مهرناز کردفلاحت در گفتوگو با ایسنا، درباره تأثیر شوخیهای دوران کودکی بر روابط خواهر و برادر در سنین بزرگسالی تأکید کرد: برخلاف باورهای عمومی، این شوخیها صرفاً لحظاتی برای خندیدن محسوب نمیشوند بلکه به شکلگیری یک حافظه عاطفی مشترک میان خواهر و برادر کمک میکنند. کیفیت این تجربیات میتواند تعیینکننده میزان اعتماد، صمیمیت و احساس امنیت آنها در کنار هم در بزرگسالی باشد. اگر این شوخیها بر پایه احترام و همیاری متقابل ایجاد شده باشند، معمولاً در سالهای بعد به نقطه قوتی در روابط تبدیل میشوند. بسیاری از خواهر و برادرها، حتی پس از سالها جدایی، با یادآوری یک شوخی یا خاطرهای مشترک دوباره احساس نزدیکی را تجربه میکنند. این یادآوریها به نوعی سرمایه عاطفی تبدیل میشوند که در زمانهای دشوار یا زمانی که فشارهای زندگی پیش میآید، رابطه را حفظ میکنند؛ بهعکس، اگر پایهگذاری این شوخیها بر تحقیر یا شوخیهای یکطرفه باشد، تأثیرات آن معمولاً در بزرگسالی نیز باقی میماند.
تداوم نقشهای کودکی در بزرگسالی
وی افزود: افرادی که تحت چنین شرایطی قرار دارند ممکن است ظاهراً رابطهای عادی داشته باشند، اما هنوز هم در کنار خواهر یا برادر خود احساس احتیاط کنند یا نسبت به برخی از شوخیها واکنشهای تدافعی نشان دهند. جالب توجه است که این تجربیات به همان رابطه محدود نمیشوند و میتوانند بر نحوهٔ برقراری ارتباط فرد با دوستان یا همسر آینده نیز تأثیر بگذارند. نکتهای که در تحقیقات روانشناسی خانواده مشاهده میشود این است که نقشهای دوران کودکی بهراحتی از بین نمیروند. گاهی در جمعهای خانوادگی، الگوهای قدیمی مجدداً فعال میشوند و فردی که همیشه شوخیکننده یا هدف شوخی بوده، ناخودآگاه همان نقش را دوباره ایفا میکند.
وی ادامه داد: این بررسی نشان میدهد که شوخیهای کودکی تنها به عنوان یادآوریهایی خاطرهانگیز نیستند، بلکه بخشی از الگوهای پایدار در روابط آنها محسوب میشوند. البته این مسیر بهعنوان یک قاعده ثابت نیست. روابط میان خواهر و برادرها در سنین بزرگسالی دارای ظرفیت بالایی برای ترمیم و بهبودی هستند. زمانی که گفتوگو جای سوءتفاهمها را بگیرد و تجربیات مثبت جدید شکل گیرد، تعدادی از الگوهای قدیمی میتوانند اصلاح شوند. بنابراین میتوان گفت که شوخیهای دوران کودکی پایههای نخستین رابطه را پیریزی میکنند، اما سرنوشت نهایی آن را رقم نمیزنند.
یک روانشناس درباره شکلگیری شوخیهای رقابتی میان خواهر و برادر توضیح داد: این نوع شوخیها معمولاً از سنین ۵ تا ۷ سالگی تغییر شکل میدهند و اگر در این فرآیند همراه با مقایسه، نابرابری و تمسخر باشند، میتوانند به منبعی برای تنش، آسیبهای روانی و اختلال در مهارتهای ارتباطی کودکان تبدیل شوند؛ موضوعی که نقش والدین در مدیریت آن بسیار حائز اهمیت است.
وی ادامه داد: در این دوره، شوخیها بیشتر حالت رقابتی به خود میگیرند. اگر بخواهیم یک بازه سنی را بهعنوان آغاز رقابتیشدن شوخیهای خواهر و برادرها مشخص کنیم، باید به سنین ۵ تا ۷ سالگی اشاره کنیم. در این مرحله، کودک بهطور قابل توجهی خود را با خواهر یا برادرش مقایسه میکند و مسائلی مانند توجه والدین، برندهشدن در بازیها یا تواناییهای فردی برایش حائز اهمیت میشود. بنابراین شوخیها به تدریج از حالت بازی ساده فاصله میگیرند و برخی اوقات رنگ و بوی رقابت به خود میگیرند. با این حال، اوج این فرایند معمولاً در بازه سنی ۷ تا ۱۴ سالگی مشاهده میشود.
