به چه اجازهای نیروگاه احداث کردهاید؟/ داستان یک دهه تلاش برای پیشرفت انرژی خورشیدی در ایران
طبق گزارش ایسنا، در باغ ارغوان اصفهان، پنلهای خورشیدی دیگر صرفاً به عنوان وسایلی برای تولید برق شناخته نمیشوند؛ بلکه به قسمتهایی از پارکینگ تبدیل شدهاند، سایهای بر روی خودروها میافکنند و به همراه سیستمی مانند بازیافت آب و ایستگاههای شارژ خودروهای برقی، نمایانگر نوآوریهای تازه در زمینه انرژی پاک در فضای شهری هستند.
اما دستیابی به چنین تصویری، برای علی کاظمی – یک کارشناس فعال در زمینه انرژی خورشیدی - نه از یک پروژه بزرگ آغاز شد و نه به یک سرمایهگذاری جدید نیاز داشت. او که در حال حاضر با تجربیات خود در توسعه نیروگاههای خورشیدی در نقاط مختلف ایران صحبت میکند، روزی بخش قابل توجهی از سرمایهاش را در پروژههایی از دست داد که به دلیل بازگشت تحریمها متوقف شدند. به جای آنکه این مسیر را رها کند، تصمیم گرفت که نیروگاه خورشیدی را به پشتبام منزل خود بیاورد؛ این انتخاب به شروع دوباره فعالیتهای حرفهایاش و خلق تجربهای نو در راستای توسعه نیروگاههای کوچک خورشیدی منجر شد.

روایت کاظمی از روزهای آغازین در گفتوگو با ایسنا، با عبارتی آغاز میشود که به روشنی نشاندهنده چالشهای ابتدایی این مسیر است: «به اجازه چه کسی نیروگاه زدهاید؟»
از ورشکستگی تا نخستین نیروگاه روی پشتبام
کاظمی به روزهای از یاد رفتهای اشاره میکند که آنها را به خاطر دارد، زمانی که تقریباً تمام سرمایهاش از بین رفته بود. بخش زیادی از دارایی او به همکاری و تحقیق بر روی پروژههای نیروگاه خورشیدی با سرمایهگذاران خارجی اختصاص یافته بود، اما با بازگشت تحریمها، تمامی پروژهها متوقف شد، شرکای خارجی ایران را ترک کردند و همکار او نیز مسیر دیگری را پیش گرفت.
در آن حالت، او تقریباً به آغاز دوباره رسیده بود؛ وضعیتی که میتوانست به معنای پایان فعالیت حرفهایاش در حیطه انرژی خورشیدی باشد. خانوادهاش از او خواسته بودند تا به ادامه تحصیل در دانشگاه بپردازد و شغلی با ریسک کمتر را انتخاب کند، اما کاظمی به جای کنار گذاشتن این حوزه، تصمیم به آغاز فعالیت خود در مقیاسی کوچکتر گرفت.
پشتبام خانهاش، نقطه شروع این بازگشت تازه بود؛ انتخابی که در ابتدا با تردید اعضای خانوادهاش نیز همراه شد. پدرش معتقد بود که دولت برای چنین طرحی هیچ حمایتی نخواهد کرد و اجازه نصب نیروگاه بر روی خانه را نخواهد داد. با این حال، مادرش با این طرح موافقت نمود و مقداری طلا از مادر و خواهرش برای تأمین سرمایه در اختیار بانک قرار گرفت. هزینههای ساخت نیروگاه نیز به کمک وام تأمین شد.
کاظمی بر این باور بود که این پروژه میتواند با استقبال نهادهای مسئول روبرو شود، اما اولین برخوردها با انتظارات او فاصله زیادی داشت. به جای خوشآمدگویی، او با پرسشهایی نظیر: «به اجازه چه کسی نیروگاه زدهاید؟» روبرو شد.
