تاریخ هوانوردی پر از ایده‌هایی است که به مرحله اجرا نرسیدند و یکی از این طرح‌ها، پیشنهاد شرکت لاکهید مبنی بر تبدیل جنگنده رپتور F-22 به بمب‌افکن پنهان‌کار FB-22 بود. در صورت عملیاتی شدن این بمب‌افکن توسط نیروی هوایی آمریکا، این امکان فراهم می‌شد که به‌عنوان یک نیروی ضربتی منطقه‌ای قوی استفاده گردد.

معرفی بمب‌افکن FB-22

در مقایسه با بمب‌افکن‌های قدیمی‌تر، FB-22 از قابلیت بقا بهتری برخوردار بود، هرچند که نسبت به بمب‌افکن‌های بزرگتری نظیر B-2 اسپریت یا B-21 ریدر، از نظر برد عملیاتی و ظرفیت حمل تسلیحات محدودتر بود. این بمب‌افکن ممکن بود پس از جنگ سرد به موفقیت‌هایی دست یابد، اما برای این کار نیاز به هزینه‌های هنگفتی داشت که ممکن بود به کاهش تعداد جنگنده‌های نیروی هوایی، ظرفیت تانکرها، و در نهایت برنامه B-21 ریدر منجر شود.

هزینه تخمینی پروژه FB-22 به حدود ۳۰ میلیارد دلار می‌رسید، که یکی از دلایل اصلی ناکامی این برنامه در راه‌اندازی بود.

FB-22، فراتر از یک رپتور

FB-22 صرفاً نسخه‌ای از رپتور F-22 با گنجایش بار بیشتر نبود. این بمب‌افکن طراحی شده از سوی لاکهید، بخش عمده‌ای از اویونیک و موتورهای F-22 را حفظ می‌کرد و در عین حال دارای بال‌های بزرگ‌تری برای افزایش ظرفیت سوخت، محفظه‌های تسلیحاتی وسیع‌تر و احتمالاً یک کابین دو نفره بود.

این بمب‌افکن از ویژگی‌های چابکی و قابلیت سوپرکروز جنگنده F-22 برای افزایش برد، پایداری و حمل داخلی تسلیحات و سوخت بهره‌ می‌برد. به‌گفته لاکهید، نتایج ارائه شده بر روی کاغذ شگفت‌انگیز به‌نظر می‌رسید: شعاع رزمی حدود ۱۸۰۰ مایل، توانایی حمل ۱۵۰۰۰ پوند تسلیحات در حین حفظ قابلیت رادارگریزی، و قابلیت حمل ۳۰ تا ۳۵ بمب کوچک قطر (SDB) که در مقایسه با تنها هشت بمب برای F-22 رپتور، بسیار بیشتر بود. همچنین FB-22 قابلیت حمل تسلیحات سنگین‌تری نظیر بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی و حتی بمب نفوذگر ۵۰۰۰ پوندی را داشت.

تغییر در چشم‌انداز قدرت

تامین حدود ۱۵۰ فروند FB-22 به نیروی هوایی آمریکا قابلیت‌هایی اعطا می‌کرد که هم‌اکنون با آن مواجه است: یک جنگنده پنهان‌کار تهاجمی که می‌توانست به سرعت وارد عمل شود، به‌خوبی از خود در برابر تهدیدات دفاع کند، و امکان حمله به اهداف مختلف را از پایگاه‌های دور از منطقه جنگ مهیا سازد.

این قابلیت به‌خصوص در اقیانوس آرام غربی و اروپا حائز اهمیت بود. یک بمب‌افکن با برد متوسط که قادر به نفوذ به حریم هوایی ایمن بود، می‌توانست مکمل موشک‌اندازهای دوربرد بشود. این بمب‌افکن به‌راحتی می‌توانست سیستم‌های پدافند هوایی متحرک را هدف قرار داده و به مراکز فرماندهی حمله کند، همچنین اهداف جدیدی را که پس از حمله اولیه نمایان می‌شوند، نابود سازد. قابلیت موشک‌های هوا به هوا و سرعت این بمب‌افکن سبب می‌شد که به حداقل نیاز به اسکورت در برابر تهدیدات دشمن در مقایسه با B-2 داشته باشد.

