شبنم دوستی در مصاحبه‌ای با ایسنا، به بررسی عوامل کلیدی موثر بر رفتار کودکان پرداخت و اظهار داشت: رفتار کودکان حاصل تعامل مجموعه‌ای از عوامل گوناگون است و نمی‌توان آن را به یک عامل خاص نسبت داد. یکی از فاکتورهای اساسی، خلق‌ و خو می‌باشد؛ به این معنی که خصوصیاتی ذاتی، سبب می‌شود کودکان در برابر موقعیت‌های مختلف واکنش‌های متفاوتی نشان دهند. علاوه بر این، سبک تربیتی والدین و نوع تعامل آن‌ها با کودک نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. والدینی که در کنار ابراز محبت، چارچوب‌های دقیق و قاطعانه‌ای را اعمال می‌کنند، می‌توانند زمینه را برای رشد سالم‌تر کودک فراهم سازند. کودکان از طریق تجربیات خود، پیامدهای رفتارشان و مشاهده و تقلید از والدین، همسالان و سایر الگوها، مهارت‌های رفتاری را می‌آموزند؛ بنابراین رفتارهای کودک نتیجه تعامل بین ویژگی‌های فردی و محیطی او است.

این روانشناس در ادامه به تفاوت رفتارهای طبیعی کودکان در سنین مختلف اشاره کرد و گفت: رفتار کودکان به مرور زمان و با افزایش سن آنان دستخوش تغییراتی می‌شود؛ بدین معنا که رفتاری که در یک سن معین طبیعی تلقی می‌شود، ممکن است در سن دیگری نیاز به ارزیابی داشته باشد. به‌عنوان مثال، لجبازی و تمایل به استقلال در سال‌های ابتدایی زندگی، کنجکاوی و پرسش‌های مکرر در سنین پیش‌دبستانی و اهمیت و ارزش دوستی‌ها در دوران مدرسه، بخشی از روند طبیعی رشد کودک را شامل می‌شود. با بزرگ‌تر شدن کودک، نحوه تفکر، درک احساسات و شیوه تعامل او با دیگران نیز دگرگون می‌گردد. از سوی دیگر، هر کودک ویژگی‌های فردی و خلق‌وخو خاص خود را دارد و بنابراین انتظار نداشته باشیم که همه کودکان در یک سن، دقیقاً رفتارهای مشابهی از خود نشان دهند.

دوستی در ادامه به بررسی چگونگی شکل‌گیری رفتارهایی نظیر لجبازی، پرخاشگری یا انزوا در کودکان پرداخت و گفت: این نوع رفتارها به‌ندرت بی‌علت هستند و عموماً از یک نیاز یا احساس ارضا نشده نشأت می‌گیرند که کودک قادر به بیان آن نیست. گاهی کودک نیاز دارد بیشتر مورد توجه قرار گیرد، در مواقعی با احساس ناکامی روبه‌رو است، گاهی به دنبال استقلال خود است و بعضاً نیز خشم یا ناسازگاری‌اش را از طریق رفتارهایی مثل لجبازی یا پرخاشگری بروز می‌دهد. علاوه بر این، اگر این رفتارها به مطلوبیت کودک منتهی شود، احتمال تکرار آن‌ها در طول زمان وجود دارد. بنابراین، بهتر است والدین به جای تمرکز فقط بر رفتار، به این نکته توجه کنند که «چه نیازی پشت این رفتار نهفته است؟» هنگامی که نیازهای عاطفی کودک به رسمیت شناخته شود و زمان باکیفیتی برای او صرف شود، بخش قابل توجهی از این رفتارها به‌تدریج کاهش خواهند یافت.


وی در ادامه به اهمیت نقش خانواده و شیوه فرزندپروری در رفتار کودک پرداخت و تصریح کرد: خانواده به عنوان اولین و حیاتی‌ترین محیطی که رفتار کودک در آن شکل می‌گیرد، مطرح است. نوع برخورد والدین، روش ارتباط، قوانین خانوادگی و شیوه‌های تربیتی تأثیر عمیقی بر رشد احساسی، اجتماعی و رفتاری کودک دارد. زمانی که کودک به مدرسه می‌پیوندد، تأثیر همسالان، معلمان و محیط اجتماعی بیشتر نمایان می‌شود، با این حال، نقش خانواده همچنان بنیادی و اساسی باقی می‌ماند. هنگامی که رابطه والد و کودک بر مبنای محبت، احترام و قاطعیت باشد، کودک نه تنها قوانین را بهتر می‌پذیرد، بلکه به‌تدریج آن‌ها را درون خود نهادینه می‌کند و در غیاب والدین نیز بیشتر بر اصول آنها پایبند می‌ماند. به همین دلیل، شیوه‌های هوشمندانه در فرزندپروری یکی از ارکان مهم در پیشگیری از بروز بسیاری از مشکلات رفتاری در کودکان است.

دوستی در بخشی از صحبت هایش به این پرسش که آیا تنبیه و تشویق واقعاً تأثیر بر رفتار کودک دارند، پاسخ داد: هر دو این روش‌ها می‌توانند بر رفتار کودک تأثیرگذار باشند، اما عموماً تشویق رفتارهای مثبت اثرات پایدار و مؤثرتری را به همراه دارد. تنبیه ممکن است در کوتاه‌مدت سبب توقف رفتار نامطلوب شود، اما اگر به طرز صحیحی مورد استفاده قرار نگیرد، می‌تواند منجر به ایجاد ترس، لجبازی یا حتی پنهان‌کاری در کودک گردد. روش مناسب این است که والدین به جای تمرکز بر تنبیه، با ارائه به‌موقع و متناسب تشویق، رفتارهای مطلوب کودک را تقویت کنند. همچنین برای رفتارهای نامناسب نیز باید از پیامدهای منطقی و متعارف استفاده شود و در مورد رفتارهای جزئی و جلب توجه، گاهی نادیده گرفتن آن‌ها می‌تواند اثرگذار باشد. هدف از تربیت این است که کودک تنها از ترس تنبیه، رفتار درست را انجام ندهد، بلکه درک کند چرا یک رفتار صحیح یا نادرست است.

وی همچنین درباره تأثیرات منفی استفاده مفرط از تبلت و موبایل بر رفتار کودکان توضیح داد: تبلت و موبایل به طور ذاتی ابزارهای منفی به شمار نمی‌روند و درصورتی‌که به طور هدفمند به کار روند، می‌توانند در یادگیری و آموزش مهارت‌های مختلف به کودکان کمک کنند. اما در صورتی که این استفاده به حد افراط برسد و جایگزین تعاملات خانوادگی، بازی و سایر فعالیت‌های واقعی گردد، ممکن است پیامدهای منفی‌ای بر رفتار و رشد هیجانی کودک داشته باشد. محتوای نامناسب یا بازی‌های خشن ممکن است احتمال تقلید رفتارهای خشن را افزایش دهند و استفاده از محتوای سریع و پاداش‌دهنده می‌تواند تحمل صبر و کنترل احساسات را دشوارتر کند. بنابراین، مسئله کلیدی حذف تکنولوژی نیست، بلکه ایجاد توازن است؛ والدین باید برای زمان و نحوه استفاده از صفحه‌نمایش قوانینی مشخص داشته باشند و در عین حال، فرصت کافی برای بازی، ارتباط با دیگران و فعالیت‌های واقعی را فراهم سازند.


انتهای پیام