شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ - ۰۱:۲۶

دکتر عبدالرضا فرجی راد تصریح کرد

تکرار 4دهه ای یک حرف در سیاست خارجی و در اقتصاد

عبدالرضا

دکتر عبدالرضا فرجی راد دیپلمات ارشد سابق ایران باوردارد ایران می توانست از پیامدهای برجام استفاد0ه کارآمدتری برده و برخی دشواریها را برطرف کند. اومعتقد است ایران می توانست رفتار کارسازتری با 0اروپا داشته باشد و می گوید نباید چهل سال روی یک 0حرف و روی یک روش ایستاد. گفت وگوی زیر بخشی از گفت وگوی مشروح وی با نامه اتاق بازرگانی ایران است.

برخی از کارشناسان معتقدند که ایران قصد دارد تا زمان انتخابات 2020 آمریکا صبر کند شاید ترامپ انتخاب نشده و بتوان با یک رئیس‌جمهوری دموکرات، تنش‌های جاری را حل و فصل کنند. این در حالی است که عده‌ای دیگر از ناظران این موضوع را غیر استراتژیک دانسته و معتقدند که امکان دارد با روی کار آمدن یک رئیس‌جمهوری جدید، یا پیروزی هیلاری کلینتون در انتخابات 2016، اوضاع جنبه بدتری نسبت به اکنون پیدا می‌کرد. نظر شما در این خصوص چیست؟

من این را قبول ندارم و فکر نمی کنم اوضاع بدتر می شد. آقای اوباما شش نامه نوشته بود. از کجا معلوم که ایران با تهدیدی، آن ها را کمی عقب نمی نشاند. اروپا همیشه مطیع آمریکا است و از یک سو می بینید آمریکا برای مذاکره نامه نگاری کرد و اعتمادی نسبی برقرار شد. از کجا معلوم است که بعد از مدتی مجددا مکاتبه ای نمی شد و آنها در مکاتبه خود این آمادگی را نشان نمی دادند که حاضرند در رابطه با مسائلی مثل برجام امتیازاتی را رد و بدل کنند؟! ما در عراق هستیم آنها هم در عراق هستند. حکومت دمشق نیز پابرجا ماند. آن زمان گفتن اینکه بشار اسد بماند، برای کشورهای غربی تابو بود، اما این موضوع امروز علنی گفته می شود. یا همین موضوع همکاری در افغانستان. بالاخره می شد راههایی را با زبان خوش باز کرد. لذا امکان داشت و آنها می پذیرفتند. من عقیده ندارم که این آمریکا با آن آمریکا یکی است. تفاوت ها بسیار زیاد است.

اکنون ما در این شرایط در وضعیتی هستیم که برخی از مقامات کشورمان تصریح می‌کنند، برجام در وضعیت اضطراری است و یا در کما قرار دارد. شما به موضوع اروپا هم اشاره کردید. گفته می‌شود اروپا یا نمی‌تواند یا نمی‌خواهد که در قبال حفظ برجام هزینه پرداخت کند. کما اینکه آنها هم اکنون در موضوعاتی مانند مسائل حقوق بشر، موشکی و نیز منطقه‌ای کاملاً همسو با ایالات متحده گام بر می‌دارند. شما دورنمای این وضعیت را چگونه می‌بینید؟

یک واقعیت این است که اروپا مسائلی دارد و این مسائل مانع از همکاری با ایران خواهد شد. ای کاش ما با آنها بیشتر صحبت می کردیم. ای کاش مذاکراتی دوره ای داشتیم و به آنها اطمینان می دادیم که صنایع موشکی و توسعه آن در ایران صرفا به منظور امور دفاعی است و ما قصد درگیر شدن با اروپا را نداریم. فقط ایران نیست که به این شکل موشک دارد. اگر می خواهید بترسید ابتدا باید از روسیه بترسید. اوکراین نیز موشک دارد. ایران هم موشک دارد. عربستان و پاکستان و حتی قزاقستان هم موشک دارند. بنابراین، علم کردن ایران در این بین بهانه است و باید با اروپا بیشتر تعامل داشتیم و آنها را قانع می‌کردیم. در رابطه با مسائل منطقه‌ای راحتتر و بهتر از مسائل موشکی می توانستیم با اروپا گفتگو کنیم. این گفتگو ها سابقه دار است و در گذشته در مقاطعی توانستیم با اروپاییان به توافق برسیم. حتی در مسائل سوریه می شد آنها را در مذاکرات دخیل کرد و در مبارزه با تروریسم می شد به نحوی گفتگو کرد. هرچند که آنها در مساله رفتن اسد غرق شده بودند، ولی امروز متوجه شده اند راهی که رفتند اشتباه بوده است. در حقیقت اروپایی که این حرفها را می زند مثل آمریکای قبل است، یعنی اروپای امروز می‌خواهد از طریق مذاکره به نتیجه برسد.ببنید، اکنون در کاخ سفید دو دستگی وجود دارد. همانطور که آقای ظریف در گفتگویی گفتند و من هم در مصاحبه ای به این نکته اشاره کرده ام. یک دسته می خواهند خیلی سریع با ایران برخورد شود و حتی در مورد برخورد نظامی حرف می زنند و فکر می کنند موفق خواهند شد ولی در اشتباه هستند.  دسته دیگری که خود ترامپ در راس ان است، نمی خواهند کار به برخورد کشیده شود و قصد دارند فشارها حداکثری باشد تا از دل این فشار مذاکراتی انجام شود تا آنها به اهدافی که می خواهند برسند و تبلیغات انتخاباتی کنند. در این میان، ایران استراتژیک فکر می کند. این مشخص است که ما یک استراتژی در رابطه با منطقه داریم و بر اساس آن رفتار کرده و پیش می رویم. آمریکا نیز استراتژیک فکر می کند. اما در این میان  شخصی به نام ترامپ وجود دارد که تاکتیکی فکر می کند و منافع ایالات متحده در اولویت دوم او قرار دارد. اولویت اول او منافع شخص خودش است.

