کد خبر 732355
۱۴۰۵/۰۷/۲۸ ۱۰:۲۸

هراس از پیری یا حسرت بر لذت نبردن از زندگی؟؛ زمانی که جوانی به استانداردی ارزشمند تبدیل می‌شود

ترس از پیری یا حسرت زندگی نکرده؟؛ وقتی جوانی معیار ارزشمندی می‌شود
ساعت 24 - نگرانی از افزایش سن و هراس از از دست دادن جوانی، بیشتر از اینکه ناشی از تغییرات طبیعی در بدن باشد، تحت تأثیر باورهای ذهنی، فشارهای اجتماعی و استانداردهای نامعقول زیبایی در دنیای مجازی قرار دارد؛ این موضوع می‌تواند به مقایسه بی‌پایان با دیگران و نارضایتی از ظاهر منجر شود. با این حال، یک روان‌شناس بر این باور است که پذیرش تغییرات سنی، بازسازی هویت فردی و تمرکز بر قابلیت‌ها و تجارب زندگی می‌تواند در کاهش این اضطراب مؤثر باشد.

لعیا خواجه‌مهدی، روان‌شناس، در مصاحبه‌ای با ایسنا، تاکید کرد که نگرانی‌های ناشی از افزایش سن بیشتر به‌عنوان پیامد باورهای ذهنی و فشارهای اجتماعی مطرح می‌شود تا یک فرایند طبیعی بیولوژیکی. او گفت: صنعت زیبایی و استانداردهای حاکم در فضای مجازی با فعال‌سازی ناامنی‌های درونی، بسیاری از افراد را به کشمکشی طولانی‌مدت با زمان مبتلا ساخته‌اند. تأثیر صنعت زیبایی، فیلترهای دیجیتال و فرهنگ جوان‌پرستی احساس نواقص را دوچندان می‌کند. مشکل واقعی در فضای مجازی فقط تنوع عکس‌های زیبا نیست، بلکه این تصاویر به‌تدریج به معیاری برای مقایسه خودمان با دیگران تبدیل می‌شوند. فیلترها و عکس‌های ویرایش‌شده نمایی را به نمایش می‌گذارند که در دنیای واقعی وجود ندارد، اما به مرور زمان مغز ما آن را به عنوان استاندارد زیبایی خود می‌پذیرد.

وی ادامه داد: در این حالت فرد به جای آنکه از خود بپرسد «آیا از ظاهرم راضی هستم؟»، به‌طور مداوم از خود می‌پرسد «چرا شبیه به این تصویر نیستم؟» برای کسی که پیش از این احساس ناکارآمدی و شرم در درونش وجود داشته، این نوع مقایسه می‌تواند به تقویت باورهای منفی قدیمی‌اش منجر شود که «مشکل از من است و باید خودم را تغییر دهم». به این ترتیب، صنعت زیبایی تنها منشاء احساس نقص نیست، بلکه ناامنی‌های قبلی ما را بیدارتر و دائمی‌تر می‌کند، به‌ویژه زمانی که ویژگی‌های جوانی به معیاری برای سنجش ارزش اجتماعی تبدیل گردد.

حسرت بر گذشته و ترس از اتمام فرصت‌های جبران

وی در ادامه به هراس از پیری و حسرت ناشی از نداشتن تجربیات در گذشته اشاره کرد و اظهار داشت: گاهی افراد از «پیری» نمی‌ترسند، بلکه نگرانند که فرصت جبران آنچه که زندگی نکرده‌اند رو به اتمام است. وقتی کسی به گذشته نگاه می‌کند و با انتخاب‌های انجام‌نشده، روابطی که پایان یافته، مسیری که دنبال نکرده یا سال‌هایی که صرفا برای خوشنودی دیگران زندگی کرده مواجه می‌شود، سن می‌تواند احساس اضطرار و فوریت ایجاد کند.