پس از آن، ماهها کوشش برای دریافت مجوزهای ضروری و ورود به فهرست پیمانکاران تأییدشده ادامه یافت. در آن زمان، نیروگاههای کوچک خورشیدی، بهویژه مدلهایی که بر روی پشتبامها نصب میشدند، هنوز برای بسیاری از نهادها و افراد، فناوری تازه و ناشناختهای به حساب میآمدند.
از دیدگاه کاظمی، فاصله میان آن روزها و وضعیت کنونی، بخشی از داستان دگرگونی جایگاه انرژی خورشیدی در ایران است؛ تغییراتی که نه ناگهانی، بلکه به تدریج و با تجارب متعدد رقم خورده است.
مسیرهایی که به اعتماد مردم انجامید
توسعه نیروگاههای خورشیدی در شهرها و روستاهای ایران برای این کارشناس حوزه انرژی خورشیدی بهعنوان مسیری تدریجی شناخته میشود؛ مسیری که بخش زیادی از آن در جادهها و مسیرهای مختلف گذشت. او برای پیشبرد پروژهها از شهری به شهری دیگر سفر میکرد و ماشینش غالباً به انباری از تجهیزات تبدیل میشد. در برخی از دورهها، مسافت سفرهای ماهانهاش به ۱۰ تا ۲۰ هزار کیلومتر نیز میرسید.
با وجود این سفرها، یکی از چالشهای اصلی فقط اجرای فنی پروژهها نبود؛ بلکه جلب اعتماد مردمی بود که باید به نصب نیروگاهها بر روی سقف خانههایشان رضایت میدادند. در برخی نواحی، متقاعد ساختن خانوادههای اولیه بهسادگی امکانپذیر نبود. فناوریای که برای فعالان این حوزه به عنوان راهی برای تولید برق محسوب میشد، هنوز برای اکثر مردم تجربهای آشنا نبود.
در چند روستای اصفهان، ابتدا تنها شمار محدودی از خانوادهها به نصب نیروگاه اقدام کردند. اما یک سال بعد، با مشاهده عملکرد نیروگاهها و تأثیر آن بر زندگی همسایهها، تقاضا به تدریج افزایش یافت و شمار قابل توجهی نیروگاه دیگر نیز در همان مناطق ساخته شد.
او بر این باور است: در چنین تجربیاتی، مشاهده نتایج عملی بیشتر از هر چیز میتواند به جلب اعتماد کمک کند. وقتی مردم میبینند یک فناوری در خانه یا روستای خود فعالیت میکند و آثار آن را در زندگی اطرافیان خود میسنجند، راحتتر برای استفاده از آن تصمیم میگیرند.
اهمیت این تجربه برای او تنها به تعداد نیروگاههای ساخته شده یا میزان برق تولیدی خلاصه نمیشود. کاظمی در مورد تأثیر این پروژهها بر زندگی برخی از خانوادهها میگوید: «خیلی از مردم دعا میکنند؛ زیرا واقعاً در برخی موارد مشکلات زندگی خود را حل کردهایم.»
منظور او از این سخن، تأثیر اقتصادی نیروگاههای کوچک بر زندگی تعدادی از خانوادههاست. نیروگاه خورشیدی برای برخی از آنها به دارایی کوچکی بر روی پشتبام تبدیل میشود که میتواند برق تولید کند و به درآمد زایی منجر شود. در این شرایط، موضوع فقط ظرفیت تولید برق نیست، بلکه به امکان ایجاد منبع درآمد و تغییر زندگی نیز مربوط میشود.
نصب پنلها پایان داستان نیست
با گسترش نیروگاههای خورشیدی، چالشهای این بخش نیز دگرگون شدهاند. در مراحل اولیه، مسئله اصلی راهاندازی پروژهها، تأمین سرمایه، دریافت مجوز و جلب اعتماد مردم بود؛ اما با رشد تعداد نیروگاهها، نگهداری و تضمین تداوم تولید برق به اهمیت بیشتری دست یافت.
