یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۱

بنیانگذار گروه صنعتی تاژ

اقتصاد دولتی مملكت را نابود می‌كند

عابدي آملي

ساعت ۲۴- در ۳ سال اخیر كه فضای اقتصاد سیاسی بازتر شده و این احساس در میان برخی از صاحبان صنعت پدیدار كرده است كه می‌توانند لباس احتیاط از تن بیرون كرده و برخی حرف‌ها را بزنند.

داود عابدی، بنیانگذار گروه صنعتی تاژ از جمله این مدیران است كه با صراحت كامل از اقتصاد دولتی انتقاد كرده و معتقد است كه این نوع اقتصاد پای سیاست را به فعالیت‌ها باز كرده و به همین دلیل ادامه این وضع محكوم به شكست است.

او می‌گوید ۸۰ درصد اقتصاد دولتی شده و اگر این شرایط ادامه یابد و اقتصاد دولتی تضعیف كامل نشود، مملكت را از بین می‌برد.

مخالفان خصوصی‌سازی باید بركنار شوند

او معتقد است این سیستم اقتصادی همیشه با شكست مواجه بوده است. تجربه كشورهای كمونیستی می‌تواند مثالی عینی از این نوع اقتصاد باشد و امروز اقتصاد دولتی تبدیل به مانعی شده است. مصداق این مانع در قیمت‌گذاری‌ها به عینه دیده می‌شد. بخش خصوصی تولید می‌كند اما قیمت را دولت تعیین می‌كند، این بدان معناست كه در كوتاه‌مدت حسن رقابت بین واحدهای تولیدی از بین خواهد رفت، چنان كه امروز نیز شاهد این امر هستیم. در مجموع می‌توان گفت اقتصاد دولتی مخرب است. تا اقتصاد دولتی له نشود بحران همچنان وجود دارد و باعث بحران اجتماعی هم می‌شود. كار اصلا باید دست بخش خصوصی باشد، بخش دولتی اساسا مزاحم است.

او به نشریه مدیران و روسا می‌گوید: تاكید مقام معظم رهبری همواره بر خصوصی‌سازی بوده، به طوری كه به كرات بر اولویت اصل ۴۴ تاكید كرده‌اند، اما عده‌ای كه منابع شخصی دارند مانع از تحقق این امر می‌شوند. این قبیل مسوولان همواره منافع مردم را قربانی منافع شخصی خود می‌كنند. به نظر می‌رسد زمانی خصوصی‌سازی به شكل كامل آن اجرا خواهد شد كه اینها از مسوولیت بركنار شوند.

تولیدكنندگان، بهترین گزینه مدیریت

۸۰ درصد صنایع مادرتخصصی به كاتالیست‌ها وابسته هستند. دولت تمامی این كاتالیست‌ها را از كشورهای دیگر وارد می‌كند چرا كه آسان‌ترین كار در مواجهه با چنین معضلاتی واردات است. اگر بخش خصوصی مالك این كارخانجات بود اقدام به ساخت این كاتالیست‌ها می‌كرد. بخش خصوصی دنبال زیرساخت‌ها می‌رود تا بتواند به راحتی تولید كند اما بدنه دولت به فكر این زیرساخت‌ها نبوده است. بخش خصوصی همواره ازخودگذشتگی‌های زیادی داشته است. اكثر افراد حاضر در بخش خصوصی استطاعت مالی راه‌های واسطه‌ای یا مهاجرت به خارج از كشور را دارند، اما فداكاری كرده و در بخش خصوصی مشغول به تولید هستند. ممكن است این فداكاری دارایی آنها را با تهدید روبه‌رو كند اما باز هستند چرا كه برای آنها تولید امر مقدسی است.

با اینكه بعد از انقلاب اسلامی مملكت ما را مهندس‌ها ساختند، هیچ‌گاه مورد توجه نبوده‌اند. ما در این كشور یك مجسمه از مهندس‌ها نداریم، برعكس همیشه بر سر آنها كوبیده شده است كه نمی‌توانند مدیریت كنند. اما نظر بنده همیشه در مقابل این افراد بوده‌ است. به نظرم كسی كه می‌تواند بسازد، توان مدیریت را هم دارد. یك سازنده و تولیدكننده به محصول خود اشراف بیشتری دارد،‌ تمام جنبه‌ها و ابعاد قضیه را می‌داند، پس مهندسان و تولیدكنندگان بهترین گزینه برای مدیریت بخش یا واحد خود هستد.

مدیریت سیاست‌زده

متاسفانه در كشور ما به تمامی پدیده‌ها با عینك سیاسی نگریسته می‌شد. معیارهای شایستگی نباید بر اساس گرایش‌ها سیاسی افراد باشد. افراد در زندگی حرفه‌ای خود گرایش‌های سیاسی هم دارند اما این باعث نمی‌شود در كار هم این گرایش‌ها مورد توجه قرار گیرند. مدیران ما باید شایستگی را مورد توجه قرار دهند تا نتیجه بهتری بگیرند، چنان كه در كشورهای غربی و پیشرفته هم معیار بر شایستگی‌هاست. با این حال متاسفانه مدیریت در كشور ما سیسات‌زده شده است و این وضع بحران‌های اجتماعی را شكل خواهد داد؛ این یك قاعده است.

آدرس عوضی

به گزارش ساعت ۲۴، مجادله میان طرفداران اقتصاد متمركز دولتی و برنامه‌سالار و طرفداران اقتصاد آزاد از قید و بند دیوان‌ساران در دو سطح و در دو محل جداگانه در جریان بوده و هست. یك سطح و محل منازعه دانشگاه و اندیشكده‌ها و مراكز آكادمیك بوده و هست كه به طور مثال می‌توان به مجادله آدام اسمیت و كارل ماركس اشاره كرد كه اگر چه همزمان نبوده‌اند اما یكدیگر را نفد و نفی كرده‌اند.

سطح دیگر منازعه میان هواداران این اندیشه‌ها در احزاب و جمعیت‌های سیاسی است كه در همه دوره‌های تاریخ معاصر به ویژه در اروپا و امریكا شاهد آن بوده‌ایم. یك سطح از منازعه نیز میان دیوان‌سالاران نهاد دولت و محافظان اقتصاد دولتی و فعالان بخش خصوصی است.

در ایران اما منازعه نخست كمرنگ بوده است و شاهد مجادلات آكادمیك میان اندیشمندان طرفدار اقتصاد دولتی و آزاد نبوده‌ایم، اما از سال ۱۳۲۰ به بعد شاهد غلبه اندیشه حزب توده بر دنیای سیاسی و روشنفكری هستیم كه تا امروز ادامه دارد. برخی از كسانی كه نام خود را اقتصاددان نهادگرا گذاشته‌اند به همراه برخی سیاست‌ورزان افراطی معتقدند در ۳۷  سال گذشته اقتصاد سرمایه‌داری در ایران حاكم بوده است و وجود برخی بانك‌های خصوصی و شركت‌های بیمه كه در ۱۲ سال اخیر تاسیس شده‌اند و یا برخی صاحبان سرمایه را نشانه‌های سرمایه‌داری می‌دانند.

این اتهام غیركارشناسانه  و مبتنی بر اندیشه‌های چپگرایانه در شرایطی پرتاب می‌شود كه در ۳۷ سال گذشته و حتی پیش از آن و از ۱۳۱۰ به این طرف اقتصاد ایران زیر بار دستورها و فرمان‌های مدیران سیاسی و اقتصادی بوده است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.