کد خبر 750310
۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ۱۵:۴۶

جنسن هوانگ؛ از کودکی مهاجر و شغل ظرف‌شویی در رستوران تا سازنده پیشگام هوش مصنوعی جهان

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد
ساعت 24 - جنسن هوانگ، موسس و مدیرعامل انویدیا، در زمره تأثیرگذارترین شخصیت‌های دنیای فناوری قرار دارد؛ فردی که امروزه تراشه‌های تولیدی شرکتش به عنوان ستون فقرات بخش وسیعی از هوش مصنوعی، ابررایانه‌ها و فناوری‌های نوآورانه عمل می‌کنند. اما قصه زندگی او از اتاق‌های ساده یک مدرسه شبانه‌روزی در ایالت کنتاکی ایالات متحده و شیفت‌های طولانی به عنوان ظرف‌شوی در رستوران «دنیز» آغاز گردید. پسربچه‌ای که در دوران کودکی از تایوان به آمریکا مهاجرت کرده بود، با مشکلاتی در زبان انگلیسی مواجه بود و در مدرسه هدف تمسخر همکلاسی‌هایش قرار می‌گرفت، بعد از چندین دهه به یکی از نیرومندترین رهبران حوزه فناوری تبدیل شد؛ مردی که حتی روایت تأسیس شرکت چند تریلیون دلاری‌اش نیز به تعلق خاطر به یک رستوران معمولی و صرف صبحانه در ساعت‌های میانه شب مربوط می‌شود.

نگار علی- امروزه، وقتی بحث از هوش مصنوعی، مدل‌های زبانی بزرگ، خودروهای خودران، ابررایانه‌ها و مراکز داده به میان می‌آید، نام انویدیا به‌سرعت در ذهن‌ها شکل می‌گیرد. شرکتی که پردازنده‌های گرافیکی‌اش به یکی از ارکان اصلی تحولی عظیم در زمینه هوش مصنوعی تبدیل شده‌اند. در رأس این برند مشهور، فردی قرار دارد که به‌جای لباس‌های رسمی و کت‌وشلوارهای مرسوم مدیران دنیای فناوری، به‌طور مداوم با یک کاپشن چرمی سیاه در محافل عمومی ظاهر می‌شود: جنسن هوانگ.

هوانگ تنها یک مدیر تراشه‌سازی نیست؛ او از میان معدود مدیرانی است که تصمیمات تجاری و فنی‌اش می‌تواند سرنوشت صنعت تکنولوژی را دگرگون سازد. اما آنچه که داستان او را برای عموم مردم جذاب می‌سازد، نه فقط ثروت و شهرت اوست، بلکه زنجیره‌ای از تجربیات از دوران کودکی پر از جابه‌جایی، مهاجرت، تنهایی، تبعیض و کارهای طاقت‌فرساست.

زندگی او سرشار از حوادث غیرمنتظره، گاه تلخ و گاه شیرین است؛ از اشتباه خانواده‌اش در انتخاب مدرسه شبانه‌روزی مخصوص نوجوانان مشکل‌دار برای او تا یادگیری خواندن به هم‌اتاقی‌اش که از او بزرگ‌تر بود و در عوض او را به تمرینات بدنسازی ترغیب می‌کرد. حتی شرکتی که امروزه در کانون انقلاب هوش مصنوعی قرار دارد، در رستورانی تأسیس شد که هوانگ در آن ظرف می‌شست و قهوه سرو می‌کرد.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

تولد در تایوان؛ کودکی در میان تایوان و تایلند

جنسن هوانگ، با نام چینی «هوانگ جن‌سون» (Jen-Hsun Huang)، در ۱۷ فوریه ۱۹۶۳ در تایپه، پایتخت تایوان، به دنیا آمد. او دومین فرزند خانواده بود. پدرش، هوانگ شینگ‌تای، مهندس شیمی و فعال در صنعت پالایش نفت بود و مادرش، لو تسای‌شیو، معلم به شمار می‌رفت.

