پشت سکوتِ کودکان و گوشهگیریشان چه اتفاقی میافتد؟
پگاه دوستی، روانشناس کودک و نوجوان، در گفتوگو با ایسنا درباره اینکه والدین چگونه میتوانند گوشهگیری کودک را کم کنند یا برعکس آن را پررنگتر سازند، گفت: در مرحله نخست، شایسته است والدین به خاطر کمحرف بودن یا کمتر اجتماعی بودن، کودک را مورد سرزنش قرار ندهند و همچنین او را با دیگران هممقایسه نکنند؛ زیرا چنین رفتارهایی معمولاً به جای آنکه در کودک انگیزه ایجاد کند، میتواند حس «ناکافی بودن» و افت ارزشمندی را در او تقویت کند. وقتی کودکی با عنوانهایی مثل «خجالتی» یا «گوشهگیر» شناخته میشود، احتمال دارد به مرور این برچسبها را بخشی از هویت خود تلقی کند و در نتیجه، تمایل کمتری برای تغییر، رشد یا امتحان کردن موقعیتهای تازه نشان دهد.
وی ادامه داد: یکی دیگر از محورهای مهم، کیفیت رابطه والدین با کودک است. اگر کودک در محیط خانه تجربه امنیت، شنیده شدن و پذیرش را داشته باشد، معمولاً در ارتباطگیری با دیگران هم عملکرد بهتری خواهد داشت. از این رو، بهتر است والدین بکوشند رابطهای عاطفی و امن با فرزند خود بسازند؛ یعنی به جای قضاوت کردن، بیشتر نقش شنونده را ایفا کنند. همچنین والدین میتوانند با ایجاد موقعیتهای اجتماعی مثبت و متناسب با سطح توانایی کودک، زمینه شکلگیری مهارتهای ارتباطی را فراهم کنند. برای نمونه، میتوانند از گامهای ساده شروع کنند؛ مثل بردن فرزندشان به پارک همراه با یک دوست همسن، دعوت کردن یکی از دوستان کودک به خانه برای بازی، یا ثبتنام او در کلاسی که به آن علاقه نشان میدهد. این تجربههای کوچک، به مرور باعث میشود کودک نسبت به برقراری ارتباط با دیگران مشتاقتر گردد. در کنار همه اینها، خود والدین نیز باید الگوی عملیِ مهارتهای ارتباطی باشند؛ چراکه کودکان بخش قابل توجهی از رفتارهای اجتماعی را از راه مشاهده یاد میگیرند.
به گفته این روانشناس، مدرسه پس از خانواده از مهمترین فضاهایی است که کودک در آن مهارتهای اجتماعی را کسب میکند؛ بنابراین جایگاه معلم و کیفیت فضای مدرسه در این مسیر بسیار پررنگ است. معلم میتواند با ایجاد فضایی امن، حمایتگر و غیرتهدیدآمیز، کمک کند کودک احساس تعلق بیشتری به جمع پیدا کند. گاهی کودکانی که گوشهگیر به نظر میرسند، به خاطر تجربههایی همچون طرد شدن، تمسخر شدن یا نداشتن فرصت برای مشارکت، بیشتر از دیگران فاصله میگیرند. از سوی دیگر، همکاری میان والدین و مدرسه نیز اهمیت چشمگیری دارد؛ چون وقتی خانواده و مدرسه در چارچوب یک مسیر حمایتی حرکت کنند، کودک فرصت بیشتری برای رشد مهارتهای اجتماعی پیدا میکند.
وی درباره راهکارهای رهایی از گوشهگیری کودکان و نوجوانان بیان کرد: گوشهگیری به تنهایی به عنوان یک اختلال روانشناختی شناخته نمیشود؛ بلکه میتواند نوعی رفتار باشد که پشت آن علتهای گوناگونی نهفته است. برای کمک مؤثر به کودک باید روشن شود دقیقاً چه عاملی باعث بروز این رفتار شده است. ممکن است در یک کودک ریشه گوشهگیری اضطراب اجتماعی باشد، در دیگری نتیجه تجربههای تلخ مثل طرد شدن از سوی همسالان یا حتی در گروهی از کودکان، ضعف در مهارتهای ارتباطی نقش اصلی را داشته باشد. اگر گوشهگیری ناشی از اضطراب اجتماعی باشد، درمان شناختی - رفتاری (CBT) یکی از شیوههای مؤثر محسوب میشود؛ درمانی که به کودک کمک میکند افکار اضطرابآور را شناسایی کند و به تدریج در موقعیتهای اجتماعی با آرامش بیشتری رفتار کند. علاوه بر آن، آموزش مهارتهای اجتماعی، آموزش مناسب به والدین و در برخی شرایط بازیدرمانی نیز میتواند یاریدهنده باشد.
