گره کور ارزی در دوره جنگ مبهم
آن گروه از بازرگانان ایرانی که در نشست روز یکشنبه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران حاضر بودند در دو نوبت و در بخش مطالبات یکدقیقهای این نشست که از چندسال پیش مرسوم شده است تا جایی که میتوانستند سیاستهای ارزی بانک مرکزی را زیر تیغ گرفتند.
از همه کسانی که فرصت بهدست آوردند تا در این بخش چیزی بگویند که روی هم ۱۰نفر شدند شاید بدون اغراق ۸۰درصد بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از عبدالناصر همتی رییس بانک مرکزی گلایه کرده و از مقامهای بالادست او خواستند فکری به حال بانک مرکزی کند. بیشتر انتقادها این بود که بانک مرکزی عهدشکنی کرده و سیاست ارزی که خود ارائه داده را بدون اخطار قبلی کنار میگذارد، تصمیم تازهای میگیرد و با این رفتار خود بیثباتی را به میان فعالیتهای اقتصادی اعم از تولید یا تجارت برده و بلاتکلیفی ایجاد میکند. بازرگانها باور دارند این رفتار عجیب از سوی بانک مرکزی همه برنامه فعالان اقتصادی در این شرایط دشوار فعالیت را از تعادل خارج میکند.
بازرگانی گفت: بانک مرکزی دستور میدهد ارز بهدست آمده از صادرات باید به بانک مرکزی برگردد ولی در تحویل گرفتن ارز سد راه میسازد و من صادرکننده نمیدانم چه کنم. بازرگان دیگری گفت: در حالی که برای انجام تعهد ارزی قراری گذاشته شده بود که درصدی از ارز به بانک مرکزی داده شود این نهاد بدون اطلاع درصد ارز الزامی برای پرداخت را افزایش داده است.
یکی از اعضای هیاترییسه که مسوولیت تنظیم وقت برای اعضای هیاتمدیره را برعهده داشت خطاب به بازرگانان گفت: میدانم اگر ساز رفتارهای بازدارنده بانک مرکزی کوک شود تا ساعتها میتوان این ساز را نواخت و میخواست بحث را جمع کند.
نکته جالب این بود که این سخنان در حضور رییس سازمان توسعه تجارت بر زبان میآمد و اکثریت بازرگانان از او میخواستند به رییس بانک مرکزی هشدار دهد و از منافع تجار حمایت کند اما این مقام تجاری نیز دلخوشی نداشت و از بازرگانان خواست به مقامهای بالاتر گزارش کنند.
چرا چنین شده است؟ آیا ریاست بانک مرکزی با تجارت خارجی مخالفت دارد؟ آیا او میخواهد راه رانتخواری را ببندد؟ آیا رییس بانک مرکزی به فعالیت معاونان و مدیران پایینتر از خود اشراف ندارد؟
آیا وی نمیداند در این وضعیت کشور هر دلار صادراتی چقدر ارزش دارد؟ بدون چون و چرا رییس بانک مرکزی که در دولت حسن روحانی نیز با هجوم بازرگانان و صنعتگران روبهرو شده بود نیک میداند چه میکند. او اما این را هم میداند که سیاست ارزی کشور تابعی از تحولات سیاست خارجی است و تا روزی که سیاست خارجی جمهوری اسلامی روندی بهسوی جنگ در پیش دارد این سیاستهای نوسانی در مسائل ارزی باقی خواهد ماند.
بانک مرکزی برای تعادل در عرضه و تقاضای ارز زیر فشار شدید تقاضاهای واقعی و زورمند، جزو بخش بازرگانی است. دفاع و امنیت ارز میخواهد و باید پرداخت شود، تامین کالای اساسی ارز میخواهد و این نیز یک ضرورت اجتنابناپذیر است و…
بانک مرکزی زیر فشار جنگ است و بازرگانان نیز همینطور و نیز شهروندان کشور. حقیقت این است که درآمد ارزی با فاصله روزبهروز گسترشیابنده با هزینههای ارزی حرکت میکند. باید این داستان فهمیده شود.