برای امیرحسین و آن ۳۲ ثانیه بحثبرانگیز؛ «سرت را پایین نگهدار پسر!»
امیرحسین محمودی، یکی از برجستهترین چهرههای دنیای فوتبال ایران در سال گذشته بشمار میآید. او در انتهای فصل ناتمام گذشته، 5 فرصت داشت که برای تیم سرخپوشان پایتخت به میدان برود. همین 5 بازی کافی بود تا بسیاری او را به عنوان جواهری جدید در دل تیم پایتخت معرفی کنند. امیرحسین تا حدی با استعداد و مهارت خود را نشان داد که تیمهای رقیب ناچار به طراحی استراتژیهایی برای مهار او شدند. روند موفقیتهای او به گونهای پیش رفت که امیر قلعهنویی، مربیای که چندان به جوانان بها نمیدهد، به او این فرصت را داد که به اردو تیم ملی نیز دعوت شود.
شکوه ماجرا زمانی برای امیرحسین دوچندان شد که خبر از احتمال حضور او در جام جهانی شنیده شد. چه کسی تصور میکرد که یک بازیکن 19 ساله با تنها 5 بازی در لیگ برتر، به چنین شانس مهمی دست یابد؟ سناریوی او به بهترین نحو ممکن پیش میرفت تا اینکه با انتشار فهرست نهایی تیم ملی برای حضور در جام جهانی، آرزوهای امیرحسین ناتمام ماند. او از لیست خط خورد ولی همراه با تیم ملی به آمریکا رفت تا پاداش روزهای خوبش را به دست آورد.
تجربیات متفاوت امیرحسین
با بازگشت به تهران و آغاز فصل جدید فوتبال، امیرحسین محمودی به نظر نمیرسد که بتواند هواداران پرسپولیس را همچون گذشته به هیجان بیاورد؛ شاید هم به دلایلی طبیعی است چراکه پس از ورود مهدی تارتار به عنوان سرمربی جدید پرسپولیس، او جایی در برنامههای تاکتیکی نداشته و فقط چند دقیقه در هر مسابقه فرصت حضور پیدا کرده است. کاملاً روشن است که سرمربی با مشاهده کیفیت بازیکنان در تمرینات، استراتژی و طرحهای خود را شکل میدهد و از این منظر، شاید امیرحسین دیگر آن بازیکن پرانرژی و جاهطلبی که در فصل گذشته بود، نباشد و یا با تفکرات مهدی تارتار همخوانی نداشته باشد. به هر حال، در این فصل، او بیشتر به عنوان یک بازیکن ذخیره شناخته شده و فرصتی برای نشان دادن خود پیدا نکرده است.
علاوه بر این، باید به این نکته توجه داشت که اگر امیرحسین در شرایط ایدهآل قرار داشت، تارتار میتوانست برای نجات خود و پرسپولیس از بحران، به او فرصتهای بیشتری بدهد. بنابراین به نظر میرسد که این بازیکن نتوانسته است همان استعداد ذاتی فصل گذشته را به نمایش بگذارد و در نتیجه مجبور به نشستن روی نیمکت در برابر دیگر گزینهها شده است. در این میانه، نمیتوان از مسأله قرارداد و انتظارات طرفین نیز غافل شد؛ موضوعی که ممکن است از لحاظ ذهنی بر روی این بازیکن تأثیر داشته باشد.
سرت را پایین نگهدار، پسر!
به همین شکل، امیرحسین محمودی در یک گفتوگوی 32 ثانیهای پس از شکست تیمش در برابر فجرسپاسی، ناگهان با ابراز نظراتش فضایی بیسابقه ایجاد کرد. او در حین انتقاد از مدیریت باشگاه، به طور غیرمعمول از سرمربی تیم ملی عذرخواهی کرد که به او فرصت کافی برای بازی کردن در باشگاهش داده نشده است! یافتن ارتباط میان این نوع اظهارات ساده نیست، اما آنچه که واضح به نظر میرسد این است که امیرحسین 20 ساله، حالا در نقش ستارهای صحبت میکند که گویی سالهاست بار افتخارات پرسپولیس را بر دوش کشیده و دستاوردهای این باشگاه چه موفق و چه ناموفق، باید به نام او رقم بخورد.
جای تأسف دارد که جوانی که به عنوان آینده باشگاه پرسپولیس شناخته میشد، هنوز در آغاز راه به نوعی طلبکار شده و با کنایه نسبت به جایگاه خود ابراز نظر میکند. واقعاً پیش از امیرحسین، چندین ستاره دیگر در سنین جوانی در پرسپولیس بازی کرده و درخشیدهاند؟ تعداد آنها کم نیست و بسیاری از این چهرهها به ستارههای بزرگ فوتبال ایران تبدیل شدند. دلیل موفقیت آنها؟ آنها سرشان را پایین نگه داشتند و به عشق پیراهنی که به تن داشتند، زحمات زیادی کشیدند؛ بدون اینکه به سرمربی طعنهای بزنند، یا به صرف مشروبات برای دیگران بپردازند، یا در برابر بزرگترها احترام خود را زیر پا بگذارند.
امیرحسین، اگر واقعاً آینده فوتبال پرسپولیس و ایران محسوب میشود، باید همان مسیری را طی کند که دیگران رفتند؛ سرش را پایین بیندازد، با جدیت تمرین کند و وقتی که فرصتی در باشگاه بزرگی چون پرسپولیس به او داده میشود، با تمام وجود بازی کند و خودی نشان دهد. حالا اگر او در این میان، از خود بپرسد که از کدام آکادمی به سطح اول پرسپولیس رسیده، که خیلی هم خوب خواهد بود!