به نقل از خبرنگار مهر، با افزایش بی‌سابقه مصرف سوخت و دغدغه‌های ناشی از ناترازی که مجدداً مسأله هزینه‌زای واردات بنزین را در کانون توجهات اقتصادی قرار داده، نگاه کارشناسان دوباره به خطوط عملیاتی صنعت پالایش کشور جلب شده است. به‌عبارتی، ریشه‌های اصلی چالش‌های موجود بیش از آنکه به کمبود ظرفیت فیزیکی برای دریافت نفت خام برگردد، ناشی از شکاف‌های عمیق فناوری و ساختارهای فرآیندی غیراپتیمال در تأسیسات پالایشی قدیمی است. به زبان ساده‌تر، عامل کلیدی در ایجاد توازن در تأمین سوخت، حجم پالایش روزانه نیست، بلکه کارایی برداشت فرآورده‌های باارزشی چون بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما از هر بشکه نفت خام می‌باشد، که باید با سهم محصولات کم‌ارزش و باقیمانده مانند مازوت مقایسه شود. در حالی که پالایشگاه‌های مدرن جهانی با استفاده از زنجیره‌ای از واحدهای تبدیل عمیق توانسته‌اند سهم نفت‌کوره را کاهش دهند، بخش زیادی از پالایشگاه‌های نفتی کشور به سبب فناوری‌های قدیمی خود همچنان حجم عمده‌ای از ورودی خود را به مازوت تبدیل می‌کنند که این امر نه‌تنها کیفیت و کمیت بنزین را پایین آورده، بلکه تراز مالی و زیست‌محیطی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

در مهندسی فرآیند و اقتصاد انرژی، مهم‌ترین قسمت زنجیره ارزش یک پالایشگاه به اصطلاح «ته بشکه» نامیده می‌شود؛ این اشاره دارد به برش‌های سنگین و هیدروکربن‌های پیچیده‌ای که پس از مراحل اولیه تقطیر اتمسفری و تقطیر در خلأ باقی می‌مانند. در پالایشگاه‌های سنتی که طراحی فنی آن‌ها بدون تغییرات اساسی در دهه‌های گذشته حفظ شده است، این بخش سنگین به‌ناچار به مخازن نفت‌کوره هدایت می‌شود و سهمی بیش از سی درصد از محصولات خروجی را تشکیل می‌دهد. در مقابل، فلسفه طراحی پالایشگاه‌های مدرن بر حداکثر کردن تبدیل این ترکیبات هیدروکربوری سنگین به فرآورده‌های سبک و پاک متمرکز است. از این‌رو، دو تأسیسات پالایشی با ظرفیت اسمی روزانه مشابه ممکن است خروجی‌هایی با ارزش اقتصادی کاملاً متفاوت داشته باشند؛ یکی با استفاده از فناوری‌های مدرن فرآوری و تصفیه، بنزینی با استانداردهای زیست‌محیطی سختگیرانه و با بالاترین ضریب بازدهی تولید می‌کند و دیگری به دلیل ماندن در مرزهای فناوری‌های اولیه، منابع قیمتی کشور را به شکل مازوتی با گوگرد بالا می‌سوزاند که این امر مصداق بارز هدررفت ارزش افزوده ثروت ملی محسوب می‌شود.

اصلاح نسبت ناپایدار بین بنزین و مازوت، نیازمند استقرار مجموعه‌ای از تأسیسات ثانویه و مکمل شامل واحدهای کاتالیستی، هیدروکراکینگ، هیدروتریتینگ و فناوری‌های کک‌سازی تأخیری است. هر یک از این واحدها نقش کلیدی در فرآیند ایفا می‌کنند؛ واحدهای شکست کاتالیستی می‌بایست مولکول‌های سنگین را تجزیه کرده و به اجزای باارزش بنزین تبدیل کنند، در حالی که فرآیندهای هیدروکراکینگ با گوگردزدایی عمیق، میان‌تقطیرهایی را تولید می‌کنند که بالاترین استانداردهای کیفی را رعایت می‌کنند و واحدهای کک‌سازی نیز مسائل ناشی از مدیریت ته‌مانده‌های سنگین را حل و فصل می‌کنند. عدم وجود یا محدودیت ظرفیت عملیاتی این فناوری‌ها در پالایشگاه‌های نفت خام کشور، دلیل عمده سهم بالای مازوت و کاهش معنادار شاخص‌های کیفی سوخت خروجی به شمار می‌آید. ساختار کنونی این پالایشگاه‌ها بدون به‌روزرسانی فناورانه، قابلیت لازم برای تولید مواد اکتان‌افزا و فرآورده‌های همگن با آروماتیک و بنزن کنترل‌شده را ندارد و این مسئله مستقیماً کیفیت نهایی بنزین تولیدی را کاهش داده است.