کاظمی در این زمینه به تجربهای اشاره میکند که ضرورت پایش مستمر نیروگاهها را به وضوح نمایش میدهد. یکی از نیروگاههایی که او به خوبی میشناخت، پنلها آن بهطور مرتب شسته میشدند و ظاهری منظم داشتند، اما فیوز نیروگاه از کار افتاده و سیستم حدود ۱۸ ماه بدون تولید برق بود؛ بدون آنکه کسی متوجه این اتفاق شود.
این تجربه نشان میدهد که ظاهر خوب یک نیروگاه لزوماً به معنای عملکرد صحیح آن نیست. ممکن است تجهیزات از بیرون سالم به نظر برسند، اما یک اختلال فنی ساده میتواند تولید برق را برای مدت طولانی قطع کند. اگر عملکرد نیروگاه بهطور مداوم بررسی نشود، حتی مشکلاتی که قابل شناسایی و رفع هستند نیز ممکن است برای هفتهها و ماهها پنهان بمانند.
به اعتقاد کاظمی، با افزایش تعداد نیروگاههای کوچک در اقصا نقاط کشور، نباید تنها به شمار پروژههای ساخته شده یا ظرفیت نصب شده اکتفا کرد. باید مشخص شود کدام نیروگاه فعال است و کدام یک از مدار خارج شده است. نگهداری، بهرهبرداری و پایش عملکرد این نیروگاهها بخشی جداییناپذیر از توسعه آنها محسوب میشود.
او این موضوع را قسمت دوم مسیر توسعه انرژی خورشیدی میداند: ساخت نیروگاه آغاز کار است و بخش مهمتر این است که اطمینان حاصل شود نیروگاه در ادامه نیز وظیفهای را که برای آن ساخته شده، پیگیری میکند.
از پشتبامها به سوی آینده انرژی ایران
مرور یک دهه فعالیت در حوزه انرژی خورشیدی، از نظر او، روایت تغییر تدریجی جایگاه این فناوری در ایران است. روزگاری نصب چند پنل بر روی پشتبام خانه با تردید و سوالاتی درباره مجوزها همراه بود، اما به تدریج نیروگاههای خورشیدی به روستاها، صنایع، ساختمانها و پروژههای شهری راهیافتهاند.
با این حال، توسعه انرژی خورشیدی هنوز با چالشهایی همراه است. گسترش این فناوری تنها به ساخت نیروگاههای بیشتر محدود نمیشود؛ کیفیت بهرهبرداری، نگهداری از تجهیزات، پایش مستمر تولید برق و اطمینان از عملکرد واقعی ظرفیتهای نصبشده نیز به همان اندازه اهمیت دارند.
تجربه این فعال از نصب نخستین نیروگاه بر روی پشتبام تا شرکت در پروژههای مختلف، نشان میدهد که توسعه انرژی پاک تنها یک موضوع فنی نیست. تأمین سرمایه، مقررات، اعتماد عمومی، تجربه میدانی و قابلیت نگهداری از زیرساختها، همگی نقش مهمی در تبدیل یک ظرفیت طبیعی به منبعی پایدار برای تولید برق ایفا میکنند.
سوال اصلی برای آینده انرژی خورشیدی در ایران این است که کشور به چه اندازه قادر خواهد بود از ظرفیت وسیع خورشید برای ایجاد زیرساختی پایدار در اقتصاد و زندگی روزمره استفاده کند؟
شاید نتایج واقعی این مسیر، زمانی واضحتر شود که پنلهای خورشیدی نه فقط بهعنوان تجهیزاتی برای تولید برق، بلکه بهعنوان جزئی از زندگی روزمره مردم در خانهها، روستاها، کارخانهها و فضاهای شهری شناخته شوند؛ روزی که خورشید دیگر تنها بالای سر شهرها نمیتابد، بلکه به جزئی از زندگی مردم تبدیل شده است.
انتهای پیام