فرارو- اما اشفورد، دانشمند ارشد برنامه «بازتصور راهبرد کلان آمریکا» در مرکز استیمسون و نویسنده ستون در نشریه فارن پالیسی
به نقل از فرارو و بر اساس گزارشات نشریه فارن پالیسی، پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، به یکی از تأثیرگذارترین مقامات ارشد دولت دوم دونالد ترامپ تبدیل شده، در حالی که زمانی در واشنگتن بسیاری از تواناییهای او برای رهبری وزارت دفاع را مورد شک و تردید قرار میدادند. اما حوادث اخیر نشان داده که هگست نه تنها در ساختار دولت ترامپ باقی مانده بلکه نفوذ چشمگیری بر پنتاگون و استراتژیهای دفاعی ایالات متحده پیدا کرده است.
این تحول برای بسیاری غیرمنتظره بود. حتی منتقدانی که در ابتدا گمان میکردند هگست صرفاً یک چهره سمبلیک در دولت ترامپ خواهد بود، اکنون با وزیر دفاعی روبهرو هستند که تغییرات قابل توجهی در ساختار، فرهنگ سازمانی و حتی تعاریف مأموریت ارتش آمریکا ایجاد کرده است.
آغاز کار با تردیدهای گسترده
زمانی که ترامپ هگست را برای مقام وزارت دفاع معرفی کرد، سوابق او با شک و تردیدهای زیادی روبرو شد. اگرچه هگست تجربه نظامی داشت، اما در طول دوره خدمت خود به عنوان افسر ارشد شناخته نمیشد و پیش از ورود به وزارت دفاع نیز کار بدی در پنتاگون نداشت.
شهرت عمده او قبل از ورود به دولت به دلیل حضور طولانیمدتش در شبکه فاکسنیوز بود. جلسات تأیید صلاحیت او نیز نتوانست نگرانیها نسبت به تواناییهای مدیریتیاش را کاملاً برطرف کند. در این جلسات، سوالاتی درباره سابقه شغلی، مدیریت مالی و رفتار شخصی او مطرح شد و برخی منتقدان گمان میکردند که هگست در نهایت به یکی از وزرای کمنفوذ تبدیل خواهد شد.
هفتههای اولیه وزارتاش نیز به نظر میرسید این دیدگاه تقویت شود. تمرکز بر موضوعاتی نظیر استانداردهای آمادگی جسمانی، تولید محتوای رسانهای درباره تجهیزات نظامی و برخی تغییرات داخلی در پنتاگون موجب شد که عملکرد او بیشتر بهعنوان مجموعهای از اقدامات جنجالی در نظر گرفته شود، نه یک برنامه استراتژیک منسجم.
از حاشیهها تا تسلط بر پنتاگون
اما به آرامی، حاشیههای اولیه به تغییرات ساختاری تبدیل شد. هگست تعدادی از مقامات ارشد وزارت دفاع را برکنار کرد یا از ارتقاء آنها جلوگیری نمود؛ اقدامی که منتقدان آن را نشانهای از تلاش او برای پاکسازی مخالفان و افراد پرسشگر در داخل ساختار دفاعی دانستهاند.
بهطور کلی، بر اساس این تحلیل، حدود ۱۰ درصد از مقامات ارشد نظامی ایالات متحده یا از سمتهای خود کنار گذاشته شدهاند یا با موانع جدی برای ارتقاء مواجه شدهاند. یکی از نمونههای اخیر دن دریسکول، وزیر ارتش امریکا بود که روابط نزدیکی با جیدی ونس، معاون رئیسجمهور داشت و از او بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی برای جانشینی هگست نام برده میشد.
در این حین، هگست به دنبال تغییرات قابل توجهی در فرهنگ سازمانی ارتش بوده است. یکی از محورهای اصلی فعالیتهای او، مقابله با برنامههای مربوط به تنوع در نیروهای مسلح است. این روند به تغییر در مسیر ارتقاء فرماندهان نیز ختم شده و بر اساس تحلیلهای موجود، فهرستهای اخیر ارتقا عمدتاً به افراد مرد سفیدپوست محدود شدهاند.
