رئیسجمهور پیش از عزیمت به نیویورک گفته است که صدای ملت ایران و واقعیتهای منطقه را به جهانیان خواهد رساند و از مظلومیت کودکان میناب و لامرد سخن خواهد گفت این یعنی ایران باید از مهمترین تریبون بینالمللی برای بیان واقعیتهایی استفاده کند که مستقیماً با امنیت، عزت و آینده مردم ایران ارتباط دارد.
اما دفاع از ایران فقط بیان مظلومیت نیست؛ منافع ملی زمانی تأمین میشود که روایت ایران به قدرت دیپلماتیک تبدیل شود.
ایران یک کشور معمولی در جغرافیای جهان نیست. پشتوانه ما فقط قدرت نظامی یا ظرفیتهای اقتصادی نیست؛ ایران یک تمدن تاریخی است. ما در حافظه تاریخی خود، هم هنر صلح و گفتوگو داریم و هم سابقه دفاع از سرزمین و حقوق خود.
ما اهل حمله به دیگران نیستیم؛ اما اهل واگذاری حقوق خود هم نیستیم.
این دو گزاره نباید در سیاست خارجی مقابل یکدیگر قرار گیرند. میتوان صلحطلب بود و مقتدرانه از منافع ملی دفاع کرد. میتوان اهل مذاکره بود و در عین حال، خطوط منافع ملی را با صراحت تعریف کرد.
از همین منظر، مذاکره نیز نوعی مبارزه است؛ مبارزهای سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک برای تأمین منافع ایران. پشت میز مذاکره، نماینده ایران باید با منطق، مستندات، قدرت و شناخت دقیق از طرف مقابل حاضر شود؛ نه برای تسلیم، بلکه برای گرفتن حداکثر امتیاز ممکن در چارچوب منافع ملی.
امروز مسئله مهمتر از یک مذاکره مشخص، جلوگیری از شکلگیری اجماع علیه ایران است.
دیپلماسی موفق فقط مذاکره با چند دولت نیست. باید با همسایگان، کشورهای منطقه، قدرتهای جهانی، سازمانهای بینالمللی، نخبگان و افکار عمومی جهان ارتباط برقرار کرد. اگر دیگران درباره ایران روایت خود را بسازند و ما فقط به واکنش اکتفا کنیم، بخشی از میدان را از دست دادهایم.
نیویورک باید محل فعال شدن دیپلماسی ایران باشد، نه صرفاً محل سخنرانی ایران.
هر دیدار، هر مذاکره و هر ابتکار دیپلماتیک باید یک سؤال روشن داشته باشد: سهم آن در تأمین منافع ملی ایران چیست؟
مردم ایران از سیاست خارجی یک انتظار روشن دارند: سیاست خارجی باید در نهایت به امنیت، ثبات، اقتصاد، سرمایهگذاری، کاهش فشار بر زندگی مردم و امید به آینده منجر شود.
منافع ملی مفهومی انتزاعی نیست. منافع ملی را باید در زندگی مردم دید؛ در سفره خانواده ایرانی، در آینده جوانان، در امنیت کودکان و در امکان ساختن آیندهای که فرزندان ایران بتوانند با امید در آن زندگی کنند.
از همین منظر، تصویر کودکان شهید میناب در آستانه آغاز سال تحصیلی، فقط یک روایت تلخ از جنگ نیست؛ یادآوری این حقیقت است که سیاست خارجی باید برای آینده انسانها باشد.
وقتی اول مهر فرا میرسد، مسئله اصلی ما باید این باشد که چگونه صدای زنگ مدرسه از صدای جنگ بلندتر شود.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک گفتمان تمدنساز ملی نیاز دارد؛ گفتمانی که نه بر نفی دیگران بنا شود و نه بر انفعال، بلکه بر عزت، عقلانیت، گفتوگو، منافع ملی و قدرت ایران تکیه کند.
ما باید مردانه از حقوق خود دفاع کنیم و مردانه نیز پشت میز مذاکره بنشینیم.
مذاکره ضعف نیست؛ اگر هدف آن دفاع از منافع ملت باشد، یکی از ابزارهای قدرت ملی است.
مسیر آینده ایران از تقابل دائمی نمیگذرد؛ همانطور که از امتیاز دادن یکطرفه نیز نمیگذرد. مسیر درست، استفاده همزمان از همه ظرفیتهای قدرت ملی است: انسجام داخلی، اقتصاد توانمند، دیپلماسی فعال، روابط منطقهای، قدرت دفاعی و سرمایه اجتماعی.
اگر میخواهیم در جهان شنیده شویم، ابتدا باید صدای ایران را بهدرستی روایت کنیم.
اگر میخواهیم اجماعی علیه ایران شکل نگیرد، باید پیش از شکلگیری آن، با جهان گفتوگو کنیم.
و اگر میخواهیم آینده ایران ساخته شود، باید سیاست خارجی را از یک موضوع صرفاً حاکمیتی به ابزار تأمین منافع مردم ایران تبدیل کنیم.
نیویورک یک فرصت است؛ فرصتی برای اینکه ایران فقط از خود دفاع نکند، بلکه برای آینده خود مذاکره کند.
آینده ایران را باید با عقلانیت، اقتدار، گفتوگو و حداکثرسازی منافع ملی ساخت؛ همان ایران تمدنسازی که در تاریخ خود بارها نشان داده است میتواند هم اهل صلح باشد و هم در دفاع از حق خود محکم بایستد.
**مشاور رئیس جمهور در امور تشکلها و احزاب
نظرات کاربران