به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، هفته دولت امسال در شرایطی برگزار میشود که دولت چهاردهم با مجموعهای از مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه است؛ مشکلاتی که بخشی از آنها ریشه در سالهای گذشته دارد و بخشی نیز تحت تاثیر دو جنگ، فشارهای خارجی، تحریمها و شرایط جدید کشور ایجاد شده است.
در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد دولت نیز به یکی از موضوعات مهم فضای سیاسی کشور تبدیل شده است. دولت از یک سو تلاش میکند اقدامات و تصمیمهای خود را برای افکار عمومی توضیح دهد و از سوی دیگر، منتقدان و رقبای سیاسی آن، کاستیها و ضعفها را برجسته میکنند.
پیام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی اما یک چارچوب مشخص برای این مواجهه ترسیم کرده است؛ چارچوبی که در آن، نه مشکلات انکار میشوند و نه تضعیف دولت و ایجاد ناامیدی به عنوان نقد عملکرد پذیرفته میشود.
تقدیر از دولت در شرایط دشوار
در ابتدای پیام، از اقدامات شایسته دولت و بهویژه رئیسجمهور صادق و دلسوز تقدیر شده است؛ آن هم در شرایطی که کشور با آنچه در پیام، دسیسههای دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی، تشدید تحریمها و محاصرهها عنوان شده، مواجه است.
این بخش از پیام رهبر انقلاب، اهمیت ویژهای دارد زیرا عملکرد دولت را باید در متن شرایطی ارزیابی کرد که تصمیمگیری و اداره کشور را با محدودیتها و فشارهای مضاعف مواجه کرده است.
دولت چهاردهم در کنار مسائل روزمره اداره کشور، با مجموعهای از چالشهای انباشته اقتصادی و اجتماعی از تورم و فشار معیشتی گرفته تا ناترازیهای اقتصادی، مسائل تولید، سرمایهگذاری و آثار تحریمها نیز روبهروست.
از این منظر، تقدیر از اقدامات دولت را میتوان یک حمایت روشن از تلاشهای صورتگرفته برای اداره کشور در شرایط دشوار دانست؛ حمایتی که البته به معنای پایان مطالبهگری نیست بلکه مسئولیت دولت را برای ادامه مسیر و ارائه نتیجه بیشتر میکند.
یکی از مسائل مهم در فضای سیاسی، نحوه روایت عملکرد دولت است. دولتها باید پاسخگوی عملکرد خود باشند و مردم نیز وظیفه دارند درباره تصمیمها و سیاستهای دولت سؤال کنند اما میان نقد عملکرد و کوچکنمایی مجموعه اقدامات دولت فاصله وجود دارد.
وقتی عملکرد یک دولت از زاویه ضعفها روایت شود، بخشی از واقعیت نادیده گرفته میشود. از سوی دیگر، اگر دولت نیز تنها موفقیتها را ببیند و مشکلات را نادیده بگیرد، امکان اصلاح از بین میرود.
پیام رهبر انقلاب در این نقطه، مرز روشنی میان این دو رویکرد ترسیم کرده است. در پیام تاکید شده که ضعف، نقص و کمبود نیازمند روایت و برجستهسازی نیست بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای حل آن است. این جمله را میتوان به معنای تاکید بر عبور از سیاست برجستهسازی مشکل به سیاست حل مشکل دانست.
یعنی اگر در اقتصاد، تولید، انرژی، معیشت یا هر حوزه دیگری مشکلی وجود دارد، مسئله اصلی نباید این باشد که چه کسی بهتر میتواند آن مشکل را در فضای عمومی برجسته کند؛ مسئله باید این باشد که چه برنامهای برای حل آن وجود دارد.
هشدار درباره ناامیدی؛ روایت قدرت، نه انکار ضعف
بخش دیگری از پیام، به مسئله امید اجتماعی مربوط است. رهبر انقلاب نسبت به سخنان ناامیدکننده و تضعیفکننده انگیزههای ملی و عمومی هشدار دادهاند و تاکید کردهاند که گاه حتی بیان صادقانه ضعفها میتواند به دشمنی که نیازمند روحیه است، کمک کند.
این بخش را نمیتوان به معنای ممنوعیت نقد دانست زیرا بدون دیدن ضعفها امکان اصلاح وجود ندارد. مسئله، نوع روایت و نتیجهای است که از بیان ضعفها حاصل میشود.
در شرایطی که کشور با فشار خارجی و مسائل اقتصادی مواجه است، جامعه بیش از هر زمان دیگری به تصویری واقعی از تواناییهای خود نیاز دارد. تصویری که در آن مشکلات دیده شوند اما ظرفیتهای کشور نیز فراموش نشوند. به همین دلیل است که در پیام رهبر انقلاب، بر ضرورت تبیین و روایت قدرت و قوت ایران تاکید شده است.
