فرارو- روچیر شارما، رئیس مؤسسه راکفلر اینترنشنال و بنیان‌گذار شرکت سرمایه‌گذاری برک‌اوت کپیتال

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن افرز، هوش مصنوعی با سرعتی بی‌سابقه در حال گسترش است و سرمایه‌گذاری‌های عظیم در این فناوری، به موتور رشد اقتصاد جهانی تبدیل شده است. بااین‌حال، تمرکز بی‌سابقه سرمایه، افزایش ارزش سهام شرکت‌های فناوری، گسترش بدهی‌ها و فاصله میان انتظارات و بهره‌وری واقعی، نگرانی‌ها درباره شکل‌گیری حبابی مالی را افزایش داده است؛ حبابی که ترکیدن آن می‌تواند از آمریکا و شرق آسیا تا تأمین‌کنندگان مواد اولیه و انرژی در سراسر جهان پیامد داشته باشد.

هوش مصنوعی؛ فناوری تحول‌آفرین و موج تازه سفته‌بازی

سرعت گسترش هوش مصنوعی از بسیاری از فناوری‌های تحول‌آفرین گذشته بیشتر بوده است. کمتر از چهار سال پس از عرضه چت‌جی‌پی‌تی، حدود ۳۰ درصد آمریکایی‌ها از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند؛ سهمی که بنا بر آمار مقاله، پنج برابر میزان استفاده از تلفن هوشمند، اینترنت یا برق در مراحل مشابه توسعه آن‌هاست. درآمد شرکت‌های هوش مصنوعی نیز از درآمد فناوری‌های دیجیتال پیشین از جمله اینترنت و رایانش ابری، در سال‌های آغازین فعالیتشان فراتر رفته است.

همین رشد سریع، دولت‌ها، سرمایه‌گذاران و مدیران شرکت‌ها را به این امید رسانده که هوش مصنوعی بتواند مشکلاتی مانند بدهی عمومی، هزینه‌های ناشی از سالمندی جمعیت و ضعف رشد اقتصادی را برطرف کند. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد فناوری‌های بزرگ معمولاً با دوره‌هایی از رونق و سقوط مالی همراه می‌شوند. پژوهشی در سال ۲۰۱۸ نیز نشان داد نوآوری‌های تحول‌آفرین دو قرن گذشته همگی با شکل‌گیری حباب‌های بزرگ بازار همراه بوده‌اند.

واقعیت این است که هوش مصنوعی فناوری مهمی است و ظرفیت‌های اقتصادی آن واقعی‌اند؛ اما همین ظرفیت‌ها می‌توانند انتظارات را بیش از اندازه افزایش دهند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری بی‌محابا و افزایش ارزش دارایی‌ها ممکن است از توان واقعی فناوری برای ایجاد سود و بهره‌وری فاصله بگیرد.

اقتصاد جهانی در مدار هوش مصنوعی

رقابت آمریکا و چین برای برتری در هوش مصنوعی، ساختار اقتصاد جهانی را تغییر داده است. در آمریکا، سرمایه‌گذاری صدها میلیارددلاری شرکت‌های بزرگ فناوری و افزایش مصرف ناشی از رشد بازار سهام، به تقویت اقتصاد کمک کرده‌اند. ده شرکت بزرگ شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ همگی در حوزه هوش مصنوعی نقش دارند و نزدیک به ۴۰ درصد وزن شاخص و حدود نیمی از بازده آن در سال جاری را تشکیل می‌دهند.

چین نیز برای حفظ رشد اقتصادی به صادرات کالاهای مرتبط با هوش مصنوعی متکی شده است. صادرات خالص اکنون حدود یک‌سوم رشد این کشور را تشکیل می‌دهد؛ درحالی‌که اقتصاد داخلی با بدهی‌های نامطلوب و کاهش نیروی کار روبه‌رو است. مدل‌های چینی نیز به دلیل هزینه کمتر و عملکرد نزدیک به مدل‌های پیشرفته آمریکایی، در بازارهای جهانی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

ژاپن، اسرائیل و دیگر تأمین‌کنندگان تجهیزات، مواد و زیرساخت‌های هوش مصنوعی نیز از این موج بهره برده‌اند. در سطوح پایین‌تر زنجیره تأمین، سنگاپور و مالزی میزبان مراکز داده هستند، مکزیک به تولیدکننده سخت‌افزار مرتبط تبدیل شده و ویتنام سرمایه‌گذاری‌هایی در مراکز پژوهش و آموزش هوش مصنوعی جذب کرده است. اندونزی، استرالیا، شیلی، پرو و جمهوری دموکراتیک کنگو نیز با تأمین موادی مانند نیکل، لیتیوم و مس در این زنجیره جای گرفته‌اند. در مقابل، بسیاری از کشورهای اروپایی و اقتصادهای نوظهوری مانند هند و فیلیپین از این رونق سهم کمتری می‌برند. تمرکز سرمایه بر هوش مصنوعی، منابع مالی را از سایر صنایع دور کرده و بخش‌هایی از اقتصاد جهانی را در معرض خطر عقب‌ماندگی قرار داده است.

چهار نشانه حباب: ارزش‌گذاری، مالکیت، سرمایه‌گذاری و بدهی

الگوی تاریخی حباب‌های مالی را می‌توان در چهار ویژگی خلاصه کرد: دارایی‌ها بیش از ارزش واقعی قیمت‌گذاری می‌شوند، شمار بیشتری از سرمایه‌گذاران مالک آن‌ها می‌شوند، سرمایه‌گذاری بیش از حد افزایش می‌یابد و بدهی برای تأمین هزینه‌ها گسترش پیدا می‌کند.