شما اقدامات ایران و تحولات آتی را چگونه می‌بینید؟

ما باید رفتار و نوع عملکرد آنها را پس از خروج از برجام پیش‌بینی می‌کردیم.رفتار آنها از ابتدا تهاجمی بود و برخورد تندی با کشورها داشتند تا جایی که تک‌تک کشور های دنیا را تهدید کرده اند. حتی تهدید هایی بچگانه مطرح شده است، از جمله اینکه اگر با ایران کار کنید فرزندان شما نمی توانند در آمریکا درس بخوانند. این جنس تهدیدها یعنی برخی از مسائل را به صورت شخصی درآورده اند. حال ما باید از ابتدا برنامه ریزی می کردیم و اجازه نمی دادیم کار به اینجا بکشد. شاهد بودیم که هر دولتی که در ایران بر سرکار آمده اعلام کرده است که دلار نرخ واقعی خود را ندارد، اما ما در بدترین زمان، فنر دلار را رها کردیم که باعث افزایش قیمت آن شد. تمام مشکلات که به تحریم ها مربوط نمی شود. خود ما هم مقصر هستیم. مطمئن باشید 60 درصد  از مشکلات امروز کشور ما به رها کردن این فنر ربط دارد که توسط دولت انجام شد و روی همه جوانب زندگی مردم اثر گذاشت. من تورم 30-40 درصدی را قبول ندارم. تورم در ایران بین 200 تا 300 درصد است و این به خاطر رها شدن فنر دلار بود. از روزی که آمریکا از برجام خارج شد، مشخص بود در پی حرکتی استراتژیک است و قصد ندارد بازنده این میدان باشد. اکنون حالت تهاجمی آنها مشخص است. بولتون بر سر کار آمد و آشکار بود که او چه می خواهد. در این وضعیت مدیریت ما درست عمل نکرد و خرج‌های بی‌حسابی صورت گرفت؛ حال آنکه ضروری بود از سال‌های گذشته برای طبقه محروم جامعه برنامه‌ریزی صورت می‌گرفت.می خواهم بگویم بخش های زیادی مربوط به خود ما و عدم مبارزه صحیح با فساد و رودربایستی هایی است که با هم داریم. لذا از نظر من برخورد مناسب و برنامه‌ریزی دراز مدت صورت نگرفت. حال اگر قرار است تا سال 2020 صبر کنیم تا بدانیم چه خواهد شد، باید کارهایی صورت دهیم.  ما تجارب زیادی را پشت سرگذاشته‌ایم. در زمان جنگ 6 میلیارد دلار درآمد داشتیم که 3 میلیارد دلار آن صرف جنگ و باقی برای کالاهای مردم خرج می شد. هر چند در طول یک‌سال گذشته مسائل روانی و تهدیدات هر روزه کاخ سفید اثر گذار بود، اما من عقیده دارم فنری که بخاطر بالا رفتن ارز رها و گمان می‌شد که بخشی از مشکلات دولت را حل می‌کند، باعث بوجود آوردن بیش از شصت درصد مشکلات شد. اگر این کار لازم بود، باید از بحران عبور می کردیم سپس به این مرحله می رسیدیم و با بررسی ها به چنین اقدامی دست می زدیم.