در این خصوص، امیرحسین رفیعی، کارشناس حوزه انرژی، در ارزیابی ریشه‌های این وضعیت اعلام کرد: چالش‌های ساختاری صنعت پالایش نفت در ایران تنها ناشی از کمیت فرآورش نیست، بلکه مسأله اصلی در آرایش غیربهینه فرآیندی نهفته است. تا زمانی که پروژه‌های تبدیل عمیق نظیر هیدروکراکینگ و بهبود ته‌مانده‌های سنگین در تأسیسات قدیمی به بهره‌برداری کامل نرسند، کشور در عمل بخش عمده‌ای از ارزش حرارتی و مالی نفت خام را به‌صورت مازوت ارزان‌قیمت از دست می‌دهد. این آرایش نامناسب نه تنها فشار زیادی بر تراز تأمین بنزین می‌آورد بلکه دست ما را در بازارهای بین‌المللی نیز می‌بندد و به دلیل کاهش تقاضای جهانی برای سوخت‌های سنگین پرگوگرد، صادرات مازوت را با تخفیف‌های بی‌نظیر و شکننده مواجه می‌سازد. به همین دلیل، حتی اگر ظرفیت دریافت نفت خام در این پالایشگاه‌ها افزایش یابد، در غیاب واحدهای پیچیده هیدروژنی، عمده محصول اضافی باز هم نفت‌کوره خواهد بود که در کنترل ناترازی بنزین تاثیری ندارد.

با وجود درک اهمیت غیرقابل‌انکار توسعه این تأسیسات، اقتصاد سیاسی نوسازی پالایشگاه‌ها سال‌هاست که با موانع ساختاری مواجه است. تأسیس واحدهای تبدیل عمیق پروژه‌هایی بسیار سنگین، فرآیندمحور و نیازمند میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری هستند که ساخت آن‌ها چندین سال زمان می‌برد و به کاتالیست‌های خاص و تأمین پایدار منابع هیدروژن نیاز دارد. در شرایط تحریم و درحالیکه دستیابی به خطوط اعتباری بین‌المللی و تجهیزات پیچیده با چالش‌های متعددی روبه‌رو است، این پروژه‌ها با تأخیرهای غیرمتعارف مواجه خواهند شد. علاوه بر فشارهای خارجی، فقدان سازوکار اقتصادی شفاف و پایدار در کشور، انگیزه پالایشگاه‌های واگذارشده را برای پذیرش ریسک این سرمایه‌گذاری‌ها سلب نموده است؛ زمانی که فرمول‌های قیمت‌گذاری خوراک و فرآورده، افق بازگشت سرمایه را سرشار از عدم قطعیت کرده و پاداش مستقیمی برای بهبود کیفی فرآورده پیش‌بینی نشود، هیئت‌مدیره این شرکت‌ها مزیتی در تزریق سرمایه به طرح‌های دیربازده برای بهبود کیفیت نخواهد دید.

پیامدهای این عدم سرمایه‌گذاری به زندگی روزمره شهروندان و شاخص‌های کلان اقتصادی منجر شده است. ناترازی مداوم بنزین سیاست‌گذاران را ناچار به اتخاذ تصمیم‌های دشوار بین صرف میلیاردها دلار منابع ارزی برای واردات سوخت یا اعمال تغییرات ناگهانی در متغیرهای قیمتی کرده است. هم‌زمان، افت کیفیت بنزین تولیدی تأسیسات قدیمی به افزایش آسیب‌های موتور خودروها، احتراق ناقص و تشدید انتشار گازهای آلاینده در شهرهای بزرگ دامن می‌زند. این معضل همراه با ورود به فصول سرد سال و ناترازی تأمین گاز طبیعی ابعاد خطرناک‌تری پیدا می‌کند؛ جایی که به‌دلیل انباشت ناگزیر نفت‌کوره در انبارهای پالایشی، نیروگاه‌ها به سمت سوختن مازوت گرایش پیدا می‌کنند و این منجر به شکل‌گیری بحران‌های شدید آلودگی هوایی و بار هزینه‌های سنگین بر دوش نظام سلامت عمومی کشور خواهد شد.

در نهایت، شکاف بازدهی و سهم غیرمتعارف مازوت در پالایشگاه‌های قدیمی کشور نشان‌دهنده تأخیر در بازتنظیم پارادایم توسعه صنعتی است. حل بنیادین مشکل کمبود بنزین و ارتقای کیفیت آن نه با اصرار بر مدل‌های گذشته تقطیر سنتی و افزایش بی‌هدف خوراک ورودی، بلکه به‌طور مشخص از طریق تجهیز پالایشگاه‌ها به فناوری‌های پیچیده تبدیل عمیق و بازطراحی سیاست‌های اقتصادی حاکم بر این بنگاه‌ها امکان‌پذیر خواهد بود. نادیده گرفتن نیاز به مدرنیزه کردن ساختار پالایشگاه‌های فرسوده به معنای آن است که بخش عمده‌ای از طلای سیاه کشور همچنان به‌عنوان کالایی کم‌ارزش و آلاینده به حراج گذاشته می‌شود و کشور در چرخه معیوب واردات پرهزینه سوخت سبک و مصرف آسیب‌زننده سوخت سنگین باقی خواهد ماند.