بازتعریف ارزشها و دستکاری «متر» و معیارها به سود خود؛ جایی که دیگر کلینشیت ستاره استقلالی، ملاکِ سنجش عملکرد به شمار نمیآید!
سید حسین حسینی سالیان طولانی نقش سنگربان استقلال را ایفا کرد و در مقطعی هم آنقدر به جایگاهش اعتماد شد که بازوبند کاپیتانی این تیم بزرگ را بر بازو بست. او سابقه حضور در دو جام جهانی را دارد و در آن تورنمنت نفسگیر و تعیینکننده، جزو گلرهایی بوده که فرصت بازی در چنین سطحی را تجربه کردهاند. حسینی زمانی با دلایل و پشتپردههایی که اهل فوتبال کموبیش با آنها آشنا هستند، از استقلال جدا شد و راهی سپاهان گردید. اما اتفاقی که معمولاً برای خیلی از چهرههای فوتبالی ما میافتد، در اصفهان هم تکرار شد: نه جهشی ویژه رخ داد و نه پیشرفتی چشمگیر، و گویا همان روندی که در تهران جریان داشت، در اصفهان هم ادامه پیدا کرد. اصولاً این وضعیتی است که در بخش زیادی از ورزش کشورمان مشترک دیده میشود؛ جایی که واقعیت را بهطور کامل نمیپذیریم و همواره به دنبال مقصر یا دشمن میگردیم، نتیجه هم این میشود که ایرادها هرگز درست و اصولی برطرف نمیشوند. مدیر که نیست، مربی که نیست، یا اگر هم باشد، نقشها نیمهکاره میماند؛ در نهایت هم همه فقط درگیر توجیه و آمادهسازی روایتهایی میشوند که قرار است کار را پیش ببرند!
حالا سید در تازهترین اظهارات رسانهایاش گفته است که «کلینشیت» نمیتواند متر و معیار مناسبی برای سنجش کیفیت یک گلر باشد. به خودی خود، اگر کسی در حد یک اظهار نظر شخصی حرف بزند، نه عیب و ایرادی دارد و نه کسی میتواند او را بابت دیدگاهش بازخواست کند؛ هرکس آزاد است نظر خودش را مطرح کند. اما مسئله وقتی جدی و قابل تأمل میشود که یک دروازهبان ملیپوش، آن هم درباره تخصصیترین حوزهی کاری خودش، چنین نتیجهای را اعلام کند. در این حالت، چه مخاطب حرف او را بپذیرد و چه مخالف باشد، اصل تحلیل و پرسش مهم باقی میماند و موضوع از سطح یک حرف ساده فراتر میرود.
آنچه سید حسینی گفته، درست در نقطهی مقابل نظر قبلی او قرار میگیرد؛ یعنی نه فقط با یک تفاوت جزئی، بلکه با یک چرخش جدی و کاملاً متفاوت طرف هستیم. اگر او از همان ابتدا اعلام میکرد که نظر پیشینش نادرست بوده یا این تغییر را بر پایهی چه شواهدی انجام داده، شاید همانجا مخاطب میتوانست آن تصمیم را منطقیتر ببیند. اما وقتی بدون هیچ توضیحی، مسیر فکری و حرفهای قبلی ناگهان حدوداً ۱۸۰ درجه عوض میشود، طبیعی است که آدم به فکر فرو برود: این چرخش ناگهانی را چطور باید هضم کرد؟ بهخصوص در شرایطی که سید حسین، سالهایی پیش در پی شکستن رکورد کلینشیت در سطح اول فوتبال ایران بود و آن را نه یک عدد معمولی، بلکه چیزی نزدیک به شاخصترین معیار برای سنجش عملکرد میدید. حتی مهمتر از آن، همان کلینشیتها به عنوان ملاک قابل اتکا برای انتخاب یک دروازهبان و دعوت به تیم ملی تلقی میشد!
آن دوران هنوز علیرضا رحمتی، دروازهبان اول و اصلی استقلال به حساب میآمد و برای همین بود که رکوردی که حسینی دنبالش میدوید، اینقدر ارزشمند دیده میشد. ماجرا تا جایی پیش رفت که وقتی او رکورد را شکست، همان لحظه وسط مسابقه بیخیال ادامه کار شد و حتی از حال رفت! همان زمان علیرضا حقیقی هم -که خودش ملیپوش و لژیونر بود- چند بار درباره همین موضوع مصاحبه کرد و بارها تأکید داشت که کلینشیت به تنهایی، معیار دقیق و کافی برای سنجش کیفیت گلر نیست؛ چون این اتفاق مستقیماً به کار دفاعی، چینش و تاکتیک کل تیم هم وابسته است. حقیقی مدام میگفت در دنیا، آنچه نشانه کیفیت واقعی گلر محسوب میشود، «سیوها» هستند؛ یعنی همان واکنشها و مهارهایی که مستقیماً از توان فردی دروازهبان حکایت میکند. در مقابل، سید حسین و چند گلر دیگر بارها در آن مقطع با این دیدگاه همراستا نبودند.
پس حالا باید پرسید چه اتفاقی افتاده که نظر حسینی تغییر کرده است؟ البته حق هر کسی هست با گذشت زمان، به هر دلیل فکری یا تحلیلی، دیدگاهش را اصلاح کند؛ اما بد نیست اگر قرار است یک چرخش اساسی رخ بدهد، دستکم اشارهای روشن شود به اینکه او قبلاً در چه زمینهای اشتباه میپنداشته یا چه عامل جدیدی او را به این نتیجه رسانده است. اینطور، تغییر عقیده از چشم مخاطب پنهان نمیماند و کسی مجبور نمیشود آن را به گلهایی که سپاهان با حسینی خورده، ربط بدهد و از بیرون برایش داستانسازی کند!
بیشتر بخوانید: دوئل تازه برای صدر؛ محرم و مطهری خواب راحت را از سرخابیها گرفتهاند