به گزارش ایسنا، در سالهای اخیر، آموزش زبان انگلیسی به واسطه پیشرفتهای فناوری نوین دچار دگرگونیهای اساسی شده است. دانشآموزان امروزی در دنیای دیجیتال، بازیهای کامپیوتری و ابزارهای تعاملی غوطهور شدهاند و در نتیجه، شیوههای سنتی تدریس، نظیر انتقال اطلاعات یکسویه و تمرینهای مکرر، معمولاً نمیتوانند توجه و انگیزه آنها را حفظ کنند. در این راستا، بازیوارسازی به عنوان یک رویکرد نوظهور آموزشی بهطور ویژهای مورد توجه قرار گرفته است. این مفهوم به معنای بهکارگیری عناصر و سازوکارهای بازی در محیطهای غیر بازی است؛ بهعنوان مثال، معلمان میتوانند برای انجام فعالیتها امتیازاتی در نظر بگیرند، مراحل دشواری متفاوتی را طراحی کنند، به دانشآموزان بازخورد فوری دهند و یا فعالیتهای گروهی و رقابتی را توسعه دهند. هدف اصلی این رویکرد تنها سرگرمکردن دانشآموز نیست، بلکه افزایش مشارکت ذهنی و تسهیل یادگیری عمیقتر میباشد.
ضرورت بررسی این موضوع به این خاطر است که یادگیری زبان خارجی به صرف حفظ لغات و گرامر محدود نمیشود و نیاز به تمرین مستمر، تعامل، افزایش اعتماد به نفس و فرصتهای واقعی برای بهکارگیری زبان در موقعیتهای مختلف دارد. فعالیتهای بازیوار میتوانند کلاس درس را به فضایی شبیه به موقعیتهای واقعی تبدیل کنند؛ فضایی که در آن دانشآموزان میتوانند مهارتهای واژگانی، تلفظ و شنیداری خود را تمرین کنند و در عین حال از خطا کردن نترسند. این روش به دانشآموزان این امکان را میدهد که با سرعتهای مختلف به یادگیری ادامه دهند و بازخوردهایی متناسب با عملکرد خود دریافت کنند. با این حال، در پیادهسازی بازیوارسازی در آموزش و پرورش، بهویژه در ساختارهای رسمی، چالشهایی وجود دارد. محدودیتهای زمانی، برنامههای درسی فشرده، آزمونهای استاندارد، عدم وجود تجهیزات کافی و نداشتن آگاهی معلمان از طراحی فعالیتهای بازیوار، نشاندهنده ضرورت بررسی دقیق این رویکرد هستند.
علی عباسی آرام، کارشناس ارشد گروه آموزش زبان انگلیسی دانشگاه ایلام، در این راستا تحقیقی در مورد عوامل مؤثر و چالشهای مرتبط با استفاده از بازیوارسازی در آموزش زبان انگلیسی انجام داده است. این پژوهش به بررسی ساده این موضوع میپردازد که برای برگزاری موفق فعالیتهای بازیمحور در کلاس چه شرایطی لازم است و معلمان با چه موانعی روبهرو میشوند.
این مطالعه به شیوه کیفی انجام شد، یعنی پژوهشگر به جای تمرکز بر اعداد و پرسشنامههای آماری، تجربهها و دیدگاههای معلمان را مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ معلم زبان انگلیسی استان ایلام به عمل آمد. نیمهساختاریافته بودن مصاحبهها به این معناست که پژوهشگر مجموعهای از پرسشهای کلیدی را از قبل تهیه کرده بود، اما میتوانست در خلال گفتوگو با توجه به پاسخهای معلمان، سوالات بیشتری مطرح کند. کلیه معلمهای شرکتکننده تجربه عملی در استفاده از بازیوارسازی در کلاسهای خود داشتند و پس از جمعآوری محاورهها، دادهها به روش خاصی تحلیل شدند.
نتایج این بررسیها نشان داد که به منظور موفقیت در پیادهسازی بازیوارسازی، شش عامل اساسی وجود دارد. اولین عامل این است که اهداف یادگیری باید بهروشنی مشخص شوند؛ به این معنا که طراحی بازی و رقابت نباید بهطور جداگانه از محتوای درسی باشد. دوم، معلم باید نیازها و انگیزههای گوناگون دانشآموزان را مدنظر قرار دهد. سوم، فعالیتها باید بهطور عادلانه و فراگیر طراحی گردند تا دانشآموزان با تواناییها و شرایط مختلف بتوانند در آن مشارکت داشته باشند. چهارم، ارزیابی و بازخورد باید حاوی معنی باشد و صرفاً به ارائه امتیاز یا اعلام برنده محدود نشود. پنجم، فعالیتهای بازیوار باید با فرهنگ مدرسه، امکانات موجود و شرایط نهادی هماهنگ باشند و در نهایت، ششمین عامل نیاز معلمان به آموزش حرفهای مداوم برای طراحی و اجرای چنین فعالیتهایی است.