دستاورد قابل توجه برای نیروی هوایی آمریکا، سرکوب و از بین بردن سیستم‌های پدافند هوایی دشمن بود. در صورت درگیری با چین یا روسیه، این FB-22 می‌توانست به‌عنوان یک بمب‌افکن پنهان‌کار منطقه‌ای عمل کند و همچنین از فاصله‌ای مناسب بین نیروی بمب‌افکن‌های بین‌قاره‌ای و هواپیماهای تاکتیکی کوتاه‌برد قرار گیرد.

نیرویی قوی، اما با برد محدود

نیازهای عملیاتی نیروی هوایی در آن زمان به شعاع رزمی حدود ۲۵۰۰ مایل دریایی بود، اما در بهترین پیکربندی FB-22 بردی حدود ۷۰۰ مایل دریایی کمتر از این نیاز داشت. تحلیل‌های اخیر حاکی از آن است که بمب‌افکن‌های دوربرد کنونی توان عملیاتی بدون سوخت‌گیری بالای ۳۴۰۰ تا ۴۴۰۰ مایل دریایی دارند. این موضوع امروزه اهمیت بیشتری یافته است.

درگیری با چین فشار زیادی بر تانکرهای سوخت‌رسان وارد کرده و پایگاه‌های منطقه‌ای را به تهدید موشکی دچار می‌سازد. نیروی FB-22 برای دسترسی به فرودگاه‌های اولیه یا میانی و سوخت‌گیری هوایی به امکانات چشمگیری نیاز داشت؛ زیرساخت‌هایی که دشمن به‌دنبال مختل‌سازی آنها بود. از این رو ممکن بود تبدیل به یک هواپیما زیبا در یک معماری پایگاهی گردد که اکنون امنیت کمتری دارد.

معامله در تدارکات

سوال کلیدی در این فرضیه این بود که نیروی هوایی آمریکا چه چیزهایی را باید برای پیشبرد FB-22 فدای می‌کرد. در نهایت، تولید جنگنده F-22 به ۱۸۷ فروند محدود شد که این تعداد بسیار کمتر از برآوردهای اولیه بود و تهیه FB-22 احتمالاً با برنامه F-22 رپتور در تامین مالی محدود نیروی هوایی و حمله‌های دوربرد در تعارض بود.

یک تصمیم معقول می‌توانست شامل یک خرید محدود از دو بال هوایی باشد تا پایه صنعتی F-22 گرم نگه داشته شود، از حسگرها و رادارگریزی آن بهره‌برداری شود و پلی به سمت یک بمب‌افکن بعدی ایجاد گردد. اما شباهت‌های ادعایی ممکن بود به شدت مورد ارزیابی قرار گیرد. بال، یکپارچه‌سازی تسلیحات، بارهای سازه‌ای، شکل‌دهی آیرودینامیکی و پوشش رادارگریز، این ایده را به یک برنامه توسعه‌ای مهم تبدیل می‌ساخت و نه به یک مشتق ارزان‌قیمت. بنابراین، B-21 ریدر ممکن بود دیرتر از حد انتظار وارد عمل شود، با تعداد محدودتر عرضه گردد یا با موانع سیاسی قوی‌تری روبرو شود.

این وضعیت بسیار ناگوار بود، چرا که ارزش اصلی B-21 تنها به رادارگریزی وابسته نیست، بلکه در ترکیبی از رادارگریزی، برد بلند، حجم داخلی بالا و عدم وابستگی به پایگاه‌های نزدیک نهفته است؛ همه ویژگی‌هایی که FB-22 قادر به ارائه کامل آنها نبود. نیروی هوایی آمریکا ممکن بود در دنیای FB-22 به ابزاری عملیاتی با قدرت محدود دست یابد که امکانات بسیار مهم استراتژیک B-21 را به تأخیر انداخته و به حداقل برساند. اگر چه FB-22 ممکن است در مراحل اولیه یک جنگ منطقه‌ای خطرناک‌تر به نظر برسد، اما در حقیقت قابلیت حمله دوربرد را برای نیروی هوایی آمریکا فراهم نمی‌ساخت.

اف 22 رپتور جنگنده