زندگی خانوادگی هوانگ از همان ابتدا با جابه‌جایی‌های مداوم شغلی پدرش خاص شد. در پنج سالگی، خانواده‌اش به تایلند نقل مکان کردند، جایی که پدرش برای راه‌اندازی یک پالایشگاه نفت مشغول به کار شد.

هوانگ بخشی از دوران کودکی‌اش را در بانکوک گذراند و در مدرسه بین‌المللی «روآم‌رودی» ادامه تحصیل داد. به همین دلیل، او برخلاف تصوری که ممکن است درباره یک مدیر تکنولوژی آمریکایی داشته باشیم، دوران کودکی‌اش را در محیطی چندفرهنگی و چندزبانه سپری کرد.

یکی از نکات جالب توجه در این خانواده، اهمیت فوق‌العاده‌ای بود که والدینش به یادگیری زبان انگلیسی می‌دادند. مادرش که خود تسلط چندانی به زبان انگلیسی نداشت، هر روز ده کلمه از فرهنگ لغت انتخاب کرده و به پسرانش آموزش می‌داد. این روش ساده بخشی از تلاشی بود که خانواده برای آماده‌ساختن فرزندانشان جهت زندگی در یک اجتماع بین‌المللی انجام می‌دادند.

اما تغییرات سیاسی در تایلند، زندگی خانواده را دگرگون کرد. در سال ۱۹۷۳، وقوع کودتای نظامی و ناآرامی‌های سیاسی در این کشور باعث شد تا والدین هوانگ نسبت به امنیت فرزندانشان نگران شوند. آن‌ها تصمیم گرفتند جنسن و برادر بزرگ‌ترش را به آمریکا بفرستند تا مدتی را به همراه عمویشان زندگی کنند.

این تصمیم یکی از نقاط عطف کلیدی در زندگی هوانگ محسوب می‌شود؛ پسربچه‌ای که به‌زودی باید از خانواده جدا شده و در کشور متفاوتی زندگی جدیدی را آغاز کند.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

اشتباه عجیبی که او را به مدرسه نوجوانان بزهکار فرستاد

یکی از عجیب‌ترین لحظات دوران کودکی هوانگ، به زمان ورود او و برادرش به آمریکا بازمی‌گردد. عموی آن‌ها در واشنگتن فکر می‌کرد که مدرسه‌ای شبانه‌روزی و معتبر برای تحصیل این دو پسر پیدا کرده است، اما این انتخاب چندان ایده‌آل نبود.

هوانگ و برادرش به مؤسسه شبانه‌روزی «وانیدا باپتیست» (Oneida Baptist Institute) در ایالت کنتاکی فرستاده شدند، مدرسه‌ای مذهبی که به همراه دانش‌آموزان معمولی، نوجوانان دارای مسائل خانوادگی و رفتاری را نیز می‌پذیرفت و فضای آن بسیار متفاوت از یک مدرسه عادی بود.

هوانگ در مصاحبه با مجله «نیویورکر» گفته است که هم‌اتاقی‌اش پسری ۱۷ ساله بود که آثار زخم چاقو بر بدنش نمایان بود. او همچنین تعریف کرد که بیشتر دانش‌آموزان این مدرسه سیگاری بودند و تقریباً همه چاقو همراه داشتند، درحالی‌که خود او از جمله معدود افرادی بود که هیچ‌یک از این موارد را نداشت.

اما داستان هم‌اتاقی‌اش جالب‌تر از این بود.

هوانگ که در آن برهه زمانی دختری درس‌خوان بود، متوجه شد که هم‌اتاقی بزرگ‌ترش سواد خواندن و نوشتن ندارد. بنابراین او به او یاد داد که چگونه بخواند و در عوض، هم‌اتاقی‌اش به او تمرین‌های بدنسازی آموخت.

به این شکل، یکی از اولین تجربه‌های آموزشی غیررسمی هوانگ در آمریکا به نوعی تبادل دوستانه تبدیل شد: او به هم‌اتاقی‌اش در یادگیری سواد کمک کرد و هم‌اتاقی‌اش به او یاد داد که چطور قوی‌تر شود.

