طبق گزارش ایسنا، شروع سال تحصیلی به مراتب بیشتر از تهیه ملزومات مدرسه، به معنای ورود به دنیای جدیدی از روابط اجتماعی است؛ گاهی مشاهده میشود که کودک وقتی به مدرسه میرود، یک روز برمیگردد و بیان میکند «دیگه حرف نمیزنم!» یا «دیگه این لباس رو نمیپوشم!» یا حتی «دیگر اون خوراکی رو نمیبرم»، در حالی که احتمالاً در پس این تغییرات یک احساس نوین نهفته است؛ ترس از قضاوت دیگران.
بهعنوان مثال، زمانی که در مورد ظاهرش نظری میدهند؛ اعم از لباس، مدل مو، عینک و یا هر چیزی که وی را متفاوت از سایرین حس میکند، بجای اینکه بگوییم «به نظراتش اهمیت نده!»، میتوانیم بگوییم: «من درک میکنم وقتی در مورد ظاهرت نظر میدهند، ممکن است ناراحت شوی. آیا دوست داری درباره پاسخ مناسب در این موارد با هم فکر کنیم؟».
یا اگر او از غذا خوردن در حضور دیگران احساس خجالت کند که احتمالاً به خاطر نوع ظرف، شکل غذا یا احتمال مسخره شدن باشد، باید از او سوال کرد: «از چه چیزی بیشتر نگران هستی؟ اینکه ممکن است مسخرهات کنند یا اینکه غذایت متفاوت از دیگران است؟» و از گفتن این جمله که «چرا اینقدر خجالت میکشی؟ غذاتو بخور!» خودداری کنیم، زیرا در برخی موارد، شناسایی ریشه خجالت، اهمیت بیشتری نسبت به رفع آن دارد.
وقتی کودک خود را با دیگران مقایسه میکند و تصور میکند که «فقط من امکانات لازم را ندارم!»، ممکن است به دلیل تفاوتها احساس خجالت کند؛ در چنین شرایطی، بهتر نیست بگوییم که «مهم نیست دیگران چه دارند! ما به آنها چه کار داریم؟»، بلکه مناسبتر این است که بگوییم: «درک میکنم که وقتی چیزی با بقیه متفاوت است، ممکن است احساس ناراحتی کنی» و سپس درباره این موضوع صحبت کنیم که تفاوت به معنای کمبود نیست.
در نهایت باید توجه داشته باشیم که خجالت هرچند بخشی طبیعی از فرآیند رشد است، اما لازم است بدانیم که در چه زمانی باید آن را جدی بگیریم؟ بهطور کلی میتوان گفت: اگر ترس از قضاوت، زندگی کودک را محدود کند، باید به این مسئله جدیتر نگاه کرد؛ مثلاً وقتی کودک در کلاس به دلیل ترس از قضاوت، از بیان نظر خود خودداری میکند، از فعالیتهای گروهی فرار میکند، در جمع غذا نمیخورد، یا پس از یک تجربه خجالتآور، دیگر تمایل به بازگشت به مدرسه ندارد، لازم است مشکلات خجالت او را جدی گرفته و به فکر چارهجویی با همکاری مشاوران باشیم.
انتهای پیام
نظرات کاربران