روایت قدرت ایران به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست. اتفاقا کنار هم قرار گرفتن دو گزاره در پیام، این نکته را روشن میکند و آن اینکه ضعفها باید حل و قوتها باید روایت شوند.
ایران ظرفیتهای گستردهای در حوزههای مختلف از نیروی انسانی متخصص و ظرفیتهای علمی و فناورانه گرفته تا منابع طبیعی، زیرساختهای صنعتی و بازار داخلی دارد. مسئله این است که این ظرفیتها تا چه اندازه به قدرت واقعی اقتصادی و اجتماعی تبدیل شدهاند.
از این منظر، روایت قدرت زمانی میتواند برای جامعه امیدآفرین باشد که پشتوانه آن عملکرد واقعی باشد. افزایش تولید، توسعه فناوری، ایجاد اشتغال، بهبود خدمات و کاهش فشارهای اقتصادی، همان نقاطی هستند که میتوانند روایت قدرت را از یک گزاره رسانهای به یک تجربه ملموس برای مردم تبدیل کنند.
یک هشدار صریح درباره انسجام اجتماعی
اما شاید مهمترین بخش پیام، تاکید صریح بر انسجام اجتماعی باشد. رهبر انقلاب در این پیام اعلام کردهاند: «قاطعانه اعلام میکنم؛ ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.»
این جمله در کنار هشدار درباره دوگانهسازیهای موهوم و سخنان ناامیدکننده، معنای روشنی برای فضای سیاسی کشور دارد. رقابت سیاسی میتواند وجود داشته باشد، نقد دولت میتواند جدی باشد و رسانهها میتوانند عملکرد مسئولان را زیر سؤال ببرند اما این رقابت نباید به شکاف اجتماعی تبدیل شود.
زیرا در شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی و خارجی مواجه است، ایجاد شکافهای تازه در جامعه میتواند هزینههای بیشتری به کشور تحمیل کند. به همین دلیل، انسجام اجتماعی یک موضوع سیاسی یا شعاری نیست بلکه بخشی از ظرفیت کشور برای عبور از بحرانهاست.
از سوی دیگر، جامعهای که اعتماد و همبستگی بیشتری دارد، تصمیمهای دشوار را راحتتر میپذیرد و دولت نیز امکان بیشتری برای اجرای اصلاحات خواهد داشت.
یکی از برداشتهای مهم از این بخش پیام آن است که اختلاف نظر نباید با تفرقه یکی گرفته شود. کشور به نقد و گفتوگو نیاز دارد، دولت نیز بدون نقد کارشناسی نمیتواند عملکرد خود را اصلاح کند اما اختلاف سیاسی زمانی به مسئله تبدیل میشود که از چارچوب رقابت خارج شده و به تخریب سرمایه اجتماعی منجر شود.
در واقع، میتوان میان سه سطح نقد سیاستهای دولت، رقابت سیاسی بر سر کارآمدی و برنامهها و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت یا میان گروههای مختلف جامعه. تفاوت قائل شد.
آنچه در پیام بر آن تاکید شده، ضرورت جلوگیری از سطح سوم است. در این چارچوب، میتوان نقد کرد، اما باید راهحل نیز ارائه داد.
در کنار مسائل اجتماعی و سیاسی، پیام رهبری توجه ویژهای به اقتصاد دارد کلید اصلی حل زنجیره چالشهای اقتصادی ـ معیشتی، تکیه هرچه بیشتر بر تولید داخلی عنوان شده است. این تاکید در شرایطی مطرح میشود که بخش مهمی از مشکلات اقتصادی کشور به مسائل ساختاری، کاهش بهرهوری، محدودیت سرمایهگذاری، تورم و فشارهای خارجی مرتبط است.
تولید داخلی میتواند همزمان چند هدف شامل افزایش اشتغال، کاهش وابستگی، تقویت درآمد و ایجاد ظرفیت بیشتر برای مقابله با فشارهای خارجی را دنبال کند اما تولید تنها با دستور رشد نمیکند و به سرمایه، فناوری، نیروی انسانی متخصص و محیط مناسب کسبوکار نیاز دارد. از همین رو، تاکید پیام بر استفاده از متخصصان و فناوران و بهرهگیری از فناوریها و نوآوریها، مکمل نسخه اقتصادی آن است.
دولت و میدان دادن به متخصصان
در این میان، یکی از چالشهای اقتصاد ایران، فاصله میان ظرفیت علمی کشور و استفاده واقعی از این ظرفیتهاست.
دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، متخصصان و فعالان بخش خصوصی ظرفیتهایی هستند که میتوانند بخشی از مسائل کشور را حل کنند به شرط آنکه در فرآیند تصمیمگیری و اجرا، میدان بیشتری برای آنها ایجاد شود.