دوستی درباره درمان گوشهگیری کودکان گفت: میزان زمان لازم برای درمان به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از جمله سن کودک، شدت مسئله، میزان همراهی خانواده و همچنین دلیل زمینهای بروز رفتار گوشهگیری. برخی کودکان ممکن است طی چند ماه تغییر محسوس و قابل توجهی نشان دهند، اما در موارد شدیدتر، معمولاً زمان بیشتری برای رسیدن به نتیجه مطلوب نیاز خواهد بود.
این روانشناس با اشاره به اینکه بعضی والدین نگرانند گوشهگیری فرزندشان شاید با اختلال طیف اوتیسم یا اضطراب اجتماعی در ارتباط باشد، توضیح داد: کمحرف بودن یا علاقه کمتر به جمع، به هیچ وجه بهتنهایی معیار تشخیص اوتیسم یا اضطراب اجتماعی نیست و برای رسیدن به نتیجه باید بررسی دقیق و تخصصی انجام شود. در اضطراب اجتماعی، کودک یا نوجوان معمولاً میل به ارتباط با دیگران دارد؛ اما به سبب ترس از قضاوت شدن، خجالت، یا نگرانی از اینکه ممکن است اشتباه کند، از موقعیتهای اجتماعی دوری میگزیند. در مورد اوتیسم هم صرفاً کمحرف بودن یا کمتر در جمع بودن ملاک نیست؛ بلکه کیفیت تعامل کودک با دیگران اهمیت دارد؛ به عنوان مثال ممکن است کمتر از تماس چشمی استفاده کند، کمتر احساسات و علایقش را با دیگران در میان بگذارد یا درک او از نشانههای اجتماعی متفاوت باشد. گاهی نیز رفتارهای تکراری، علایق محدود یا دشواری در کنار آمدن با تغییرات مشاهده میشود. با این حال باید یادآور شد که هیچیک از این موارد به تنهایی به معنی اوتیسم نیست و تشخیص، وابسته به بررسی روند رشد و الگوهای رفتاری کودک است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا تکفرزندی یا چندفرزندی میتواند در گوشهگیری کودکان اثرگذار باشد، اظهار کرد: در مجموع، چیزی که در بررسی گوشهگیری کودک اهمیت بالاتری دارد، کیفیت روابط کودک و فرصتهایی است که برای تعامل و ارتباط با دیگران پیدا میکند؛ نه اینکه کودک تکفرزند باشد یا خواهر و برادر داشته باشد. تکفرزندی یا چندفرزندی به خودیِ خود سبب گوشهگیری نمیشود. داشتن خواهر یا برادر میتواند فرصتهایی برای تمرین مهارتهای اجتماعی مانند همکاری و برقراری ارتباط فراهم کند، اما این بدان معنا نیست که همه کودکانی که خواهر یا برادر دارند، حتماً از نظر اجتماعی بودن وضعیت بهتری دارند. در نهایت آنچه نقش تعیینکنندهتری دارد، کیفیت روابط درون خانواده، میزان فرصتهای بازی و تعامل با همسالان و حمایت والدین از رشد اجتماعی کودک است.
دوستی در ادامه تأکید کرد که برای گوشهگیری کودک و نوجوان لازم است به روانشناس یا مشاور مراجعه شود. گفت: آرام بودن یا کمحرف بودن کودک الزاماً به این معنی نیست که حتماً مشکلی وجود دارد؛ چون برخی کودکان ذاتاً شخصیت آرامتر یا درونگراتری دارند. مراجعه زمانی اهمیت پیدا میکند که گوشهگیری به حدی برسد که زندگی روزمره کودک را مختل کند؛ برای مثال نتواند با همسالان ارتباط مؤثر برقرار کند، از مدرسه یا فعالیتهای مورد علاقهاش فاصله بگیرد یا دچار میزان قابل توجهی ناراحتی و اضطراب شود. همچنین اگر این گوشهگیری همراه با نشانههایی مانند افت تحصیلی، تغییرات چشمگیر در خواب یا اشتها، کاهش علاقه به کارهایی که قبلاً از آنها استقبال میکرد، ترس شدید از موقعیتهای اجتماعی یا احساس غمگینیِ طولانیمدت باشد، بهتر است ارزیابی تخصصی صورت گیرد.
انتهای پیام