یافتهها همچنین نشاندهنده وجود چالشهای عمده در زمینه بازیوارسازی هستند. عدم وجود زمان کافی برای طراحی و اجرای فعالیتها، محدودیت منابع و وسایل، آموزش ناکافی معلمان، دشواری در حفظ مشارکت دانشآموزان بهصورت طولانیمدت، تفاوتهای فردی میان زبانآموزان و انعطافناپذیری برنامههای درسی سنتی از جمله مهمترین موانع گزارش شده بودهاند. برخی از دانشآموزان ممکن است در ابتدای کار بخاطر تازگی فعالیتها جذب شوند، اما با گذشت زمان ممکن است علاقه خود را از دست بدهند. همچنین برخی دیگر میتوانند به جای یادگیری زبان، بیش از حد بر جوایز و امتیازها تمرکز کنند و هدف اصلی را فراموش کنند.
براساس نتیجهگیری این پژوهش، بازیوارسازی میتواند فرآیند یادگیری زبان انگلیسی را تعاملپذیرتر، انگیزشیتر و مؤثرتر نماید، اما تنها در صورتی که در راستای اهداف آموزشی قرار گیرد. به عبارت دیگر، جذابیت بازی نباید نقش محتوای درسی را کاهش دهد. طراحی فعالیتها باید به گونهای باشد که به دانشآموزان در یادگیری بهتر واژگان، تمرین مهارتهای زبانی یا ورود به موقعیتهای ارتباطی واقعی کمک کند. این پژوهش همچنین بر نیاز به آموزش تخصصی معلمان، طراحی فعالیتهای شامل و حمایت مدیران و نهادهای آموزشی تأکید دارد.
یکی از نکات قابل توجه این مطالعه، توجه به عدالت در آموزش است. فعالیتهای رقابتی چنانچه بدون برنامهریزی اجرا شوند، ممکن است دانشآموزانی که سطح زبانی پایینی دارند یا به ابزارهای دیجیتال دسترسی محدودی دارند را کنار بگذارند. به منظور جلوگیری از این وضعیت، معلمان میتوانند فعالیتها را در سطوح مختلف دشواری طراحی کنند، نقشهای متفاوتی برای دانشآموزان قائل شوند و به جای تمرکز صرف بر پیروزی، پیشرفت فردی هر دانشآموز را نیز مورد ارزیابی قرار دهند. همچنین نیازی نیست که بازیوارسازی همواره به تکنولوژی وابسته باشد؛ در شرایطی که امکانات دیجیتال محدود است، میتوان از کارتهای آموزشی، جدولهای پیشرفت، فعالیتهای گروهی، امتیازات کلاسی و چالشهای مرحلهای نیز بهره برد؛ البته به شرط آنکه این ابزارها با هدف یادگیری همخوانی داشته باشند.
پژوهشگران همچنین بر اهمیت بازخورد تاکید دارند. در روشهای آموزشی سنتی، ارزیابی معمولاً در پایان درس یا در حین آزمون انجام میشود، اما در فعالیتهای بازیوار، دانشآموزان میتوانند در طول فرآیند یادگیری متوجه شوند که در کدام بخش عملکرد خوبی داشته و در کدام قسمت نیاز به تمرین بیشتری دارند. چنین بازخوردی بهویژه در یادگیری زبان اهمیت بالایی دارد، چرا که مهارتهایی نظیر تلفظ، مکالمه، تعامل اجتماعی و تفکر انتقادی معمولاً به سادگی با آزمون کتبی قابل ارزیابی نیستند.
مجریان این مطالعه که نتایج آن در «فصلنامه جامعهشناسی آموزش و پرورش» وابسته به انجمن جامعهشناسی آموزش و پرورش ایران منتشر شده است، بر این باورند که انجام پژوهشهای آتی با مشاهده مستقیم کلاسها و بررسی عملکرد دانشآموزان و مقایسه شرایط مدارس شهری، روستایی، دولتی و خصوصی میتواند نمای بهتری از این موضوع به دست دهد.
انتهای پیام
نظرات کاربران