هوانگ بعدها گفته است که هر شب پیش از خواب ۱۰۰ شنا می‌رفت. شاید همین تجربه‌های غیرمعمول بود که او را وادار کرد بارها به دوران کودکی‌اش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دوره‌های شکل‌گیری شخصیت‌اش اشاره کند.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

از تمیز کردن سرویس بهداشتی تا فرار از دست قلدرهای مدرسه

زندگی در مدرسه وانیدا به‌هیچ‌وجه آسان نبود. هوانگ به خاطر اینکه مهاجر بود، ظاهری متفاوت داشت و به زبان انگلیسی تسلط نداشت، بارها مورد تمسخر و آزار قرار گرفت.

او در مصاحبه‌های بعدی خود از تجربه تبعیض نژادی در آن زمان صحبت کرده است. در دهه ۱۹۷۰، حضور یک کودک چینی در یک مدرسه کوچک در منطقه‌ای روستایی از کنتاکی، نه تنها غیرمعمول بود، بلکه هوانگ به خوبی احساس می‌کرد که با دیگر دانش‌آموزان متفاوت است.

در مدرسه، بخشی از مسئولیت‌های روزمره‌اش به کارهای خدماتی اختصاص داشت. یکی از وظایفش تمیز کردن سرویس‌های بهداشتی بود که بعدها بارها در مصاحبه‌هایش به آن اشاره کرد.

اما یکی از خاطرات جالب او به مسیر رفت‌وآمدش به مدرسه بازمی‌گردد.

برای رسیدن به مدرسه، هوانگ باید از یک پل معلق چوبی بر روی یک رودخانه عبور می‌کرد. این پل قدیمی بود و برخی از تخته‌های زیرین آن فرسوده شده بودند. دانش‌آموزان محلی برخی اوقات طناب‌های پل را تکان می‌دادند تا او را بترسانند یا تعادلش را به هم بزنند.

بن، یکی از دوستان نوجوانی هوانگ، در گفت‌وگو با نیویورکر این خاطره را به زبان آورده و گفته است که هوانگ به‌جای آنکه تسلیم ترس شود، با احتیاط از میان تخته‌های باقی‌مانده عبور می‌کرد و حتی گهگاه به نظر می‌رسید که از این کار لذت می‌برده است.

جالب اینجاست که همان پسری که ابتدا هدف آزار و تمسخر هم‌کلاسی‌هایش بود، به تدریج روابط دوستی با آن‌ها برقرار کرد و در پایان سال تحصیلی حتی چند نفر از آن‌ها را به ماجراجویی در جنگل دعوت می‌کرد.

هوانگ بعدتر گفت که تجربه زندگی در آن مدرسه به او آموخت که انسان می‌تواند موانع دشوارتری از آنچه که تصور می‌کند را پشت سر بگذارد.

در سال ۲۰۱۹، او به مدرسه وانیدا بازگشت و برای ساخت یک خوابگاه دخترانه به آن کمک مالی نمود؛ اقدامی که نشان می‌داد با وجود خاطرات تلخ، رابطه‌اش با آن دوره از زندگی‌اش را قطع نکرده است.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

پسربچه‌ای که در ۱۴ سالگی وارد مجله ورزشی شد

حدود دو سال پس از ورود هوانگ به آمریکا، والدینش نیز به این کشور مهاجرت کردند و خانواده در ایالت اورگن سکونت گزیدند. با پیوستن دوباره خانواده، شرایط زندگی او به شکل قابل توجهی تغییر کرد.

هوانگ در دبیرستان «آلوها» به تحصیل پرداخت و خیلی زود استعداد خود را در درس و ورزش نشان داد. او دو پایه تحصیلی را پشت سر گذاشت و در ۱۶ سالگی از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد.

همزمان با تحصیل، او علاقه زیادی به تنیس روی میز پیدا کرد و آنقدر در این رشته پیشرفت کرد که به یکی از بازیکنان رده‌بندی شده ملی آمریکا تبدیل شد.