به گفته وی، در این سنین، کودک توانایی درک کنایهها و شوخیهای ظریفتر را پیدا میکند و همزمان مقایسههای اجتماعی نیز تقویت میشود. به همین دلیل شوخیها ممکن است به ابزاری برای نشان دادن برتری یا حتی بیان غیرمستقیم حسادت و رقابت تبدیل شوند. در اوایل نوجوانی، به دلیل حساسیت بیشتر نسبت به ظاهر، موفقیت تحصیلی و جایگاه اجتماعی، شوخی در این حوزهها تأثیر عمیقتری بر روابط میگذارد. البته سن بهتنهایی تعیینکننده نیست؛ فاصله سنی کم میان فرزندان، همجنس بودن آنها و بهویژه شیوه برخورد والدین نقش کلیدی در شکلگیری این رقابت ایفا میکند.
نقش فضای خانواده در تبدیل شوخی به تنش
کردفلاحت اظهار داشت: شوخیهای فراوان معمولاً به تقویت صمیمیت منجر میشوند، اما اگر فضای خانواده بر اساس مقایسه و رقابت بنا شده باشد، همین شوخیهای روزمره میتوانند به تدریج به منبعی برای تنش تبدیل شوند. آنچه شوخی را به حالت رقابتی در میآورد، تنها سن نیست، بلکه مرحله رشد شناختی کودک و فضایی است که این شوخیها در آن شکل میگیرند. از این رو میتوان گفت که آغاز این تغییرات از حدود ۵ تا ۷ سالگی است، اما حساسترین دوره برای تبدیل شوخی به رقابت پنهان معمولاً بین ۷ تا ۱۴ سالگی رخ میدهد.
تفاوتهای سنی و تغییر نقش شوخیها
کردفلاحت به تأثیر تفاوت سنی در نوع شوخیها و تعاملات بین خواهر و برادر اشاره نمود و گفت: تفاوت سنی در واقع تعیینکننده نقش شوخیها در روابط آنها است. هرچه فاصله سنی کمتر باشد، شوخیها معمولاً متقابلتر و رقابتیتر به نظر میرسند، زیرا هر دو کودک در مراحل رشدی مشابه قرار دارند و بیشتر با هم مقایسه میشوند، و مسائل مانند بازی، درس و جلب توجه والدین برای هر دو آنها از اهمیت بالایی برخوردار است. به همین دلیل، شوخی میتواند هم صمیمیت ایجاد کند و هم بستر رقابت را افزایش دهد.
وی همچنین تأکید کرد که وقتی فاصله سنی در حدود ۳ تا ۵ سال باشد، رابطه حالتی متفاوت به خود میگیرد و بیان کرد: عموماً خواهر یا برادر بزرگتر از نظر کلامی و شناختی قویتر است و شوخیها بیشتر جنبه آموزشی و الگو دهی میگیرند. کودک کوچکتر از طریق این تعاملات میآموزد چگونه شوخی کند، چگونه به شوخیها پاسخ دهد و مرزهای آن را بشناسد. اگر این رابطه با احترام توأم باشد، میتواند به رشد مهارتهای اجتماعی او کمک کند، اما در فاصلههای سنی بالای ۵ سال، شوخیها معمولاً حالت رقابتی کمتری دارند و رابطه بیشتر به سمت حمایت و مراقبت سوق پیدا میکند. در عین حال، یک چالش مهم بهوجود میآید و آن تفاوت در قدرت است.
این روانشناس ادامه داد: کودک بزرگتر معمولاً توانایی بیشتری برای استفاده از طنز و کنایه دارد، اما کودک کوچکتر همچنان ابزارهای شناختی و زبانی لازم برای پاسخدادن یا حتی درک کامل شوخیها را ندارد. بنابراین اگر والدین دقت نکنند، ممکن است شوخیها بهراحتی از حالت برابر خارج شده و برای کودک کوچکتر آزاردهنده شوند. به این ترتیب، فاصله سنی نه تنها میزان شوخیها را تغییر میدهد، بلکه نقش هر یک از فرزندان را نیز در رابطه مشخص میکند. در فاصله سنی کم، آنها بیشتر بهعنوان رقبای جدی و شریک بازی عمل میکنند؛ در فاصله سنی متوسط، یکی بیشتر نقش الگو را ایفا میکند؛ و در فاصله سنی زیاد، رابطه به سمت حمایت و مراقبت پیش میرود. درک این تفاوتها به والدین کمک میکند تا انتظارات واقعبینانهتری از تعاملات فرزندان خود داشته باشند و در عین حال از شکلگیری رقابت یا نابرابری در روابط جلوگیری کنند.
انتهای پیام
نظرات کاربران