*در اینجا مهمترین سوالی که در جامعه و میان مردم وجود دارد این است که میزان تاب‌آوری ایران چقدر است و این شرایط تا کجا ادامه پیدا می‌کند؟

ایرانی ها آدم هایی هستند که به کشور خود علاقه دارند و حاضر نیستند خدشه ای به کشور و نظام وارد شود. به طور طبیعی انتقاد می کنند، چون در سختی هستند ولی در حقیقت اجازه نخواهند داد سو استفاده ای توسط دشمن خارجی صورت بگیرد. اگر مردم احساس کنند دشمن قصد سویی دارد، حاضرند نان خشک بخورند ولی به این دشمن اجازه دست درازی را ندهند. این دشمن با دولتهای قبلی آمریکا متفاوت است. رفتار خصمانه بسیار زننده ای دارد که از عرف بین المللی خارج است و حتی دوستان او نیز این رفتار آمریکا را تایید نمی کنند. در درجه اول مردم هستند که اجازه نخواهند داد چیزی بهم بخورد.از سوی دیگر معتقدم، از نظر تاب آوری اقتصادی، اعتراضات مردم بیشتر خواهد شد. دولت باید برنامه ریزی کند و با آنان که قصد فساد و سوء استفاده دارند با کمک مجلس و قوه قضاییه مبارزه کند. ما امسال به سمت انتخابات مجلس می رویم و متاسفانه ذهن ها به این سو می رود که هر کسی یار خود را به مجلس بفرستد، در حالی که مقاومت یعنی این احساس در مردم به وجود بیاید که دولت و همه حاکمیت با همه فشار ها در حال تلاش است تا خسارت و ضرر و زیان مردم را به حداقل برساند تا اجازه سو استفاده به کسی داده نشود. من چندی قبل در ازبکستان بودم که رییس جمهوری جدیدی بر سر کار آمده است. دولت آنها در دو سال گذشته بسیار خوب عمل کرده است. رییس جمهوری به طور مستقیم بر قیمت ها نظارت دارد، مستقیما به پروژه ها سر کشی می‌کند و اگر کسی کار را به صورت مطلوب انجام ندهد در جلوی مردم او را برکنار می‌کند. لذا باید کمی جدی تر و با برنامه کار کنیم. ما مردمان خوبی داریم و باید کمک کنیم تا از زیر بار این فشارها رها شوند.اما اینکه میزان تاب‌آوری چه میزان است باید گفت که این فشارها وجود دارد و شایدهم بیشتر شود که اگر عملکرد خوبی نداشته باشیم، مردم ضعیف‌تر می‌شوند. ولی از سوی مقابل سیستم کار خود را می‌کند و شک نداشته باشید که تغییر عمیقی که مد نظر خارجی ها است رخ نخواهد داد. البته می‌توان گفت که ما ابتکار نداریم، حتی در سیاست خارجی. چهل سال است که در سیاست خارجی و در اقتصاد یک حرف را زده ایم. شاید دو مشاور اقتصادی از کشوری دوست بتوانند به ما کمک کنند ولی ما می ترسیم. کشورهای زیادی این کار را انجام داده، از بحران رد شده و امروز جزو کشورهای موفق جهان هستند.

*چه کاری می‌توانستیم انجام دهیم که انجام ندادیم؟

به طور مثال در سیاست خارجی و اقتصادی با همسایه ها، سیاست های پایاپای و مبادلاتی را راه اندازی نکرده ایم. این امر در مورد عراق شدنی است و آنها حاضرند. این موضوع باید از چندین ماه قبل در دستور کار قرار می‌گرفت. باز به مساله فنر رها شده ارز بر می گردیم. این فنر روی همه چیز حتی مبادلات پایاپای با همسایگان اثر گذاشته است. اگر ارز ما ثابت بود و تغییراتی ده درصدی داشت، تبادل ارز ملی کشور ها با ما راحتتر بود، حال آنکه امروز ارز ما تبادل ندارد.ما می توانستیم حداقل با 12 همسایه از این 15 همسایه گفتگو کرده و کار کنیم. حتی با قطر می شد صحبت کرد و بخشی از مشکلات را حل کرد. اینها مشکلاتی است که ما به آنها توجه نکردیم. باید از زمان خروج ترامپ از برجام برخوردی جدی تر با مساله داشتیم. می توانستیم بین ایران و ترکیه و ایران و عراق خودپردازهای مخصوص و کارت به خصوص خود را ایجاد کنیم.  حداقل در مناطق مرزی و فرودگاهی. لذا باید بدانیم این فشارها ادامه خواهد داشت، حتی اگر یک دموکرات بر سر کار بیاید. دموکرات‌ها با ایران با همین روش بر سر میز مذاکره نشستند، پس لازم است برای فشارهای بیشتر برنامه‌ ریزی دقیق‌تری داشته باشیم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
(function(i,s,o,g,r,a,m){i['GoogleAnalyticsObject']=r;i[r]=i[r]||function(){ (i[r].q=i[r].q||[]).push(arguments)},i[r].l=1*new Date();a=s.createElement(o), m=s.getElementsByTagName(o)[0];a.async=1;a.src=g;m.parentNode.insertBefore(a,m) })(window,document,'script','https://www.google-analytics.com/analytics.js','ga'); ga('create', 'UA-53492516-1', 'auto'); ga('send', 'pageview'); s