در ۱۴ سالگی، نامش در مجله ورزشی «اسپورتس ایلاستریتد» به چشم آمد؛ رخدادی قابل توجه برای نوجوانی با پیشینه مهاجرت و تجربیات دشوار از مدرسه شبانه‌روزی.

هوانگ در مسابقات تنیس روی میز آمریکا نیز شرکت کرد و در ۱۵ سالگی به همراه هم‌تیمی‌اش در بخش دو نفره نوجوانان مسابقات آزاد آمریکا مقام سوم را کسب کرد.

شاید کمتر کسی باور کند که پسری که روزی به یکی از برجسته‌ترین مدیران صنعت تراشه تبدیل می‌شود، در نوجوانی بیشتر وقت خود را میان کلاس‌های ریاضی و تمرین‌های تنیس روی میز تقسیم می‌کرد.

او همچنین در دبیرستان عضو باشگاه‌های ریاضی، علوم و کامپیوتر هم بود. علاقه او به ریاضیات و تکنولوژی در آینده شغلی و تحصیلی‌اش تأثیر عمیقی گذاشت.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

اولین تجربه با کامپیوتر؛ وقتی یک نوجوان به طراحی بازی پرداخت

یکی دیگر از تحولات تأثیرگذار در نوجوانی هوانگ، آشنایی با کامپیوترهای شخصی بود.

در سال ۱۹۷۷، دبیرستان او یک دستگاه «اپل ۲» (Apple II) خریداری کرد. این کامپیوتر که به عنوان یکی از محصولات مهم در صنعت رایانه‌های شخصی شناخته می‌شد، فرصتی فراهم آورد تا دانش‌آموزان با دنیای برنامه‌نویسی آشنا شوند.

هوانگ به سرعت به این دستگاه علاقه‌مند شد و با زبان برنامه‌نویسی «بیسیک» (BASIC) کار کرده و نسخه‌ای از بازی مار را برای خود طراحی کرد.

او همچنین به تجربه بازی متنی «سوپر استار ترک» پرداخت؛ بازی‌ای که به جای گرافیک‌های امروزی، بازیکنان را با متن و دستورات نوشتاری درگیر می‌کرد.

این تجربه را می‌توان یکی از اولین آشنایی‌های جدی هوانگ با دنیای محاسباتی دانست؛ دنیایی که در آینده به بخش عمده‌ای از زندگی حرفه‌ای او تبدیل شد.

جالب توجه است که شرکت انویدیا نیز در آغاز با هدف بهبود گرافیک بازی‌های ویدئویی تأسیس شد؛ حوزه‌ای که هوانگ در دوران نوجوانی‌اش با آن آشنا شده بود.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

از ظرف‌شویی در دنیز تا یادگیری یکی از مهم‌ترین درس‌های مدیریت

در ۱۵ سالگی، هوانگ نخستین شغل خود را در رستوران زنجیره‌ای «دنیز» (Denny's) در اورگن پیدا کرد. ابتدا به عنوان ظرف‌شور آغاز به کار کرد و پس از آن به مسئول جمع‌آوری ظروف و نظافت میزها (Busboy) تبدیل شد و در انتها به‌عنوان گارسون مشغول به کار شد.

او بعدها با شوخی درباره این تجربه می‌گفت که هیچ‌کس نمی‌تواند به اندازه او تعداد زیادی فنجان قهوه را با هم حمل کند.

هوانگ در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۳، هنگام بازگشت به یکی از شعب دنیز، گفت که این رستوران درس‌های زیادی به او آموخته است.

از آن سال‌های نوجوانی، او دریافت که کار باید با نظم و دقت انجام شود. در مصاحبه‌ای با مدرسه کسب‌وکار دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۲۴، درباره زمان‌های ظرف‌شویی خود گفت که کارش را با دقت و آماده‌سازی انجام می‌داد و همیشه تلاش می‌کرد تا دست خالی به خانه برنگردد.