در بازار هوش مصنوعی، هر چهار نشانه قابل مشاهده‌اند. ارزش سهام شرکت‌های فناوری آمریکا، با تعدیل تورم، در سال ۲۰۲۵ از آستانه افزایش ده‌برابری طی ۱۵ سال عبور کرد؛ سطحی که در حباب‌های بزرگ نیم‌قرن گذشته نیز دیده شده است. طرفداران بازار استدلال می‌کنند شرکت‌های بزرگ امروز برخلاف بسیاری از شرکت‌های دوران حباب اینترنت، سودآوری بالایی دارند. اما تاریخ نشان می‌دهد سودآوری واقعی مانع شکل‌گیری حباب نمی‌شود.

سرمایه‌گذاری عظیم، بهره‌وری محدود

هزینه‌کرد شرکت‌های فناوری برای زیرساخت در سه سال گذشته بیش از چهار برابر شده است؛ رشدی که از نظر مقیاس و سرعت با رونق راه‌آهن، کانال‌ها یا اینترنت قابل مقایسه نیست. سهم سرمایه‌گذاری فناوری در کارخانه‌ها و تجهیزات جدید اکنون به حدود ۶.۳ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا رسیده و از اوج ۶ درصدی دوران حباب اینترنت فراتر رفته است. انتظار می‌رود این سرمایه‌گذاری‌ها بهره‌وری نیروی کار را افزایش دهند، اما شاخص بهره‌وری کل عوامل تولید، که کارایی استفاده از نیروی کار و سرمایه را می‌سنجد، هنوز رشد چشمگیری نشان نمی‌دهد.

از سوی دیگر، تجربه فناوری‌های گذشته نشان می‌دهد بخش بزرگی از ارزش ایجادشده به مصرف‌کنندگان و شرکت‌های استفاده‌کننده می‌رسد، نه لزوماً به تولیدکنندگان فناوری. در دوران حباب اینترنت، از حدود ۵۰ هزار شرکت نوپا، تنها شمار محدودی به غول‌های فناوری تبدیل شدند. اکنون نیز ده‌ها هزار شرکت مرتبط با هوش مصنوعی در معرض رقابت شدید قرار دارند و بسیاری از آن‌ها ممکن است از بازار حذف شوند.

بدهی‌ها و احتمال ترکیدن حباب

این رونق بر پایه بدهی‌ها و حمایت‌های مالی پنهان نیز گسترش یافته است. چهار شرکت از پنج شرکت بزرگ زیرساخت ابری آمریکا با کاهش جریان نقدی مازاد و افزایش بدهی خالص مواجه شده‌اند. بدهی خالص اعلام‌شده شرکت‌های فناوری آمریکا تا ماه ژوئیه حدود ۲۵۰ میلیارد دلار بود، اما قراردادهای اجاره پیچیده و توافق‌های خارج از ترازنامه می‌توانند طی دهه آینده حدود سه تریلیون دلار دیگر به تعهدات استقراضی آن‌ها اضافه کنند.

حباب‌ها معمولاً زمانی می‌ترکند که دسترسی به منابع مالی دشوار شود. در شرایط کنونی، افزایش نرخ بهره بلندمدت و فروش اوراق دولتی از سوی سرمایه‌گذاران نگران بدهی دولت‌ها می‌تواند هزینه تأمین مالی شرکت‌های فناوری را بالا ببرد. نشانه‌هایی از نوسان در سهام نیمه‌رساناها نیز مشاهده شده و بانک آمریکا درباره گسترش بی‌ثباتی مشابه حباب در بازارهای جهانی هشدار داده است.

پیامدهای جهانی و آینده هوش مصنوعی

ترکیدن حباب می‌تواند ابتدا سرمایه‌گذاران و شرکت‌های فناوری را هدف قرار دهد و سپس از طریق کاهش اعتبار، ورشکستگی، توقف پروژه‌ها و اخراج کارکنان به اقتصاد واقعی سرایت کند. آمریکا، ژاپن، کره جنوبی و تایوان در معرض اثرات مستقیم قرار می‌گیرند و فشار به تأمین‌کنندگان کوچک‌تر، تولیدکنندگان انرژی و استخراج‌کنندگان مواد معدنی نیز منتقل می‌شود.

این خطر در شرایطی افزایش می‌یابد که بدهی جهانی از ۳۵۰ تریلیون دلار فراتر رفته و بیش از سه برابر اندازه اقتصاد جهان شده است. دولت‌ها در چنین وضعیتی ممکن است منابع محدودی برای تحریک اقتصاد یا نجات شرکت‌های آسیب‌دیده داشته باشند. علاوه بر این، مخالفت عمومی با مراکز داده و نگرانی درباره کاهش فرصت‌های شغلی، حمایت سیاسی از نجات شرکت‌های هوش مصنوعی را دشوارتر می‌کند.

بااین‌حال، ترکیدن حباب الزاماً به معنای شکست فناوری نیست. تجربه راه‌آهن و اینترنت نشان می‌دهد پس از حذف شرکت‌های ضعیف، شبکه‌ای کارآمدتر از بازیگران باقی‌مانده می‌تواند شکل بگیرد. هوش مصنوعی نیز ممکن است پس از یک دوره تعدیل، به افزایش بهره‌وری کمک کند؛ هرچند پیش‌بینی‌ها درباره میزان این افزایش از حدود ۰.۱ واحد درصد تا نزدیک دو واحد درصد در سال متغیر است.