نخستین کسی در تاریخ ایران که این گزاره را—آن هم با سند و شاهد—به دست روزگار سپرد، عبدالحسین خان تیمورتاش بود؛ وزیر دربار دوره پهلوی اول؛ همان کسی که سرانجام، قربانی شیوه‌ای شد که خودش پایه‌گذاری‌اش کرده بود. او به شاه قزاق آموخت که برای کنار زدن رقیب، لزوماً نباید دست به شمشیر برد یا پای کشتار وسط باشد؛ همین که «بدنامش کنی» معمولاً کافی است. در این منطق، تنها لازم است برچسب «خیانت» را به کسی بچسبانی؛ درست مثل جایی که شایعه، بی‌نیاز از مدرک و سند، خودش را تبدیل می‌کند به تبر برنده‌ای که راه را می‌بندد. و از همه جالب‌تر آن‌که تیمورتاش در اوج اقتدار، دقیقاً زیر همین چرخِ شایعهِ خیانت قربانی شد.

در گفت‌وگوهای اهل سیاست، یک ضرب‌المثل قدیمی حسابی جا افتاده: آدم برای اینکه به مقصد برسد باید سه زیپ را تا انتها بکشد؛ زیپِ دهان، زیپِ جیب و زیپِ شلوار. یعنی کمتر حرف بزند، کمتر پول بگیرد و البته نگذارد فکری از سر راهِ وسوسه‌ها عبور کند؛ همان ضرب‌المثلی که می‌گوید «فیلش یاد هندوستان نیفتد». خیال می‌کردیم چنین فرهنگِ احتیاط‌محورِ نهان‌کاری، فقط در شرق و در فرهنگ‌هایی شبیه به آن ریشه دارد، اما انگار در غرب هم بی‌راهه‌نشینانِ مشابه پیدا می‌شوند؛ حالا هم می‌بینیم رئیس فیفا دقیقاً به همان سرنوشت دچار شده است.

همه با ماجرای جیانی اینفانتینو و داستان‌هایی که دور و برش شکل گرفت، آشنا هستند: از پیشنهادهایی که بوی فروش سهامِ درآمدهای جام جهانی را می‌داد تا ماجرای پیوندهای مالی با شرکتِ برادر دامادِ ترامپ؛ و از آن طرف مخالفت‌هایی که در گوشه و کنار جهان سر برآورد و در نهایت کار را به پس گرفتن طرحش کشاند. رقیبانی که سال‌ها دنبال فرصتی بودند تا او را از مسیر کنار بزنند، نه عقب‌نشینی او را پذیرفتند و نه با عذرخواهی‌های اخیر آرام گرفتند. بعد از جلسه‌ای که در مراکش برگزار شد، همه دست به دست هم دادند تا راهی بیابند برای برداشتنِ اینفانتینو. اگر چنین اتفاقی در ایران رخ می‌داد، احتمالاً مرحله بعد از اتهام مالی، برچسب «خیانت در زندگی خصوصی» می‌شد؛ و تازه با تعجب می‌شود دید که دقیقاً در جهان غرب هم همین سناریو پیش آمده است. نتیجه‌اش هم این است که حالا در میان صدها گزارش هفتگی علیه اینفانتینو، یکی دیگر از همان زوایای زندگی شخصی‌اش به تیتر تبدیل شده است.

روزنامه تلگراف در یک گزارش مدعی شد که اتحادیه فوتبال اروپا، یوفا، در دوران دبیرکلی جیانی اینفانتینو، مبلغی شش‌رقمی را به‌عنوان حق‌السکوت به یکی از کارکنان سابق پرداخت کرده؛ همان کسی که تلگراف او را معشوقه ادعایی این مقام معرفی می‌کند. طبق روایتِ این گزارش، این زن در طول رابطه ادعایی خود با اینفانتینو (بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۶) توانست پله‌های ترقی را سریع‌تر از روال معمول طی کند و در ساختار اداری یوفا ارتقا پیدا کرد. همچنین گفته می‌شود وقتی کارش به پایان رسید و از این نهاد بیرون رفت، علاوه بر دریافت یک چک با رقم‌های شش‌گانه، هزینه‌های تحصیل در دوره MBA یک مدرسه عالی بازرگانی را نیز از یوفا دریافت کرده است. تلگراف اضافه می‌کند اینفانتینو—که متأهل است و چهار فرزند دارد—از نفوذش برای پیدا کردن شغل جدید برای او بهره برده. در همین حال، ادعا می‌شود میشل پلاتینی، رئیس وقت یوفا، پس از مطلع شدن از این موضوع، با اینفانتینو برخورد کرده و گفته است: «یا او، یا تو»! از سوی دیگر، یوفا هم در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرده است که اصل پرداخت مالی انجام شده را تأیید می‌کند و همچنین می‌پذیرد از ادعاهای مطرح‌شده درباره وجود رابطه میان این دو نفر آگاه بوده است.

با این حال، سخنگوی فیفا همه این اتهام‌های اثبات‌نشده را با شدت رد کرده و آن‌ها را «افتراآمیز» می‌خواند. اما یک واقعیت تلخ هم هست: دست‌کم در ایران، شایعه معمولاً برای اثر گذاشتن نیازی به اثبات ندارد؛ همان‌قدر که زمزمه‌ای شکل بگیرد، کار خودش را می‌کند و کلکِ طرف را می‌کَند. حالا باید دید در غرب، این ماجرا دقیقاً چه مسیر و چه سرانجامی خواهد داشت و آیا اینفانتینو می‌تواند از این پیچِ تازهِ ماجرا سالم بیرون بیاید یا نه.

در همین ارتباط:

  • رسوایی اینفانتینو؟ اتهام سنگین به رئیس فیفا با اشاره به یک معشوقه!
  • بیانیه روشن فیفا در حمایت از اینفانتینو؛ ادعاهای دروغ را تحمل نمی‌کنیم