کد خبر 734540
۱۴۰۵/۰۷/۳۰ ۲۰:۱۰

چرا حملات هوایی آمریکا قادر به گشودن قفل تنگه هرمز نیستند؟

چرا حملات هوایی آمریکا نمی‌تواند قفل تنگه هرمز را باز کند؟
ساعت 24 - تنگه هرمز به عنوان یک نقطه حیاتی در منازعه ایران و آمریکا شناخته می‌شود؛ چراکه برتری نظامی وحده قادر به تأمین حفاظت از کشتیرانی و اعتماد بنگاه‌های اقتصادی نیست. کاهش فعالیت نفتکش‌ها، افزایش هزینه‌های بیمه و تعرض به بازارهای انرژی، فشار زیادی به اقتصاد آسیا و کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد آورده است. از سوی دیگر، اقدام‌های نظامی ممکن است منجر به وخیم‌تر شدن اوضاع گردند. مذاکرات مرحله‌ای، توقف تعرضات به کشتی‌ها و نظارت بین‌المللی می‌تواند راه را برای بازگشت به امنیت و فعالیت‌های تجاری عادی هموار کند.

فرارو- منصور قیصر، تحلیل‌گر ارشد حوزه بین‌الملل در میدل ایست مانیتور

طبق گزارش فرارو به نقل از میدل ایست مانیتور، تنگه هرمز به یکی از نقاط حساس تقابل نظامی ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ این گذرگاه استراتژیک هرچند که تحت کنترل نظامی باشد، به معنای احیای امنیت در کشتیرانی نخواهد بود. اگرچه کشتی‌های جنگی قادر به رهگیری موشک‌ها هستند، اما نمی‌توانند امنیت محموله، خدمه و پوشش بیمه‌ای کشتی‌های تجاری را در سفرهای آتی تضمین کنند. این اختلاف میان قدرت نظامی و اعتماد شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی، مانع اصلی بازگشت به تجارت معمولی از این آبراه حیاتی است.

کاهش تردد دریایی؛ نشانه‌ای از بحران امنیت در هرمز

داده‌های به‌دست‌آمده از شرکت کپلر نشان می‌دهد، میزان نفت عبوری از تنگه هرمز در تاریخ هشتم اکتبر به ۲۰.۸ میلیون بشکه رسید، که در یازدهم اکتبر به ۲.۹ میلیون بشکه کاهش یافت. هرچند آمار یک روزه نمی‌تواند به قطعیت برسد، اما این افت اهمیت نگرانی‌های موجود نسبت به امنیت مسیر را به خوبی نشان می‌دهد که می‌تواند تجارت را دچار اختلال کند.

خبرگزاری فرانسه گزارش داده که در دو هفته اول اکتبر، ۲۳ حمله در این منطقه ثبت شده است. سازمان بین‌المللی دریانوردی نیز اعلام کرده که از فوریه تا کنون ۲۴ دریانورد در این نواحی جان خود را از دست داده‌اند. همچنین سپاه پاسداران روز شنبه ادعا کرد که دو نفتکش به دلیل برخورد با مین دچار آتش‌سوزی شده‌اند. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده است که حدود ۹۷ درصد کشتی‌های درخواست‌کننده عبور، بدون اینکه هدف حمله قرار گیرند از این تنگه عبور کرده‌اند. با این حال، حتی احتمال اندک حمله نیز می‌تواند شرکت‌های کشتیرانی را به توقف سفرها یا افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل مجبور کند.

آسیای شرقی و کشورهای خلیج فارس؛ آسیب‌پذیرترین‌ها در بحران کنونی

بر پایه اطلاعات ارائه‌شده توسط اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۸۹ درصد نفت خام و میعانات عبوری از تنگه هرمز به بازارهای آسیایی فرستاده می‌شود. کشورهایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی نزدیک به سه‌چهارم این محموله‌ها را دریافت می‌کنند. همچنین بیش از یک‌پنجم گاز طبیعی مایع دنیا از این مسیر عبور دارد.

اختلال در حمل‌ونقل دریایی نه تنها به افزایش قیمت نفت منجر می‌شود بلکه هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه را نیز بالا می‌برد و بر صنایع، کشاورزی، حمل‌ونقل و تولید انرژی فشار وارد می‌کند. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش اکتبر خود هشدار داده که حملات جدید، احیای صادرات انرژی خلیج فارس را تحت شعاع قرار خواهد داد. همچنین طبق گزارش رویترز، قیمت سوخت دریایی در سنگاپور همچنان بیش از ۶۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ است.