جنگ فرهنگی در ارتش
بخش عمدهای از رویکرد هگست را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک دکترین ژئوپلیتیکی خاص توضیح داد. نویسنده اشاره میکند که دیدگاههای راهبردی او درباره نظم جهانی هنوز چندان روشن نیست، اما در زمینه سیاست داخلی ارتش، رویکردهای مشخصتری را از خود نشان میدهد.
هگست از محدودیتهای خدمت نیروهای تراجنسیتی حمایت کرده و در مورد حضور زنان در عملیات رزمی نیز سوالاتی را مطرح کرده است. او بر آمادگی جسمانی، استانداردهای ظاهری و قدرت رزمی نیروها تأکید میکند. بدین ترتیب، بخش از تغییرات مورد نظرش در ارتش، بیش از آنکه بر تعریف مجدد نقش آمریکا در نظام بینالملل تمرکز داشته باشد، با بازسازی فرهنگی و سازمانی نیروهای مسلح گره خورده است.
کاهش محدودیتهای عملیاتی و جنگ ایران
در سیاست خارجی، دو موضوع بیش از دیگر موارد با نام هگست پیوند خوردهاند. اول، تلاش برای کاهش محدودیتهای قواعد درگیری ارتش آمریکا است. هگست از مدتها قبل از ورود به دولت خواستار قواعد عملیاتی انعطافپذیرتر بوده و معتقد است که نیروهای آمریکایی نباید با مجموعهای از محدودیتهایی مواجه شوند که توانایی آنها را در میدان جنگ کاهش دهد.
دومین و مهمترین موضوع جنگ با ایران است. بر اساس تحلیلهای ارائه شده، این در حالی است که برخی دیگر از مقامهای ارشد دولت ترامپ درباره آغاز جنگی طولانی با ایران احتیاط بیشتری دارند، هگست نقش کلیدی در متقاعد کردن رئیسجمهور داشت که جنگ میتواند سریع و تعیینکننده باشد.
ادامه جنگ و موفقیتهای تاکتیکی ارتش آمریکا نیز بهنظر میرسد که ترامپ تاکنون اعتمادش به وزیر دفاع را حفظ کرده است. به همین دلیل، برخلاف انتظارات برخی ناظران، جنگ با ایران تبدیل به نقطه ضعفی برای جایگاه هگست در دولت نشده است.
چرا ترامپ همچنان به هگست اعتماد دارد؟
یکی از توضیحات مطرح شده در مقاله این است که میان شخصیت سیاسی ترامپ و سبک رفتار هگست شباهتهایی وجود دارد. هگست مانند ترامپ از منازعات فرهنگی استقبال میکند، با رسانههای منتقد با تهاجم برخورد میکند و به تصویر عمومی و نمایش سیاسی اهمیت زیادی میدهد.
از این منظر، هگست تنها یک وزیر دفاع معمولی نیست؛ او نمایندهای از همان سبک سیاسی است که ترامپ در صحنه سیاسی ایالات متحده دنبال کرده است. همین شباهت ممکن است یکی از دلایل حفظ شدهاش در دولت به شمار آید.
میراثی فراتر از دولت ترامپ
اما پرسش مهمتر این است که پیامدهای بلندمدت تغییرات هگست چه خواهند بود. منتقدان او بر این باورند که تغییرات وسیع در فرآیند ارتقای فرماندهان، تضعیف آموزش غیرنظامی در دانشکدههای جنگ و تمرکز بیش از حد بر افزایش قدرت کشندگی ارتش، ممکن است آثار خود را سالها پس از پایان دولت ترامپ نشان دهند. از این منظر، مسئله تنها عملکرد یک وزیر دفاع یا یک دولت نیست؛ بلکه تغییر در سازوکارهای داخلی ارتش میتواند بر ظرفیت آمریکا برای تربیت فرماندهان، تدوین استراتژی و حفظ توان نظامی در بلندمدت تأثیر بگذارد.
در نهایت، هگست از شخصیتی که بسیاری در ابتدا او را گزینهای کمتجربه و کمنفوذ میدانستند، به یکی از مهمترین بازیگران دولت دوم ترامپ تبدیل شده است. اینکه این نفوذ چه میراثی برای ارتش آمریکا به ارمغان خواهد آورد، به میزان پایداری تغییرات او و نتایج سیاستهایی بستگی دارد که در حال حاضر در پنتاگون در حال اجراست.
نظرات کاربران