کد خبر 710369
۱۴۰۵/۰۷/۰۴ ۱۱:۱۶

دگرگونی در نظام مدارس؛ آیا «تحولی سودمند» است یا «مسئله‌ای جدید»؟

ساعت 24 - یکی از کارشناسان حوزه آموزش و پرورش، به اظهارات اخیر وزیر آموزش و پرورش در خصوص ضرورت کاهش تنوع مدارس اشاره کرد و مطرح ساخت که آیا مسئله اصلی «تنوع مدارس» است یا «تنوع ناعادلانه در حوزه آموزش»؟ او همچنین تأکید نمود که باید به جای تعدد بی‌ضابطه مدارس، بر تنوع هدفمند آموزشی تمرکز شود و ادامه داد: هرگونه تصمیم‌گیری در این زمینه باید با شرایط فعلی مدارس، نیازهای دانش‌آموزان، انتظارات خانواده‌ها، وضعیت معلمان، امکان‌های مالی دولتی و همچنین تجربه‌های گذشته نظام آموزش و پرورش همخوانی داشته باشد.
حذف تنوع مدارس؛ «تغییر بزرگ» یا «چالش تازه»

بر اساس گزارشی از ایسنا، رضا فرج‌تبار، کارشناس حوزه آموزش و پرورش، در یادداشتی با عنوان «آیا بازگشت به دو مدل مدرسه، آغاز یک تغییر بزرگ در آموزش‌وپرورش است؟» که به ایسنا ارسال کرده، اشاره می‌کند: هر سال با شروع شهریور و نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، موضوعات و اخبار گوناگونی در زمینه آموزش و پرورش توجه مدیران، رسانه‌ها و خانواده‌ها را جلب می‌کند؛ از نحوه بازگشایی مدارس و فرایند ثبت‌نام دانش‌آموزان گرفته تا مسائل مربوط به دریافت هزینه از والدین، لباس‌های فرم، سرویس‌های مدارس، وضعیت دانش‌آموزان جا مانده از ثبت‌نام و نقل و انتقال معلمان.

امسال اما علاوه بر این موارد، اظهارات مقام عالی وزارت آموزش‌وپرورش مطرح گردیده که به صورت بالقوه می‌تواند فراتر از یک خبر معمولی باشد و یک گفتمان اساسی حول ساختار مدارس کشور را به راه بیندازد. طبق این نظریه، قرار است نظام مدارس محدود به مدارس دولتی و آن دسته از مدارس با نیازهای ویژه، که شامل مدارس استثنایی و سمپاد می‌شود، گردد و دیگر اشکال مدارس حذف شوند.

این کارشناس آموزش و پرورش خاطرنشان می‌کند که اگر این دیدگاه تبدیل به یک سیاست اجرایی شود، بی‌شک شاهد یکی از مهم‌ترین تغییرات ساختاری در سال‌های اخیر در سیستم آموزش‌وپرورش خواهیم بود.

فرج‌تبار با طرح این سوال که «آیا نظام آموزش‌وپرورش در شرایط کنونی، آمادگی لازم برای اجرای چنین تغییراتی را دارد؟ آیا کاهش انواع مدارس لزوماً به معنای افزایش عدالت آموزشی و بهبود کیفیت آموزش خواهد بود؟» به این نکته اشاره کرده است که واقعیت‌های جاری در جامعه به سادگی با یک تصمیم اداری تغییر نخواهد کرد. هر گونه تصمیمی در این حجم نیازمند انطباق با شرایط حقیقی مدارس، دانش‌آموزان، خانواده‌ها، معلمان و همچنین ظرفیت‌های مالی و فیزیکی دولت و همچنین تجربیات چند دهه گذشته آموزش‌وپرورش است.

آیا امکان انتقال دانش‌آموزان مدارس غیردولتی به مدارس دولتی وجود دارد؟

وضعیت ۲۱۰ هزار نیروی انسانی شاغل در مدارس غیردولتی چه خواهد شد؟

او با تاکید بر اینکه اگر قرار باشد که مدارس کشور به دو دسته اصلی، یعنی مدارس دولتی و مدارس خاص - با تعریف مدارس خاص به‌عنوان مدارس استثنایی و سمپاد - تنزل یابد، واقعه مهمی رقم خواهد خورد؛ اما قبل از آن باید به پرسش‌های جدی پاسخ داده شود. در این راستا، او می‌پرسد: آیا مدارس دولتی ظرفیت پذیرش دانش‌آموزانی که اکنون در مدارس غیردولتی مشغول به تحصیل هستند را دارند؟ با توجه به اطلاعاتی که رئیس سازمان مدارس و مراکز غیر دولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی وزارت آموزش و پرورش ارائه داده و اشاره به حضور ۲.۵ میلیون نفر از جمعیت دانش‌آموزی کشور در مدارس غیردولتی دارد و اینکه این آمار نمایانگر حدود ۲۸ درصد از کل جمعیت دانش‌آموزی است، آیا جابجایی این گروه به مدارس دولتی مقدور خواهد بود؟ و شرایط نیروی انسانی در این بخش چگونه ساماندهی خواهد شد؟ با توجه به اینکه حدود ۲۱۰ هزار نفر در مدارس غیردولتی مشغول به کار هستند، آیا امکان جذب یا تعیین وضعیت این افراد در سیستم دولتی وجود دارد؟

فرج‌تبار همچنین با طرح این سوال که آیا دولت از نظر مالی، منابع انسانی، فضاهای آموزشی و تجهیزات، توان کافی برای پذیرفتن تمامی این ظرفیت را دارد؟ به این نکته مهم اشاره می‌کند که این‌ها سوالات دشواری هستند که نباید به سادگی از کنارشان گذشت.