به گفته خودش، او در کار ظرف‌شویی بسیار کارآمد بود و این روحیه را بعدها در مدیریت شرکت خود حفظ کرد.

در مصاحبه‌ای با نشریه «فورچون» هوانگ جمله‌ای طنزآمیز گفت: او با اشاره به کارهایش در سرویس بهداشتی گفت که هیچ کاری برای او پایین‌تر از شأنش نیست و حتی شوخی کرد که احتمالاً بیش از مجموع همه مدیران اطرافش شیرآلات را تمیز کرده است!

این تجربیات بعدها به بخشی از روایت همیشگی او از موفقیت تبدیل شد؛ روایتی که در آن، مدیرعامل یک شرکت بزرگ فناوری همچنان خود را همان نوجوانی می‌داند که در رستوران مشغول به ظرف‌شویی بود.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

پس از پایان دبیرستان، هوانگ در دانشگاه ایالتی اورگن (Oregon State University) در رشته مهندسی برق ادامه تحصیل داد. انتخاب این دانشگاه هم به دلیل مسائل اقتصادی و هم به علاقه به نزدیکی به خانواده‌اش بود.

اما یکی از جالب‌ترین لحظات زندگی شخصی او نیز در این دانشگاه رقم خورد.

او در کلاس‌های مقدماتی مهندسی برق با دختری به نام «لوری میلز» (Lori Mills) آشنا شد که بعدها همسرش شد.

در آن زمان، کلاس مهندسی برق حدود ۲۵۰ دانشجو داشت که تنها تعداد معدودی از آن‌ها دختر بودند. هوانگ که به‌عنوان دانشجوی بسیار جوان و کم‌سن‌وسال کلاس شناخته می‌شد، تلاش کرد که برای جذب توجه لوری راه‌های متفاوتی پیدا کند.

او بعدها در گفت‌وگو با نیویورکر به شوخی یادآوری کرد که برای نزدیک‌شدن به لوری، سعی می‌کرد توانایی‌هایش در انجام تکالیف دانشگاهی را به نمایش بگذارد.

هوانگ هر آخر هفته با لوری تماس می‌گرفت و از او می‌خواست که به خاطر انجام تکالیف با هم درس بخوانند. این روند برای مدت شش ماه ادامه داشت تا اینکه سرانجام او جرات کرد تا از او برای قرار ملاقات دعوت کند.

اما داستان لذت‌بخش‌تر درباره نحوه آشنایی آن‌ها در گفت‌وگویی با کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا ذکر شده است.

هوانگ گفت که با تلاش برای نزدیک‌شدن به گروهی که لوری در آن حضور داشت، تعداد رقبای احتمالی خود را از ۲۵۰ نفر به چهار نفر کاهش داده بود!

و جمله‌ای که برای آغاز رابطه انتخاب کرد، از این هم جالب‌تر بود: از لوری سؤال کرد آیا مایل به دیدن تکالیفش است؟

او با خنده به این نکته اشاره کرد که این روش موفق بود و آن دو از آن زمان با یکدیگر بودند.

این رابطه دانشگاهی بعدها به ازدواج انجامید و لوری و جنسن دو فرزند دارند. خانواده آن‌ها در سال‌های بعد همچنان در کنار فعالیت‌های حرفه‌ای هوانگ باقی ماندند.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

از مهندسی برق تا استنفورد؛ راهی به سمت صنعت تراشه

هوانگ در سال ۱۹۸۴ مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را از دانشگاه ایالتی اورگن دریافت کرد. پس از آن، او به صنعت نیمه‌رساناها پیوست و در شرکت‌های «ای‌ام‌دی» (AMD) و بعدها «ال‌اس‌آی لاجیک» (LSI Logic) مشغول به کار شد.

در این شرکت‌ها، او تجربه طراحی و توسعه تراشه‌های الکترونیکی را کسب کرد؛ تجربی که بعدها در تأسیس انویدیا به کارش آمد.

