غزال زیاری- اخیراً نیروی دریایی آمریکا به درخواست دونالد ترامپ، شروع به ارزیابیهای جامع فنی و عملیاتی نموده تا دریابد آیا امکان تغییر مکان قرارگیری برج فرماندهی و کنترل (که به نام جزیره شناخته میشود) در ناوهای هواپیمابر آینده کلاس جرالد فورد وجود دارد یا خیر. در حال حاضر، بخش جزیره در انتهای عرشه این ناوها قرار دارد، اما اکنون بحثهایی درباره احتمال انتقال آن به سمت جلو مطرح شده است.
این ارزیابیها به دلیل ابراز تمایل دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا برای تغییر طراحی این ناوها به شیوهای مشابه با ناوهای جنگ جهانی دوم، مانند USS Lexington، USS Yorktown و USS Essex آغاز شد.
همزمان با این بازنگری در طراحی ناوهای آینده کلاس فورد، یک دستور دیگر نیز صادر شده است. بر اساس این دستور، نیروی دریایی آمریکا ملزم شده سامانه پرتاب الکترومغناطیسی هواپیما (EMALS) و آسانسورهای تسلیحاتی پیشرفته در ناو USS Doris Miller را با منجنیقهای بخار و سیستمهای هیدرولیک جایگزین نماید.
در ارزیابیهای قبلی، به این نتیجه رسیدند که انتقال این سازه بزرگ به نواحی دیگر ناو، چندین میلیارد دلار هزینه و تأخیرهای زیادی در پروژه ساخت بدنه ناوها که هرکدام بهتنهایی حدود ۲۲ میلیارد دلار برآورد میشود، به همراه خواهد داشت.
مهندسی طراحی ناو کلاس فورد
برای بهتر درک کردن ابعاد فنی این تغییر، مهم است که نگاهی به دلایل مهندسی طراحی اصلی کلاس فورد بیندازیم.
جزیره طراحی شده در ناو یواساس جرالد فورد (CVN-۷۸) بهطور تقریبی ۳۰ درصد نسبت به کلاس Nimitz کوچکتر بوده و ۴۲.۷ متر به سمت عقب و در بیرونیترین نقطه عرشه جای دارد. هدف از انتخاب این موقعیت ایجاد فضای کاری بزرگتر و پیوسته برای هواپیماها در بین منجنیقهای سینه، منجنیقهای عرضی، آسانسورهای هواپیما و جزیره است.
طراحان سه دلیل اصلی برای انتخاب انتهای ناو به عنوان مکان استقرار جزیره ارائه دادهاند:
۱- افزایش ظرفیت پارک هواپیماها در نزدیکی منجنیقها.
۲- کاهش تعداد و مسافت جابهجایی لازم برای جنگندهها پیش از پرتاب.
۳- دور کردن جریان هوای آشفته و باد ناشی از جزیره از ناحیه عملیاتی برای فرود و بازیابی هواپیماها.
با این حال، اگر جزیره ۴۲ متر به سمت جلو انتقال یابد، هرچند که مساحت کل عرشه پرواز کاهش نخواهد یافت، اما هزاران تن سازه و تجهیزات سنگین به ناحیهای از عرشه منتقل خواهد شد که ارزش حائز اهمیتی به دلیل نیاز به فضای باز و پیوسته برای انجام عملیات پروازی فشردهای که در آنجا انجام میشود، دارد.
ناوهای کلاس فورد به دلیل طراحی فعلی خود، اجازه میدهند که جنگندهها در فضای وسیع جلوی جزیره پارک کرده، مورد بازرسی، سوختگیری و تجهیز شوند و سپس بدون نیاز به دور زدن برج فرماندهی به سمت منجنیقهای سینه یا عرضی هدایت شوند.
ولی در یک طراحی مرکزی، بخش بزرگتری از بالگردها و جنگندههای ناو باید در پشت جزیره نسبت به موقعیتهای پرتاب قرار گیرند. در طول عملیاتهای همزمان پرتاب و فرود، این هواپیماها نمیتوانند بهراحتی و به صورت مورب از میان فضاهای خالی عبور کنند؛ چرا که ناحیه فرود زاویهدار نیازمند این است که همواره پاک و خالی باقی بماند.
هدف از طراحی فعلی در کلاس فورد کاهش این مشکلات هندسی بوده است؛ بهطوری که هواپیماها در جلوی جزیره متمرکز میشوند تا مسیر حرکت به سمت منجنیقها به حداقل برسد و تداخل کمتری با عملیات بازیابی ایجاد شود.
انتخاب بخش عقبی برای جزیره جرالد فورد
عملیات پرواز و فرود هواپیماها تحت تأثیر عوامل مختلفی از الزامات عددی و آیرودینامیکی قرار دارد و به همین دلیل جزیره کلاس فورد به سمت عقب جابهجا شده است تا باد آیرودینامیکی و اختلالات جریان هوای ناشی از آن، دکلها و آنتنها در فاصلهای دورتر از هواپیماهایی که به عرشه فرود زاویهدار نزدیک میشوند قرار بگیرند. این طراحی احتمال تأثیر جریان هوای آشفته بر پرندهها در لحظات حساس قبل از فرود را کاهش میدهد.
