dir="RTL" style="text-align:right"> واقعیت تلخ این است که شمع وجودی خانواده‌ها و شهروندان ایران‌زمین زیر آتش تورم لجام‌گسیخته و سرسخت ذره‌ذره آب می‌شود و از قد و قامت آنها کاسته می‌شود. شهروندان ایرانی حالا به این نتیجه رسیده‌اند با ادامه این وضعیت تورمی دیگر ایران جای ماندن نیست و هرکس با هر میزان تخصص و با هر میزان دارایی‌، ریسک مهاجرت را بردوش گرفته و می‌خواهد برود. بسیاری از جوانان ایرانی با توجه به نرخ تورم موجود و میزان مزدهایی که در شروع کار به آنها پیشنهاد می‌شود عطای کار را بر لقایش بخشیده و هرگز شوقی به داشتن شغل‌های کم‌درآمد نشان نمی‌دهند. سهامداران و مدیران و مالکان بنگاه‌های اقتصادی هر روز بیشتر از روز پیش خشمگین و مستاصل شده و از اینکه دولت و دیگر مسوولان راهی برای مهار تورم نمی‌یابند سرسام گرفته‌اند. از سوی دیگر وعده‌های دولت و مجلس بر این اساس که با استفاده از توانایی‌های داخلی تحریم را بی‌اثر می‌کنیم به فرجام نمی‌رسند و به گمان بیشتر اقتصاددانان اینجا همان پاشنه آشیل مهار تورم است.

تحریم‌های اقتصادی علیه نظام جمهوری اسلامی طولانی شده است و همین مساله دلیل اصلی ایستادگی نرخ تورم در عددهای بالا است، به این معنی که نهاد دولت بدون اینکه جرات کند دست به ترکیب هزینه‌های بودجه بزند و آنها را منطقی و براساس میزان درآمدهای واقعی کند بر درآمدهای رویایی در بودجه می‌افزاید. دولت چرا باور نمی‌کند کمبود درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام به دلیل ادامه تحریم‌ها بودجه را نامتوازن کرده و دولت با راهبرد تامین هزینه‌های مندرج در قانون بودجه به هر دری می‌زند تا کسری بودجه را جبران کند و بسیاری از این درهایی که باز می‌شوند به روی تورم باز می‌شوند. از سوی دیگر به دلیل ادامه تحریم‌ها و به دلیل اینکه ایران نمی‌تواند از هیچ نهاد بین‌المللی یا کشورهای دیگر برای یک مدت قرض بگیرد، بازار ارز از تعادل خارج شده و در کمتر از دو سال قیمت هر دلار بیشتر از دو برابر شده و همین مقوله نیز به افزایش نرخ تورم دامن می‌زند. رسانه‌های هوادار دولت‌، اقتصاددانانی که سنگ دولت سیزدهم را به سینه می‌زنند، مدیران دولت و اعضای مجلس قانونگذاری و نیز احزاب و گروه‌های سیاسی هوادار دولت چشم‌ها را بر این مقوله بسته و پی در پی آدرس عوضی می‌دهند.