او همچنین در همین دوران، تحصیلاتش را ادامه داد و در سال ۱۹۹۲ مدرک کارشناسی ارشد مهندسی برق را از دانشگاه استنفورد اخذ نمود.

در این سال‌ها، هوانگ تنها یک مهندس جوان نبود؛ بلکه به‌تدریج به این نتیجه رسید که آینده صنعت رایانه به قدرت پردازش بیشتر و شیوه‌های نوین محاسبات وابسته خواهد بود.

این نگرش، زمینه‌ساز شکل‌گیری شرکتی شد که بعدها به یکی از بزرگ‌ترین بازیگران صنعت فناوری تبدیل گشت.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

چگونه انویدیا در یک رستوران تأسیس شد؟

یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های زندگی هوانگ، داستان تأسیس انویدیا است؛ شرکتی که امروزه نام آن با هوش مصنوعی پیوند خورده، اما نقطه آغاز آن نه در یک آزمایشگاه بزرگ، و نه در دفتر کار مدرن یک شرکت فناوری، بلکه در یک رستوران بود.

در سال ۱۹۹۳، هوانگ به همراه دو مهندس دیگر به نام‌های «کریس مالاکوفسکی» و «کرتیس پریِم» تصمیم به تأسیس شرکتی برای طراحی تراشه‌های گرافیکی گرفتند.

این سه نفر در رستوران دنیز واقع در سن‌خوزه کالیفرنیا دور یک میز نشسته و درباره آینده پردازش گرافیکی کامپیوترها گفتگو کردند.

انتخاب این رستوران اتفاقی نبود. هوانگ از فضای دنیز آشنا بود، قهوه در دسترس همیشه بود و از همه مهم‌تر، هیچ‌کس آن‌ها را مجبور به ترک میز نمی‌کرد.

هوانگ بعدها درباره انتخاب این مکان گفت: «اینجا به اندازه کافی قهوه وجود داشت و هیچ‌کس نمی‌توانست ما را بیرون کند!»

در واقع، رستورانی که هوانگ در آن ظرف می‌شست، به محل تولد شرکتی تبدیل شد که در آینده در میانه صنعت هوش مصنوعی قرار خواهد گرفت.

ماجرای انتخاب نام این شرکت نیز جالب است. بنیان‌گذاران در ابتدا نام «ان‌ویژن» (NVision) را در نظر داشتند، اما متوجه شدند که این نام قبلاً از سوی یک شرکت تولیدکننده دستمال توالت استفاده شده است.

آن‌ها مدتی از حروف NV به‌عنوان مخفف «نسخه بعدی» (Next Version) بهره می‌بردند، تا در نهایت نام «انویدیا» (NVIDIA) را برگزیند؛ نامی که از واژه لاتین «اینویدیا» (Invidia) به معنای حسادت الهام گرفته شده بود.

در سال ۲۰۲۳، هوانگ دوباره به شعبه دنیز بازگشت و به همراه مدیرعامل رستوران، از لوح یادبودی رونمایی کرد که به عنوان محل تولد انویدیا شناخته می‌شد.

او در آن مراسم با یادآوری نخستین روزهایش در دنیز گفت که نخستین همبرگر و میلک‌شیک زندگی‌اش را هم در همین رستوران امتحان کرده است.

در این میان، درباره پنکیک‌های دنیز با شوخی گفت: «ما در اینجا بهترین پنکیک‌ها را تهیه می‌کنیم.»

مدیرعامل دنیز نیز با لبخند یادآوری کرد که هنوز از ضمیر «ما» برای اشاره به کارکنان استفاده می‌کند؛ گویی هوانگ هنوز خود را جزء تیم آن رستوران می‌داند.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

شرکتی که تا مرز ورشکستگی پیش رفت؛ بزرگ‌ترین ریسک زندگی هوانگ

در تأسیس انویدیا، موفقیت آنی تحقق نیافت. سال‌های آغازین فعالیت شرکت با چالش‌های فنی و مالی جدی همراه بود.