مسئله این نیست که یک جزیره موجب ایجاد توربولانس میشود، بلکه چگونگی قرارگیری این باد در شرایط مختلف وزش باد و شدت آن در زمان عبور از مسیر نزدیک شدن به فرود از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. اکنون جابهجایی جزیره به سمت جلو، به اندازه چند ده متر، رابطه این جریان آشفته را با ناحیه فرود دگرگون کرده و نیاز به انجام محاسبات دینامیک سیالات محاسباتی، آزمایشات تونل باد و اعتبارسنجی پروازی در سرعتها و زوایای مختلف باد نسبت به عرشه خواهد داشت.
علاوه بر این و با توجه به این که فرودهای مدرن در ناوها با فواصل زمانی بسیار کوتاهی انجام میشوند، حتی یک تغییر کوچک که ممکن است نیاز به اصلاحات فرود داشته باشد یا فاصله بیشتری بین هواپیماها را ایجاب کند، میتواند موجب کاهش توان عملیاتی بازیابی گردد.
چگونه میتوان جای جزیره را تغییر داد
بازسازی جزیره در زیر عرشه پرواز به مراتب پیچیدهتر از صرفاً بریدن پایههای آن و نصب آن در مکانی جلوتر خواهد بود.
با توجه به اینکه هر جزیره شامل پل فرماندهی، کنترل اولیه پرواز، فضاهای فرماندهی، تجهیزات ارتباطی، ناوبری، حسگرها، آنتنها و فضاهای پرسنلی است که همگی به انرژی الکتریکی، اتصالات داده، سیستمهای خنک کننده با آب سرد و خدمات دیگر وابستهاند، انتقال این کارکردها به جای دیگری از عرشه نیازمند ایجاد مجاری عمودی و مسیرهای جدید کابلکشی از داخل فضاهای داخلی ناو است. مسلماً این مجاری و مسیرها از پیش براساس یک ساختار ثابت طراحی و ایجاد شدهاند.
سازه عرشه پرواز در زیر موقعیت جدید پیشنهادی بارهای زیادی را تحمل مینماید و از سوی دیگر، موقعیت اصلی پس از جابجایی جزیره به بازسازی ساختاری و طراحی جدید هوانوردی نیاز خواهد داشت. زیرا جزیره وزنی قابل توجه از فولاد و تجهیزات را در ارتفاع بالایی از خط آب قرار میدهد، جابجایی طولی آن توزیع وزن طولی کشتی را تغییر خواهد داد و به همین علت باید در محاسبات پایداری و بارگذاری در نظر گرفته شود.
معضل جابجایی آنتنها
علاوه بر مسئلهی جابجایی جزیره، لازم است در مورد جابهجایی آنتنها نیز تدابیری اندیشیده شود؛ زیرا تغییر موقعیت آرایههای راداری، آنتنهای ارتباطی و سایر فرستندهها، بخشهای خط دید، ماسک فیزیکی و روابط الکترومغناطیسی میان سیستمها را دچار تغییر میکند و همچنین خروجیهای اگزوز، تهویه و ورودیهای هوا نیز نیاز به بازنگری خواهند داشت تا گازها و حرارت شرایط نامطلوبی برای عرشه پرواز یا حسگرها ایجاد نکنند.
در نهایت، میتوان بهطور قاطع گفت که تغییر محل جزیره در چنین ناوهایی بههیچ وجه تنها یک تغییر ظاهری سطحی نیست و به معنای ایجاد یک پیکربندی کاملاً جدید از کلاس فورد خواهد بود. به عبارت دیگر، درخواست ترامپ برای جا بهجایی جزیره در ناوهای هواپیمابر جرالد فورد، خواستهای غیر علمی و بدون تحقیق لازم است که صرفاً بر اساس خواسته شخصی او مطرح شده و به احتمال زیاد اجرای آن مستلزم هزینهای اضافی به میزان میلیونها دلار خواهد بود.
همچنین باید در نظر داشت که تغییر جزیره بر روی هر یک از این بدنهها میتواند نقشههای تکمیلشده، مسیرهای کابلکشی، طراحی تهویه و مواد خریداری شده را بیاعتبار کند. با توجه به هزینه ۲۲ میلیارد دلاری هر ناو جدید کلاس فورد، تنها اعمال یک تغییر طراحی با هزینهای معادل چند درصد اضافی ممکن است میلیاردها دلار هزینه به سازندگان تحمیل کند. علاوه بر این، این پروژهها با مشکل کمبود نیروی کار در صنعت و چالشهای بازگرداندن خطوط تولید منجنیقهای بخار روبرو هستند و سرانجام، با وجود خواسته ترامپ، هنوز هیچ شواهد فنی برای اثبات مزایای جابجایی جزیره به سمت جلو ارائه نشده است.
منبع: armyrecognition
۲۲۷۲۲۷
نظرات کاربران