابد. توسعه بوتکمپها و اسکیلکمپها نیز در همین راستا شکل گرفته است.
بوتکمپها برای افرادی طراحی شدهاند که به دنبال یادگیری عمیقتر در یک حوزه خاص، انجام پروژه و داشتن منتور هستند؛ در حالی که اسکیلکمپها این امکان را فراهم میکنند که فردی بر روی یک مهارت مشخص در مدتی کوتاه تمرکز کند.
اما نقطه اشتراک این دو مسیر، یک ایده ساده است: آموزش باید به نیاز واقعی فرد و بازار کار نزدیک باشد.
فرصت شغلی، پایان کار نیست
در نگاه نوین دانشکار، آموزش و کاریابی دو مسیر جداگانه نیستند. ممکن است یک فرد از فرایند آموزش آغاز کرده و پس از کسب مهارت و تجربه به دنبال فرصت شغلی بگردد. فرد دیگری نیز ممکن است از قبل مهارتهای کافی را داشته باشد و بهطور مستقیم به جستجوی فرصتهای شغلی بپردازد.
از همین رو، دانشکار در حال حرکت به سمت پوشش بیشتر مسیر حرفهای افراد است؛ از یادگیری و توسعه مهارتها تا ارتباط با فرصتهای شغلی.
تغییر در نوع تمرکز دانشکار میتواند پاسخی به تحولات اخیر در خود بازار کار باشد. بازاری که در آن فناوری به سرعت روشهای کار را متحول میسازد و این باعث میشود که افراد نیز نتوانند مهارتهای خود را بهطور دائمی ثابت نگهدارند.
در چنین بازاری، شاید مهمترین آمادگی برای آینده این باشد که بدانیم دقیقاً چه شغلی در سالهای آتی وجود خواهد داشت؛ بلکه توانایی برای هماهنگی خود با تغییرات بازار در هر لحظه. رویکرد جدید تیم دانشکار نیز حول همین محور شکل گرفته است؛ تمرکز بر مهارتآموزی و همراهی با افراد در ساخت مسیری که قادر به تغییر در راستای بازار کار آینده باشد.