یکی از اشتباهات عمده بنیان‌گذاران، انتخاب روشی متفاوت برای پردازش گرافیک بود. به‌جای استفاده از مثلث‌ها برای ساخت تصاویر سه‌بعدی، آن‌ها تصمیم به استفاده از چهارضلعی‌ها گرفتند.

اما مایکروسافت اعلام کرد که نرم‌افزار گرافیکی‌اش فقط از روش مبتنی بر مثلث پشتیبانی می‌کند. این تصمیم آسیب جدی به محصول اولیه انویدیا وارد کرد و شرکت را در آستانه نابودی قرار داد.

در سال ۱۹۹۶، هوانگ ناچار شد بیش از نیمی از ۱۰۰ نیروی کار شرکت را تعدیل کند. در آن زمان، او تصمیم گرفت که باقی‌مانده منابع مالی شرکت را روی تولید تراشه‌ای جدید سرمایه‌گذاری کند؛ محصولی که هنوز هم نسبت به نتایج نهایی‌اش مطمئن نبود.

این انتخاب به نوعی قمار بود. اگر محصول موفق نمی‌شد، انویدیا عملاً چیزی برای ادامه فعالیت نداشت.

اما تراشه «ریوا ۱۲۸» (RIVA 128) موفقیت‌آمیز بود و شرکت در چهار ماه ابتدایی عرضه، حدود یک میلیون دستگاه از آن را فروخت.

هوانگ بعدها برای یادآوری آن روزهای سخت، در جلسات داخلی شرکت می‌گفت: «شرکت ما تنها ۳۰ روز با ورشکستگی فاصله دارد.»

این جمله به‌نوعی به شعار غیررسمی انویدیا تبدیل شد و در یادآوری این نکته کمک کرد که حتی در دوران موفقیت نیز نباید خطر شکست را نادیده گرفت.

جنسن هوانگ؛ از پسربچه مهاجر و ظرف‌شوی رستوران تا مردی که مغز هوش مصنوعی جهان را می‌سازد

چرا هوانگ همیشه کاپشن چرمی مشکی می‌پوشد؟

اگر تصاویر هوانگ را در مراسم‌های روز فناوری، نشست‌های خبری یا رویدادهای بزرگ انویدیا مشاهده کرده‌اید، احتمالاً متوجه شده‌اید که او به‌طور مکرر با یک کاپشن چرمی سیاه ظاهر می‌شود.

این پوشش به یکی از نمادهای بصری شناخته‌شده او تبدیل شده است؛ تا جایی که در دنیای فناوری، گاهی از آن به‌عنوان بخشی از هویت شخصی مدیرعامل انویدیا یاد می‌شود.

هوانگ در یکی از مصاحبه‌هایش عنوان کرده که همسر و دخترش در انتخاب لباس‌های او نفوذ دارند و او خود کمتر به این مقوله توجه می‌کند.

در واقع، برخلاف بسیاری از مدیران فناوری که در مراکز رسمی با پوشش‌های متفاوت حاضر می‌شوند، هوانگ به یک سبک نسبتاً ثابت پایبند مانده است.

این انتخاب ساده به مرور به نوعی امضای شخصی او تبدیل شده و تصاویرش را حتی بدون ذکر نامش قابل شناسایی کرده است.

البته کاپشن چرمی تنها نشانه ظاهری خاص او نیست. هوانگ در سال ۲۰۱۰ یک خالکوبی مرتبط با انویدیا نیز روی دستش انجام داد؛ اقدامی که پس از رسیدن قیمت سهام شرکت به ۱۰۰ دلار به او وعده داده شده بود.

او بعدها درباره حس خود هنگام خالکوبی گفت که در آن لحظه تقریباً مانند یک کودک گریه می‌کرد و دردش بسیار بیشتر از آنچه که تصور می‌کرد، بود.

این داستان یکی از روایت‌های جذاب درباره رابطه شخصی او با شرکتی است که تمام زندگی حرفه‌ای‌اش را تحت‌تأثیر قرار داده است.

۲۲۷۲۲۷

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.