کشورهای عربی خلیج فارس نیز از این وضعیت متضرر می‌شوند. بانک جهانی پیش‌بینی کرده است که اقتصاد اعضای شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط ۴.۳ درصد کاهش یابد. بنابراین کشورهای مدعی حمایت آمریکا خود نیز هزینه‌های جنگ را به دوش خواهند کشید.

چرا گزینه‌های نظامی کافی نیستند؟

سناریوهای دونالد ترامپ شامل ادامه محاصره، اسکورت کشتی‌ها، حملات هوایی، تصرف جزیره خارک و حتی انجام عملیات گسترده زمینی می‌شود. اما سوال اصلی این نیست که آمریکا از چه قابلیت‌هایی برخوردار است؛ بلکه مسئله در این است که کدام گزینه می‌تواند تنگه را برای تردد تجاری ایمن نماید.

اسکورت دریایی ممکن است حملات را محدود کرده و عبور محموله‌های کلیدی را آسان‌تر کند، ولی ایران برای مختل کردن تجارت خود نیازی به برتری در نیروی دریایی آمریکا ندارد. چندین پهپاد، موشک، قایق تندرو یا مین‌های باقی‌مانده کافی است تا عبور کشتی‌ها را به یک قمار پرهزینه تبدیل کند.

حملات هوایی ممکن است تأسیسات پرتاب و مراکز فرماندهی ایران را نابود کند، اما به‌طور همزمان تهران را به سمت افزایش حملات علیه زیرساخت‌های منطقه‌ای ترغیب می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد از آغاز جنگ، ایران و گروه‌های هم‌پیمان آن دست‌کم ۱۳۵ حمله به ۸۴ مرکز زیرساختی در هفت کشور خلیج فارس داشته‌اند.

جزیره خارک، محل صادرات حدود ۹۰ درصد نفت ایران، نیز می‌تواند هدف وسوسه‌انگیزی برای واشنگتن باشد. با این حال، تصرف این جزیره که فقط حدود ۱۶ مایل از ساحل ایران فاصله دارد، نیازمند دفاع مستمر و پشتیبانی لجستیکی نیروهای آمریکایی خواهد بود. چنین اقدامی ممکن است هزینه‌ها را به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش دهد و ارزش امنیت کشتیرانی را کاهش دهد.

هزینه‌های جنگ بر راهبرد جهانی آمریکا

تأثیرات جنگ محدود به خلیج فارس نیست. مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی پیش‌بینی کرده که جایگزینی موشک‌های تاماهاوک که در این جنگ مصرف شده تا اواخر سال ۲۰۳۰ طول خواهد کشید. این برآورد به‌معنای کمبود تسلیحات لازم برای ادامه جنگ نیست، اما نشان می‌دهد که به‌کارگیری مهمات پیشرفته در خلیج فارس می‌تواند بر توانایی‌های آمریکا در مواجهه با بحران‌های احتمالی در غرب اقیانوس آرام اثر بگذارد.

توافق مرحله‌ای؛ کلید بازگشت به اعتماد

راه‌حل می‌تواند با توافقی محدود و قابل راستی‌آزمایی آغاز شود: توقف حملات به کشتی‌های تجاری و تضمین عبور از تنگه برای همه شناورها. کشورهای خلیج فارس، شرکت‌های کشتیرانی و نهادهای بین‌المللی دریانوردی نیز می‌توانند در نظارت بر تردد کشتی‌ها و ثبت حوادث نقش داشته باشند.

به تدریج، محدودیت‌های دریایی باید کاهش یابد و هر اقدام از سوی یک طرف باید به اقدامی قابل سنجش و متقابل از سوی طرف مقابل پاسخ داده شود. در حالی که مسائل هسته‌ای و درگیری‌های منطقه‌ای نیاز به گفتگو دارند، امنیت کشتیرانی نباید به تأخیر بیفتد تا تمام اختلافات حل و فصل شوند.

چین، هند، ژاپن و کره جنوبی به همراه کشورهای عربی خلیج فارس، منافع مشترکی در بازگشایی امن این گذرگاه دارند. آن‌ها می‌توانند با اعمال فشار دیپلماتیک بر تهران و واشنگتن و مشارکت در سازوکارهای نظارتی، به بازسازی اعتماد شرکت‌های کشتیرانی یاری رسانند.

 

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.