او در ادامه به این موضوع می‌پردازد: شاید نکته اصلی اظهارات وزیر آموزش‌وپرورش صرفاً به حذف انواع مدارس ارتباط نداشته باشد؛ بلکه در واقع تأکید بر عدم دریافت هزینه از خانواده‌ها در مدارس دولتی و تلاش برای تقویت کیفیت این مدارس باشد. اگر این‌گونه باشد، باید مسئله را عمیق‌تر کاوش کرد و به جای تمرکز فقط بر حذف عناوین مدارس، به چگونگی شکل‌گیری این تنوع‌ها پرداخته شود.

فرج‌تبار بر این نکته تاکید دارد که آیا مشکل اصلی به «تنوع مدارس» مربوط می‌شود یا به «تنوع ناعادلانه آموزشی»؟ و خاطرنشان می‌کند: زمانی، مفهوم مدرسه در کشور ما ساده‌تر بود و دانش‌آموزان با استعدادها، توانایی‌ها و شرایط اقتصادی متفاوت در یک مدرسه و در کنار یکدیگر تحصیل می‌کردند. در آن زمان، اگرچه تفاوت‌هایی وجود داشت، اما مدرسه یکی از مکان‌های مهمی بود که می‌توانست زمینه تعامل اجتماعی و آموزشی میان گروه‌های مختلف را فراهم کند.

با گذشت زمان، انواع متنوعی از مدارس شکل گرفت و دانش‌آموزان بر اساس استعداد، شرایط خانوادگی، امکانات مالی، نوع پذیرش و حتی وابستگی‌های مختلف در مدارس گوناگون قرار گرفتند. هر یک از این مدارس دلایل و فلسفه مختص خود را داشتن اما امروز باید بررسی کرد که آیا تمام این تفاوت‌ها همچنان برای فرآیند آموزشی ضروری به نظر می‌رسند؟

چه راهکاری موثر است؟

یک مدرسه دولتی می‌تواند ضمن حفظ چارچوب عمومی آموزش، برنامه‌های مختلفی را در زمینه‌های فناوری، هوش مصنوعی، زبان، هنر، ورزش، مهارت‌های زندگی، کارآفرینی و تحقیق و پژوهش ارائه دهد. در چنین مدلی، دانش‌آموز برای بهره‌مندی از یک برنامه آموزشی متمایز، نیازی به ترک ساختار مدرسه عمومی ندارد.

آیا ادغام و حذف مدارس غیردولتی ممکن است؟

فرج‌تبار در ادامه با توجه به مدارس غیردولتی اعلام می‌کند: اما داستان این مدارس، جدا از سایر انواع مدارس است؛ مدارس غیردولتی نمی‌توانند صرفاً به عنوان یکی دیگر از انواع مدارس معرفی شوند. این مدارس به واسطه تفاوت‌هایی که در برنامه و مدیریت دارند، با مسائلی نظیر مالکیت، تامین مالی، شهریه، اشتغال نیروی انسانی، سرمایه‌گذاری و مشارکت اجتماعی نیز ارتباط دارند. لذا چنانچه سیاست‌گذار به دنبال بازسازی نظام آموزشی کشور است، موضوع مدارس غیردولتی نیاز به بررسی مستقل دارد.

مسئله فقط این نیست که مدارس غیردولتی باشند یا نباشند. سؤال اساسی این است که چه نقشی برای مشارکت مردم در نظام آموزشی کشور تعریف شده است؟ تا چه حد باید دولت به‌طور مستقیم متولی اداره مدارس باشد؟ چگونه می‌توان از توانمندی سرمایه و مدیریت غیردولتی بهره‌برداری کرد بدون آنکه به عدالت تربیتی آسیب برسد؟ چگونه می‌توان کیفیت و توانمندی مدارس دولتی را به گونه‌ای بهبود بخشید که خانواده‌ها دیگر احساس نکنند برای دریافت آموزش با کیفیت، ناگزیرند به سمت مدارس غیردولتی مراجعه کنند؟

به نظر می‌رسد در اینجا مسئله «حذف مدارس» باید به یک بحث وسیع‌تر پیرامون بازطراحی نظام مدرسه‌ای کشور تبدیل شود.




تنوع هدفمند آموزشی به جای تکثر بی‌ضابطه مدارس

او با ابراز امیدواری که مدیران و تصمیم‌گیران در حوزه آموزش‌وپرورش در این موضوع مهم، تصمیمات خود را نه صرفاً بر اساس شرایط اداری، بلکه با درک عمیق از میدان، مطالعه عواقب آموزشی و تربیتی، سنجش توان مالی دولت، توجه به وضعیت معلمان و خانواده‌ها و برنامه‌ریزی مرحله‌ای و واقع‌گرایانه اتخاذ کنند، در ادامه می‌افزاید: زیرا در آموزش‌وپرورش، هر تغییر ساختاری به طور مستقیم با آینده میلیون‌ها دانش‌آموز و خانواده‌ها و همچنین زندگی صدها هزار نیروی انسانی ارتباط دارد. شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری لازم است به جای طرح این پرسش که «چند نوع مدرسه باید داشته باشیم؟»، این سؤال را مطرح کنیم که چه نوع مدرسه‌ای می‌تواند بهترین فرصت‌های یادگیری، تربیتی، عدالت، رشد، مهارت‌آموزی، کارآفرینی و ... را برای تمامی دانش‌آموزان ایران فراهم کند؟ و شاید پاسخ به این سؤال ما را به سمت توسعه تنوع هدفمند آموزشی پیش ببرد بدون اینکه تجربیات و ظرفیت‌های موجود را به سرعت حذف کنیم.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.