خواجه‌مهدی افزود: در چنین موقعیتی، فرد ممکن است برای جبران فرصت‌های از دست رفته به تغییر ناگهانی در ظاهر یا سبک زندگی بپردازد و تصمیمات شتاب‌زده اتخاذ کند. اما راه‌حل حداقل این نیست که بخواهیم به زور به دوران جوانی برگردیم. گاهی باید این واقعیت را بپذیریم که غم بابت کارهایی که در گذشته انجام نداده‌ایم وجود دارد و به جای آنکه در پی بازگشت به جوانی باشیم، بنگریم که چه انتخاب‌ها و ساختارهایی هنوز در دسترس ما هستند.

این روان‌شناس بیان کرد که حساسیت افراطی به سن نیاز به مشاوره روان‌شناختی دارد و افزود: چند علامت می‌تواند نشانه‌ای برای هشدار باشد. تفکر مداوم در مورد سن و ظاهری که داریم، نگاه مکرر به آینه یا عکس‌ها، مقایسه دائمی خود با جوان‌ترها، دوری از جمعیت و موقعیت‌های اجتماعی به دلیل ظاهر نامناسب، و درگیر بودن مکرر با انجام کارهای زیبایی به منظور کاهش اضطراب یا احساس بی‌ارزشی پس از مشاهده تغییرات ظاهری از جمله این علائم به حساب می‌آید.

چرا حساسیت به سن ممکن است زندگی ما را دچار اختلال کند؟

وی بیان کرد: برخی از افراد به سبب سن از دستیابی به تجربیات مهم زندگی دوری می‌کنند و برخی دیگر برای اثبات جوانی خود رفتارهای پرخطر و شتاب‌زده از خود نشان می‌دهند. لازم است که این موضوع با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد. یک معیار مهم، تأثیر نگرانی‌های مربوط به سن بر زندگی روزمره است؛ اگر این نگرانی‌ها بر روابط، کار، تعاملات اجتماعی یا تصمیم‌گیری فرد تأثیر گذاشته باشد، مشاوره با روان‌شناس می‌تواند مفید باشد. هدف درمان نیز این نیست که فرد را وادار به دوست داشتن «پیری» کنیم، بلکه می‌خواهیم فرد بتواند بدون جنگ دائمی با زمان، به زندگی ادامه دهد و انتخاب‌های مطلوب خود را انجام دهد.

این روانشناس ادامه داد: در رویکرد «شفقت‌درمانی» تلاش بر این است که ارتباط شخص با خود از حالت سرزنش و جنگ بی‌پایان به سمت پذیرش و مهربانی واقعی سوق یابد. این بدان معنا نیست که فرد برای تغییرات تسلیم می‌شود، بلکه این است که بتواند به بدن خود به‌درستی توجه کند و از آن مراقبت کند، بدون آنکه برای داشتن ارزش در جامعه مدام با آن در تقابل باشد.

چگونه می‌توانیم حس ارزش فردی را از جوانی و زیبایی جدا کنیم؟

خواجه‌مهدی در پایان به امکان تفکیک احساس ارزشمندی و هویت فردی از جوانی و ظاهر اشاره کرد و گفت: این جدایی زمانی ممکن می‌شود که فرد بتواند برای خود منابع متنوعی از ارزشمندی تعریف کند. اگر هویت فرد تنها بر اساس «جوانی و زیبایی» بنا شده باشد، طبیعی است که با افزایش سن احساس کند بخش‌هایی از وجودش از بین رفته است. اما اگر هویت او در کنار ظاهر به روابط، توانمندی‌ها، تجربیات، ارزش‌ها، شخصیت، خلاقیت و نقش‌های اجتماعی بستگی داشته باشد، تغییرات ظاهری دیگر به معنای به هم خوردن هویت و شخصیت او نخواهد بود.

پرسش کلیدی برای بازسازی هویت

این روانشناس در پایان تصریح کرد: یکی از کارهای اساسی در روان‌درمانی این است که فرد از خود بپرسد «اگر ظاهر من دیگر به عنوان منبع اصلی تایید دیگران تلقی نشود، چه چیزهایی درباره من همچنان ارزشمند خواهد بود؟» پاسخ به این سوال می‌تواند مسیری مهم برای بازسازی هویت باشد. هدف این نیست که افراد از زیبایی دست بکشند، بلکه زیبایی باید تنها یکی از جنبه‌های هویت آنها باشد، نه تمام آن.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.