علی نیکزاد نائب رئیس اول مجلس و نماینده مردم اردبیل، در گفت وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا، نظرات خود را در خصوص ادعای آمریکا مبنی بر محاصره اقتصادی ایران، با توجه به همجواری این کشور با ۱۵ کشور، بیان کرد: ادعای اینکه تحریم‌ها بی‌سابقه هستند، بیش از آنکه واقعیت‌ها را منعکس کند، بخشی از یک جنگ روانی به منظور تحت فشار قرار دادن ایران از سوی دشمن است. کشوری که با ۱۵ همسایه، دسترسی به دریاهای آزاد، و موقعیت استراتژیک در خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد و با مشرق و مغرب آسیا در ارتباط است، نمی‌توان به سادگی منزوی کرد.

او ادامه داد: در طول ۴ دهه اخیر، ایران تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار داشته و هر بار توانسته بسترهای جدیدی برای تجارت و همکاری‌های اقتصادی ایجاد کند. البته ما بر این نکته واقف هستیم که تحریم‌ها فشارهای اقتصادی نظیر خود را بر کشور تحمیل می‌کند و از دشواری‌های آن غافل نیستیم؛ اما باید بپذیریم که بین فشار و فلج نمودن یک کشور تفاوت‌ وجود دارد.

نیکزاد تصریح کرد: هدف دشمن این است که با بزرگ‌نمایی دامنه تحریم‌ها، این عقیده را القا کند که ایران هیچ راهی جز تسلیم ندارد؛ در حالی که پتانسیل‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشور و ارتباطات آن با همسایگان و قدرت‌های آسیایی، توانایی خنثی کردن بخش قابل توجهی از این فشارها را فراهم می‌آورد. از این رو، باید این ادعا را به‌عنوان همزمانی فشار اقتصادی و جنگ روانی برای برجسته‌سازی قدرت تحریم‌کننده به حساب آورد.

نائب رئیس مجلس در ارتباط با رویکرد وفاق دولت پزشکیان در مدیریت چالش‌های دو سال اخیر، خاطرنشان کرد: حقیقتاً رویکرد دولت سعی در مدیریت کشور را هدف قرار داده است. ایران در شرایطی با فشارهای اقتصادی، دو جنگ و تهدیدهای امنیتی مختلف مواجه بود که هرگونه اختلاف داخلی می‌توانست هزینه‌های بحران خارجی را به طرز چشمگیری افزایش دهد. وفاق بدین معناست که در مسائل کلیدی کشور، مخالفت‌های سیاسی به تقابل‌های بی‌پایان تبدیل نشود و همه گروه‌ها حفظ منافع ملی، یکپارچگی ارضی و اقتدار ایران را مقدم بر رقابت‌های جناحی بدانند.

او ادامه داد: توانایی کشور در حفظ ساختارهای خود در چنین شرایطی و ادامه مدیریت امور با وجود فشارهای سنگین، نشان دهنده این است که سرمایه اصلی ایران فقط امکانات مادی نیست، بلکه توان اجتماعی و سیاسی آن نیز برای ایستادگی در برابر چالش‌ها مؤثر است.

نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: از این دیدگاه، پیام این دو سال برای جامعه جهانی این است که فشار خارجی لزوماً منجر به زوال یا بی‌عملی ایران نمی‌شود. هرچه اختلافات در افق منافع ملی مدیریت شود، محاسبات طرف مقابل ناگزیر به تغییر خواهد بود؛ زیرا درمی‌یابد که با کشوری طرف است که در شرایط بحرانی دارای پتانسیل حفظ انسجام و بازسازی قدرت خود است.

لازم است تمایز میان توان ادامه جنگ و ضرورت آن قائل شویم/ جنگ به خودی خود یک هدف نیست

نیکزاد در خصوص عملکرد دولت در مدیریت بازار، تأمین به موقع کالاهای اساسی، حفظ تأمین انرژی و پشتیبانی لجستیکی از نیروهای نظامی و انتظامی گفت: به نظرم دولت در یکی از دشوارترین مراحل کشور در زمینه‌های مهم، عملکرد شایسته‌ای از خود نشان داد. دشمن سعی داشت با ایجاد فشار اقتصادی و اختلال در زنجیره تأمین، زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد، اما با تدابیر صورت گرفته، تأمین کالاهای اساسی، سوخت و انرژی تداوم پیدا کرد و اجازه داده نشد کشور در حوزه‌های بنیادی به بی‌ثباتی و خلأ دچار شود. این وضعیت در شرایطی به وقوع پیوست که کشور همزمان با تهدیدهای امنیتی و فشارهای اقتصادی شدید، مواجه بود.

نائب رئیس مجلس شورای اسلامی یادآور شد: در زمینه پشتیبانی از نیروهای مسلح و انتظامی نیز باید ذکر کرد که نهادهای اجرایی کشور خود را موظف به تأمین نیازهای حیاتی و پشتیبانی از مجموعه‌های دفاعی و امنیتی می‌دانستند و این هماهنگی در شرایط بحرانی حفظ شد. البته ما نمی‌توانیم مشکلات اقتصادی و فشار معیشتی بر مردم را نادیده بگیریم؛ اما باید میان وجود مشکل و ناکامی در مدیریت بحران تمایز قائل شد.

او افزود: به نظر من، بزرگترین دستاورد این دوره این است که دشمن موفق نشد فشار خارجی را به فروپاشی مدیریت داخلی یا اختلال در ارکان حیاتی کشور تبدیل کند.

نیکزاد در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه تا چه زمانی می‌توانیم به جنگ ادامه دهیم؟ و در ارزیابی از گفته رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه «بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند، جنگ را به پایان برسانیم»، گفت:
باید بین توان ادامه جنگ و مصلحت آن تفاوت قائل شد. کشور شاید توان بیشتری برای مقاومت داشته باشد، اما جنگ به خودی خود یک هدف نیست؛ هدف اصلی، تأمین امنیت و منافع ملی است.

نائب رئیس اول مجلس افزود: شاخص صلح، خستگی از جنگ یا فشار اقتصادی نیست؛ بلکه دستاوردی است که از خاتمه آن به دست می‌آوریم. اگر انتهای جنگ به تأمین امنیت، کاهش فشارهای اقتصادی، حفظ منافع ملی و ثبت نتیجه‌ای روشن از مقاومت منجر گردد، باید از آن استقبال کنیم؛ اما اگر دشمن بخواهد از مذاکرات برای بازسازی قدرت و تحمیل شروط جدید استفاده کند، به طور حتم نباید دچار ساده‌انگاری شد. همان‌طور که در ادبیات رسمی اخیر نیز تأکید شده، مذاکرات و پایان جنگ با تسلیم تفاوت دارد و در عین حال که به سمت توافق حرکت می‌کنیم، باید آمادگی مقابله با هر گونه تعرضی را نیز حفظ کنیم.