دولت در این میان میتواند نقش تسهیلگر را داشته باشد به جای آنکه مدیریت همه امور، زمینه حضور و اثرگذاری متخصصان و بخش خصوصی را فراهم کند.
اگر قرار است ایران هرچه قویتر شود، این قدرت باید از دل ظرفیتهای واقعی کشور ساخته شود؛ ظرفیتهایی که بخشی از آنها در نیروی انسانی، علم، فناوری و تولید قرار دارد.
فرهنگ؛ ضلع دیگر قدرت ایران
پیام هفته دولت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای تنها به سیاست و اقتصاد محدود نشده و بر توجه راهبردی به فرهنگ و تعلیم و تربیت نیز تاکید شده است.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که حل مشکلات کشور فقط با تصمیم اقتصادی یا سیاسی امکانپذیر نیست و جامعه برای عبور از بحرانهای پیچیده به سرمایه انسانی و فرهنگی نیاز دارد. در همین چارچوب، نقش بانوان خانهدار در ساختن فرهنگ مطلوب آینده مورد توجه قرار گرفته است؛ تاکیدی که نقش خانواده را در شکلدهی به آینده جامعه برجسته میکند.
در واقع، اگر اقتصاد قرار است قدرتمند شود، نیروی انسانی توانمند لازم دارد و اگر جامعه قرار است منسجم بماند، سرمایه فرهنگی و اجتماعی آن باید تقویت شود.
در مجموع، پیام رهبر انقلاب را میتوان از یک منظر، ترکیبی از حمایت و مطالبه دانست.
حمایت از این جهت که از اقدامات دولت و رئیسجمهور تقدیر شده و تلاشهای آنها در شرایط دشوار مورد توجه قرار گرفته است. مطالبه از این جهت که در ادامه، دولت باید برای حل مسائل اقتصادی، تقویت تولید، استفاده از فناوری و حفظ امید اجتماعی، عملکرد مؤثرتری داشته باشد.
این حمایت در واقع مسئولیت دولت را بیشتر میکند. دولت نمیتواند به حمایت سیاسی تکیه کند بلکه باید خروجی این حمایت در زندگی مردم دیده شود.
فرصت هفته دولت برای تغییر رویکرد
پیام رهبر انقلاب، میتواند زمین بازی ارزیابی دولت را نیز تغییر دهد. به جای آنکه هفته دولت به فرصتی برای فهرست کردن پروژهها و دستاوردها تبدیل شود، میتوان آن را نقطه شروع یک گفتوگوی جدی درباره این سؤال قرار داد که دولت برای حل مسائل اصلی کشور چه کرده و چه برنامهای برای ادامه مسیر دارد؟
در این نگاه، عملکرد دولت نه باید کوچک شمرده شود و نه بیش از اندازه بزرگنمایی شود. واقعیتهای مثبت باید دیده شوند و ضعفها نیز باید با برنامه اصلاح شوند و این همان رویکردی است که میتواند میان حمایت از دولت و مطالبهگری تعادل ایجاد کند.
دولت در شرایط دشوار مشغول کار است و تلاشهای آن باید دیده شود؛ مشکلات کشور واقعیاند و باید برای آنها برنامه و اقدام داشت؛ روایت ضعف نباید جایگزین حل مسئله شود؛ ظرفیتهای ایران باید دیده و تقویت شوند و از همه مهمتر، رقابتهای سیاسی نباید به شکاف اجتماعی تبدیل شود.
در این میان، حمایت از دولت به معنای چشمپوشی از کاستیها نیست؛ همانطور که نقد دولت نیز نباید به معنای نادیده گرفتن تلاشها و دستاوردهای آن باشد.
در شرایط سخت، دولت باید برای حل مشکلات قویتر شود، جامعه باید منسجمتر بماند و رقابت سیاسی نباید به قیمت تضعیف ایران تمام شود.
دولت چهاردهم اکنون این پشتوانه را در اختیار دارد که تلاشهایش در بالاترین سطح مورد تقدیر قرار گرفته است. گام بعدی اما در میدان عمل برداشته میشود؛ جایی که حمایت باید به تصمیم، تصمیم به اقدام و اقدام به نتیجهای تبدیل شود که مردم بتوانند آن را در زندگی خود لمس کنند.
در سوی دیگر، جریانهای سیاسی و رسانهها نیز با یک مسئولیت روبهرو هستند. نقد کنند، مطالبهگر باشند و حتی عملکرد دولت را به چالش بکشند اما از تبدیل اختلاف سیاسی به شکاف اجتماعی پرهیز کنند چرا که در نهایت، تقویت دولت و حفظ انسجام جامعه دو مسیر جدا از هم نیستند؛ هر دو بخشی از مسیر قویتر شدن ایراناند.
نظرات کاربران